پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٧)

بازدید
٤,٥٤٨
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

bad oghor:درگویش گوغر شخص بداخلاق راگویند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

baash loq:درگویش گوغر پیشکش خانواده داماد به عروس راگویند هنگام عروس کشان شبیه شیربها

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

baadeku:درگویش گوغر شخصی را گویند که دیگران را تحویل نمی گیرد وازخود راضی وخودبزرگ بین است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

baadaashu:درگویش گوغر شخص روانی را گویند که تصمیم گیری هایش غیر قابل پیش بینی ست. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

baabew:درگویش گوغر لفظی است که بیانگر شگفتی است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٩

aafk: درگویش گوغر همان تاول راگویند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

hevang: درگویش گوغر شاخ بز کوهی را گویند که به دلیل انحنا وانعطاف درقالی بافی سنتی به کار می رود وبه وسیله آن چوب گُرد را جلو وعقب می کنند ( فرهنگ گو ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

hewl hewlki: درگویش گوغر هم به معنای دستپاچه وخیلی شتابزده عمل کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

hewleki:درگویش گوغر به معنای شنابزده ودستپاچه است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

huriz kardan: درگویش گوغر به معنای تازش ناگهانی وحمله است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

heyze:به هم ریختگی گوارش ومعده در اثر پرخوری وبه هم خوارگی وحالت اسهال پیداکردن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

himaaru:یواش وبااحتیاط ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

higal:درگویش گوغر زمان خیلی خیلی کم را گویند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

hitang:خبر جزئی. نمونه:تا هیتنگی می شه فرار می کنه . ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

higoluii:درگویش گوغر مقدارخیلی خیلی اندک ( قید زمان )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

heytaal:درگویش گوغر قدبلند وقددراز راگویند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

henzu chosu:درگویش گوغر نوعی سوسک را گویند که هنگام خطر وترس بوی بدی می پراکند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

hammone:درگویش گوغر کیسه ای چرمی را گویند که برای نگهداشت حبوبات وخوراکی به کار می رفته

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

hamrew:درگویش به معنای صاف وهم سطح است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

hamjil:هم سن وسال

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

heleliso belelis:درگویش گوغر به معنای تند تند وبی دقت وسرسری کاری را کردن است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

hassom:درگویش گوغر ابزاری فلزی را گویند با دسته وتیغه پهن برای پشت ورو کردن نان هنگام پخت نان تابه ای.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

hasku:درگویش گوغر ملاغه راگویند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

herne: درگویش گوغر به معنای خسته است/ از خستگی از پادرآمده.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

Suzeneku: :درگویش گوغر همان سنجاقک را گویند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

haapoli haapo:درگویش گوغر شخص نامرتب ودرهم برهم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

hatu shew:درگویش گوغر شبه جمله ای ست برای متوقف کردن گاو ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

hot o mot:درگویش گوغر حیران ومتعجب راگوینداختمالا هات ومات اصلش باشد ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

haakochu:درگویش گوغر لفظی ست برای پیش خواندن سگ.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

haashu:درگویش گوغر معرفی خر است به زبان کودکانه. خر=هاشو

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

hop:درگویش گوغر به معنای امر به سکوت است ، ساکت.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

haanemid:درگویش گوغر هم به معنای بزرگ وحسابی ودرست ودرمان به کار می رود

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

haader :درگویش گوغر هم به معنای مراقب ونگهدار است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

چارذوقی:chaarzowghi. درگویش گوغر به معنای خیلی شاد است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

atamxaa shodan:درگویش گوغر یعنی طرفداری وجانبداری کردن از کسی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

dam xaaki:درگویش قدمای گوغر به معنای خرج کرد وصیت شده برای پس از مرگ را گویند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

Yort:درگویش گوغر بهمنزا و آثار بجا مانده ازخانه پس از ترک آن گویند ظاهراّ واژه ترکی مغولی ست، ( برگرفته از فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

درگویش گوغر یعنی چمدان چوبی با لایه ای فلزی بر روی آن جهت نگهداری خوراکی ها ولباس ها. البته گوغری ها می گویندyaxdon.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

yaad gomaar kardan: درگویش گوغر یعنی مواظبت کردن از کسی . رسیدگی وپابیدن کسی.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

yaaltur: درگویش گوغر قدبلند را گویند ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

Yaan: درگویش گوغر بافنده قالی وگلیم وجاجیم را گویند البته وقتی که بیشتر از یک قالی باف روی یک کار باشد.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

yahew:درگویش گوغر یعنی بی هوا وناگهانی ویکباره.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

hakke:درگویش گوغر عیب وایراد وخرده را گویند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

aafuk keshidan:درگویش گوغر یعنی بطور کامل تاراج کردن. کاملا تباه کردن وبالا کشیدن چیزی.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٩

atamxaa shodan:در گویش گوغر یعنی جانبداری کردن وپشتیبانی کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

sar sar kardan:درگویش گوغر به معنای الک کردن ومجازاّ خوب هارا از بدها جدا کردن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

، ter daadan, :درگویش گوغر یعنی بی جا وبدموقع حرف زدن ومطلبی را فاش کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

درگویش گوغر حشره ای را گویند زیبا که رنگ سبز وطلایی اش بیشتر نمایان است زهرش کشنده است . /همچنین به هر شی ء بی نام ونامشخص الزینو والماسک گویند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

kotlnu:درگویش گوغر همان لباس کوب را گویند که جنسش از چوب است وطول آن حوداّ چهل سانتیمتر وعرضش نیز تقریبا ده پانزده سانتیمتر است جز قسمت دسته که استوا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

peperme:درگویش گوغر همان نُقل را گویند .