تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

شره کردن یا شاریدن به چم جاری شدن با واژه های شُرشُر، آبشار و نیز واژه های تازی شده ساری، سرایت، مُسری پیوند دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چنانچه برخی دوستان بدرستی آوردند شیر اوژن به مانای شیر افکن است. از سویی به چم شیر کُش نیز میباشد. اوژن واژه ای کهن است. زدن و کشتن به اوستاییjan ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان گرامی اگر مهر کنید و نگاهی به معنی تخصصیpropaganda در آبادیس بیاندازید در آنجا بر پایه ریشه شناسی واژه اندیشه پراکنی را پیشنهاد دادم. امیدوا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریشه شناسیpropaganda: با واژه propagate به معنی تکثیر کردن، زیاد کردن، پخش کردن پیوند دارد . که شامل دو پاره است: pro : پیشوندی است به معنی پیش و ری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: ذرت بعد از گندم و برنج، سومین ماده غذایی پر مصرفی است که گونه های بسیاری با کاربردهای گوناگون دارد به مانند ذرت علوفه ای، ذرت شیرین، ذرت آردی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: تنجیدن=تنگیدن=تنیدن= در هم تنیدن= فشرده شدن=tangle

پیشنهاد
٠

آریایی: دریاچه بسیار زیبای زریوار یا زریبار در استان کردستان بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران است. از دید واژه شناسی : با zrayana اوستایی به چم دریا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: دریاچه بسیار زیبای زریوار یا زریبار در استان کردستان بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران است. از دید واژه شناسی : واژه ای کهن است که با zrayana ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: هَلا با واژه های hallo و hey به چم هان، هِی، آهای، هوی و مانند آن در پیوند است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

obedient برای به یاد سپردن بهتر می توان واژه عَبد را بکار برد=فرمانبردار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: کُر ( choir ) ، به اوستایی، gru میباشد به چم آواز خواندن، سرودن، نیایش کردن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: یکی از ماناهای ریش، زخم، درد، آزار و آسیب است. مانند: دلم ریش شد: دلم ( قلبم به درد آمد ) ریش واژه ای هندواروپایی است و به اوستایی raesa می ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: دریدن به اوستایی، dar میباشد که باtear انگلیسی پیوند دارد. همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: گشن گیری، به گرده افشانی در گیاهان و آمیزش در جانوران می گویند که با کاشتن در پیوند است. واژه ای کهن است. به اوستایی، وَرشنی ( varshni ) گو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: شور با واژه هایی مانند salt و saline همریشه است. نزدیکتر به واژه شور را در زبان های اسلاوی میابیم. نمک به روسیsol و شور به اوکراینیsolonyy ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: واژه بزاق ( به تازی:بصاق ) ، به هیچ روی عربی نیست و برگرفته از vawzaka اوستایی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: نهادینه ( کردن ) = نهاد، نهادن، گذاشتن، گذاردن،

