پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,١٤٩
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

Landur:درگویش گوغر همان مه وابر غلیظ وسنگین نزدیک زمین را گویند. قدیمیا می گفتند لندور صبحگاهی خرت بِرُن پناهی لندور شامگاهی گله بیرون غمی نی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

kerkeru:درگویش گوغر صفتی برای نوعی دنده ( هسته ) های تلخ زردآلو و. . . که چندین درآب جوشانده شده وشیرین می شدند سپس با آب نمک برشته می شدندبعضی ها هم ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

Koruلانه وخانه شب خواب مرغ وماکیان رادرگویش گوغر گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١١

Koru:درگویش گوغر خانه شب خواب مرغ وماکیان را گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

bambu: درگویش گوغر وسیله ای فلزی است برای کشیدن نفت وبنزین از بشکه.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

gandomu:درگویش گوغر به بوته خودرویی گویند که معمولاّدرمیان مزراع گندم می روید وگل های سفیدی دارد وعلف هرز به حساب می آید

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

cheraaghu:درگویش گوغر به تنه چربی دار بوته کتیرا چراغو گویند وتسامحاّ به بوته گون وکتیرا نیز گفته می شود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

درگویش گوغر به گوسفند ماده ای که هنوز زایمان نکرده کاور گویندوپس از اولین زایمانش میش گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

درگویش نیز به بزی که هنوز زایمان نکرده گیسه گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١١

aallkoleng:درگویش گوغر به حشره ای گویند که روی خوشه های گندم می نشیندوچون کفشدوزک دورنگه است رنگ غالبش نارنجی همراه با رنگ مشکی. وهیکلش اندازه سوسک ا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٨

shefk:درگویش گوغر به تخم مرغی گویند که زیر مرغ گذاشته اند که جوجه شود ولی جوجه نشده فاسد می شود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

korre:درگویش گوغر به بچه الاغ وبز کره می گویند وبرای بچه سایر چهارپایان متداول نیست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١١

درگویش گوعر هم به مرغ نابالغ گویند .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

Koche:درگویش گوغر سگ نابالغ وکم سن وسال را گویند .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

damtiri: درگویش گوغر از اصطلاحات گردوبازی است. وقتی بازیکنان بیشتر از دونفر باشند اگر یکی از آن ها بخواهد به دیگری کمک کند تیرش را مابین دکه وقله پرت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١١

cheghal daadan:درگویش گوغر مترادف پرتاب کردن است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

Zert:درگویش گوغر مترادف بادصدادارمعده است مثلا وقتی میگن زرتش در رفت یعنی گوزید. گاه نیز به معنای ناگهان وفوری به کار می رود مثلا میگن زرتی زد زیر حر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

qamz:درگویش گوغر بوته ای خودرو وبیابانی را گویند که مناسب سوختن است میگن یه جاز قمز ی بکن بیار به نظر می رسدقمز صفت جاز است ولی بوته ای خاص را در ذهن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

درگویش گوغر همان بوته درمنه را گویند البته با کمی تسامح گاه بعضی بوته های بیابانی دیگر را هم می گویند مثلا میگن یه جاز قمز بکن بیار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

meteq:درگویش گوغر به معنای صدا است مثلاّ میگن فلانی متقش در نمیاد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

Taale:درگویش گوغر به بوته های کنده شده غلاتی چون نخود وعدس تاله گویند .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

درگویش گوغر به صدای شادی گویند که مردان به صورت دسته جمعی درعروسی سر می دهند واین همان صدای هماهنگ وجمعی مردان است که دست ها را دو طرف دهان گرفته وفر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

درگویش گوغر به صدای بلند وموزونی گویند که زنان بطور دسته جمعی یا انفرادی درعروسی سرمی دهند واین همان صدایی است که با حرکت تند زبان ایجاد می شود و همز ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

shetelaqدرگویش گوغر صداواژه ی ضربه محکم سیلی راگویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

