پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٧)

بازدید
٤,٥٤٦
تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

maqqaash: درگویش گوغر به موچین یاهمان انبرک موکن زیر ابرو گویند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

moshanne:: درگویش گوغر به معنای خرده گیر ومنتقدومخالف است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

shaaleki: درگویش گوغر فرشی راگویند که از پارچه دورریختنی بافته شده.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

shaafk: درگویش گوغر به معنای مخرج ومقعد است

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

shaaxe eshkan: درگویش گوغر به معنای پرثمر وبیش از حد میوه دار است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

shaaghole: درگویش گوغر مترادف آرواره است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

sik siku:درگویش گوغر مترادف سکسکه است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

درگویش گوغر هم به ساقه خشک شده گندم وجو گفته می شود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

korushe kot: درگویش گوغر ابزار کوبیدن وخردکردن کروشه ها گویند.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

koft:درگویش گوغر به دومعنا کاربرد دارد نخست به معنای گونه ( چهره ) معنی دوم :واحد شمارش نوشیدن آب ، قُلُپ

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

qaayemeku: درگویش گوغر به معنای پنهانی ست.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

در گویش گوغر به معنای پنهان کاری به کار می رود.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

در گویش گوغر نیز به معنای پنهان کردن است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

kal kardan: درگویش گوغر به معنای دفن کردن وپنهان کردن چیزی زیر خاک است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

gew be gew: پیوند یک خواهر برادر با خواهر وبرادر دیگری .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

lax:درگویش به معنای وسط ولا وبین به کار می رود ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

laxshidanدرگویش گوغر نیز به معنای لغزیدن وسرخوردن به کار می رود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

loch: درگویش گوغر یعنی فلج که معمولا بصورت لک ولچ به کار می رود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

hele xan: درگویش گوغر دختری راگویند که حجب وحیا کافی نداشته وپیش نامحرم بخندد جزء دوم واژه مخفف خند از مصدر خندیدن است وجزء اول هم به معنای بیهوده وه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

hodok xordan: درگویش گوغر به معنای جاخوردن وناگهان شگفت زده شدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

vaadere:درگویش به ناآشنا وغریبه گویند.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

vaazaade:درگویش گوغر مترادف نوه است. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

verammaalu:درگویش گوغر به معنای درهم ریز ونامشخص است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

kelaxne: درگویش گوغر به معنای فرسوده وخراب وازکارافتاده است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

kol daadan:درگویش گوغر غلطاندن چیزی را گویند.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

kornaatu: درگویش گوغر به برآمدگی سفت زیر گلو گویند.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

kerre: درگویش گوغر به حاشیه وگوشه چیزی گچیند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

keri kardan : درگویش گوغر هم به معنای ارزش داشتن است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

qeynus: درگویش گوغر به سخنان مفت و بیهوده وسردردآور گویند.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

baadrizi: درگویش گوغر به میوه ای گویند که خودبخود یا در اثر وزش باد از شاخه جدا شده به زمین می افتد.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

borzi: درگویش گوغر مترادف بلندی وارتفاع است .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

tevaar: درگویش گوغر مترادف صدا است

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

tevesht::درگویش گوغر به دانه های سرخرنگی گویند که معمولا پس از تب شدید در سر وصورت وبدن بیمار پدیدار می شود.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

churew: درگویش گوغر مترادف بی سروپا و ولو است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

deraxt kot kon:درگویش گوغر مترادف پرنده دارکوب است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

dereki: درگویش گوغر به شخصی گویند که در خانه نمی ماند ویکسره دوست دارد درگشت باشد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

mork:در گویش گوغر به جوانه وشاخه نورسته گویند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

maf: درگویش گوغر فرد گیچ ومنگ را گویند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

naaze:درگویش گوغرمترادف ناخن در ادبیات رسمی است

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

mufeku: درگویش گوغر به نوعی بیماری اطلاق می شود که شخص علاوه بر سرماخوردگی معمول دچار تب ولرز واحساس درد در همه اعضا می شود

پیشنهاد
٢٦

hur maahur goftan: درگویش گوغر به معنای سخنان بیهوده وبی ربط به زبان آوردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

var gel geftan: درگویش گوغر آرزوی مرگ کسی را کردن.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

har havasi: درگویش به معنای تا جائی که بشود یا تا بتوان به کار می رود.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

gor: درگویش گوغر نیمی از روز را گویند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

goj :درگویش گوغر به معنای منفذ وسوراخ کوچک درز است ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

gottu ( gotu ) :درگویش گوغر حشره ای راگویند که شبیه سرگین گردان ) گاه قلون ( است ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

kallepedomak: درگویش گوغر همان بیماری اوریون را گویند.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

zarduki :درگویش گوغر بیماری یرقان را گویند.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

zagh nebud : درگویش گوغر وقتی می خواهند خوراک تلخ وناگواری را یادآوری کنند به صورت اعتراض ونفرین می گویند زغنبود که احتمالا خوراکی تلخ وکشنده بوده.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

peyvaal :درگویش گوغر مدفوع حیواناتی چون گاو وخر را گویند.