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: بنهیم= بگذاریم نهادن=گذاشتن ارج بنهیم=ارج بگذاریم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: ارج بنهیم به مانای ارزش بگذاریم. بِنه = بگذار از بُن نهاد و نهادن= گذاشتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: واژه نهال و نهال کاری با نهاد، نهادن همریشه است. همچنان که نشا و نشاکاری با نشاندن ، نشستن ، نهشتن ، هشتن به چم گذاشتن همریشه است. تاجیکان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: خواستار، خواهان خواه، خواهش با خواست و خواستن همریشه اند. خواهشمندم= خواستارم= خواهانم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: خواستارم با نگر به همریشگی خواه، خواهش با خواست و خواستن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: شِمه ( شمه ای آمدن، شمه ای از خود نشان دادن، خودی نشان دادن ) و نیز واژه هایی چون شِما، شماتیک ( schematic=icon ) با واژه اوستایی شِمنه یا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: spy ( جاسوس، بپا ) اوستایی:spas پاس دادن ( در سربازی ) = patrol ( پاسداری کردن، گشت زدن ) پاییدن و پایش همگی ریشه هندو اروپایی دارند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آریایی: واژه های ورجاوند پرستار و پرستیدن که با واژه های praise و prayer پیوند دارد در فرهنگ ایرانشهری، به چم کرنش کردن نیست. به چم پاییدن، نگهبانی و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: همازور به چم همبستگی و یکی شدن که برابر آن در اوستا، یو میباشد. که با واژه های unit, unite, unique همریشه است. پشتوان افغانستان نیز به شمار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: یکی از چمهای صفت، ویژگی است. چنانکه تاجیکان گرانمایه به میوه های با کیفیت ، میوه های خوش صفت می گویند. با صفت= دارای ویژگی ( ویژه )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: می توان واژه مادر بوم نیز بکار برد چنانچه هندیان به میهن ، مادر بوم ( maatrbhoomi ) میگویند که ریشه در سانسکریت دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: مهراج نامی پسرانه در ایران با ریشه سانسکریت به مانای پادشاه بزرگ ( و نیز مهاراجه ) مه = بزرگ راج=rajah ( راجه= پادشاه در هندوستان ) که با ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: مهاراجه ( پادشاه بزرگ ) > مه= بزرگ rajah=پادشاه ( در هندوستان ) rajah با واژه های زیر پیوند دارد: rex regal royal rial ری ( شهر ری به مانای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: راجه به مانای پادشاه در هندوستان با واژه های زیر پیوند دارد: rex regal royal rial ری ( شهر ری به مانای شهر پادشاهی ) مهاراجه ( پادشاه بزرگ ) ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: درباره شهر ری که کاربران گرامی به بن مایه آن نپرداختند گفتنی است این شهر باستانی به مانای شهر پادشاهی است. و در گذشته به نامهای بسیاری که بی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: ventilator ( دستگاه تهویه و نیز دستگاه تنفس بیماران ) از ریشه لاتینventus ( به چم باد ) با واژه هایwind و باد ( به پهلوی: واد یا وات ) پیون ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: گپ زدن ( گپیدن ) با واژه های انگلیسیgab وgabble jabber و yabber ( یاوه گویی ) همریشه است. بیشتر به چم پرگویی ، وراجی ، یاوه گویی ، بیش سخنی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: به دیگر سخن، به سخن دیگر، به عبارت دیگر، به سخنی، تو گویی، یعنی و. . . برابر انگلیسی آن that is ( to say ) میباشد. say با سُخَن ( سَخُن درس ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: مزغل یا مزقل واژه ای تازی ( عربی ) نیست و با واژه machicolate پیوند دارد. colate= کلات ( قلعه ) machi= ماز ماز ، چمهای گوناگونی دارد . در ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: cardiography =دل نگاری ( قلب نگاری ) cardio= دل پختون یا پشتو های افغانستان به دل ( قلب ) ، زره ( zra ) می گویند. zra و heart و cardio ( ری ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: واژه انگلیسیarrogant با رُخ پیوند دارد. به مانای رخ نما، رخ نمود و مانند آن. کسی که ( چه با کار یا اندیشه درست یا نادرست ) دوست دارد رخ نشا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: گلوتن گونه ای پروتئین گیاهی است که در غلاتی مانند گندم و جو یافت می شود. و اگر این پروتئین نبود چسبندگی در نان و نیز اسپاگتی پدید نمی آمد. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: پیراستن و پیرایش با واژه های pare و prune ( هرس کردن ) پیوند دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: ستور که بیشتر برای چارپایان و حیوانات ( زیوندگان ) بارکش بکار می رود به چم قدرتمند و قوی است و باstrong و سترگ نیز پیوند دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: کهتر، در برابر آن مهتر ( مستر=بالاتر، بزرگتر ) همان واژه کوتاه تر است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی: زفیر=بازدم وارونه اش شهیق=دَم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی واژه به نگر ( نظر ) عربی شهیق ( و نیز استنشاق ) به معنی دم با واژه ایرانی شیهه ( بانگ اسب ) ، به انگلیسی:neigh پیوند دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی: واژه به نگر ( نظر ) عربی صوت با سوت ( سوت زدن ) و sound پیوند دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آریایی فریاد در گذشته به چم دوست ، یار ، یاور و یاری جستن بکار می رفته و با friend همریشه است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

kindergarten kind به آلمانی: کودک با واژه های kid ( کودک ) ، child garten نیز با واژه هایyard, court, garden به معنی حیاط، محوطه، صحن، ساحت، میدان ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی نزله، گونه ای سرماخوردگی همراه با آبریزش بینی است و با nose ( بینی ) ، nasal, nasality ( خیشومی، وابسته به بینی ) و. . . پیوند دارد. نکند خد ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی واژه مفتون ( کردن ) ، مانند واژگان بیشمار دیگر که به نگر ( نظر ) عربی است ریشه آریایی و هندو اروپایی دارد. infatuate به چم واله، شیدا، شیفته ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

آریایی پرلیت ، سنگی آتش فشانی است که یکی از کاربردهایش در بسترهای کشت گلخانه ای میباشد. نام دیگر آن سنگ مروارید ( سنگی سپید رنگ ) است. به دید من ...

١