Suxhtu: درگویش گوغر همان قلیه راگویند که بعضی ها به آن قورمه گویند درواقع همان گوشت سرخ شده ای ست که در درون یک شکمنبه برایمدت طولانی نگهداری می شود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

فلنگ را بستن درگویش گوغر مجازا به معنای آماده فرار وحرکت شدن است پس براین اساس فلنگ باید پای افزار فرار باشد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

درگویش گوغر هم به کاملاٌ خیس شدن است . طوری خیس شده باشد که آب از همه جایش ریزان باشد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

Shesh xhoneu:از بازی های محلی گوغر است دراین بازی کودکان برروی زمین شش مربع می کشند وبا یک سنگ مربعی شکل هفت هشت سانتی بازی را با حداقل دونفر شروع می ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

pey sar:درگویش گوغر از اصطلاحات نوبت بندی بازی های محلی است به نفر اول می گویند سر وبه نفر دوم می گویند پی سر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

درگویش گوغر از اصطلاحات بازی های محلی منطقه است درنوبت بندی نفرات بازی اولین نفری که اعلام آمادگی می کند می گوید سر دومین نفر اعلام می کند پی سر ونفر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

درگویش گوغر مترادف با شاید است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

serowch:درگویش گوغر به پوست سبز گردو گویند که پس از رسیدن گردو از آن جدا می شود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

یکی از معانی دنده درگویش گوغر هسته میوه هایی چون زردآلو وآلوچه و. . . . است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

Poxhtu: درگویش گوغر واحدی است تقریبی برای دمنوش ها ومحصولات پختنی چون برنج مثلا می گویند یه پختو چایی بریز تو قوری

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

gaachu:درگویش گوغر هم به معنی گهواره است وهم تابِ بازی بچه ها

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

درگویش گوغر هم مجازاً به معنای سلّانه سلّانه کار کردن است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

kamar :درگویش گوغر به قسمی از زمین گفته می شود که جنس آن نه چون سنگ محکم است ونه مثل خاکسست ووارفته بلکه به سنگی سست می ماند که با ضربه ای ناچیز می ش ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

Komor: درگویش گوغر مترادف خردسال وکوچک وخیلی کم سن وسال است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

درگویش گوغر مترادف ماما وقابله هم می باشد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

alak:درگویش گوغر همان غربیل وپرویزن راگویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

، hakke gareftan :درگویش گوغر مترادف ایراد گرفتن از دیگری ست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

Sharmuk:درگویش شخصی را گویند که بیش از خجالتی ست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

درگویش گوغر شخصی راگویند که به هیچ از رو نمی رود وتذکر وناسزا وکنایه وخشم در او اثری ندارد که ندارد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

koppu:درگویش گوغر از اصطلاحات بازی سنگ شیشوست که بازیکن در این مرحله یکی از سنگها را به هوا پ تاب می کند ودرحالیکه بقیه سنگ ها در دستش است با سرعت آن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

ghanj:ا درگویش گوغر ازاصطلاحات بازی سنگشیشو است که دراین مرحله بازیکن باید شش سنگ سنجدگونه کف دست خودقرار داده سپس با مهارت آن ها را کمی بالا پرتاب ک ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

درگویش گوغر به راهروی مسقف وکم عرض که گاه به اتاق های اطراف راه دارد وتقریبا نقش هال درساختمان های امروزی رادارد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

Kotidan:درگویش گوغر مترادف کوبیدن است .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

Pare giinaas:نام کوهی که درقسمت غربی امیر آباد گوغر درآبادی گدار�ده جعفر �واقع شده وامیر آبادی ها سرخی غروب خورشید ( شفق ) را بر فراز این کوه خوش قد ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

seyl kardan. درگویش گوغر مترادف تماشا کردن ونگاه کردن است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

qaafelu:در گویش گوغر به عنوان نفرین ودعای منفی به کار می رود به نظر می آید برای شخصی آرزوی مرگ می کنند .