پیشنهاد‌های رضا فرهنگ (٤٧٢)

بازدید
٣,٤٢٣
پیشنهاد
٤٤

ارزش ندارد - فایده ندارد مثال: There is no percentage in working here = کار کردن در اینجا ارزش ندارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

نه هر مثال: He wears jeans but not just any jeans = او شلوار جین می پوشد اما نه هر شلوار جینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

در باطن مثال: You wear Nazi’s shirts on the outside but on the inside you are Bolshevik شماها در ظاهر لباس نازی ها را پوشیدید اما همگی در باطن بولشوی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣١

ابلاغ مثال: The necessity for toughness was a theme of the order he sent to Army لزوم سرسختی، مضمون دستوری بود که او به ارتش ابلاغ کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

انتخاب داروینی مثال: He would have seen all this as evidence of Darwinian selection او همه اینها را گواهی بر انتخاب داروینی می دانست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

فوری – زود – در یک چشم به هم زدن مثال: We’ll be back in a couple of shakes = ما در یک چشم به هم زدن برمی گردیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

چاله های انفجاری مثال: He suggested they blast holes in the frozen earth to create shelter = او پیشنهاد داد آنها با حفر چاله های انفجاری در زمین های ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

به عنوان مقدمه – مقدمتاً مثال: By way of introduction, I would like to say that به عنوان مقدمه می خواهم بگویم که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

مدتی نسبتاً طولانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

لباس مناسب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

روزهای خوش مثال: The sunny side of life = روزهای خوش زندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

به اوج شهرت رسیدن مثال: He shot to stardom last year = او سال قبل به اوج شهرت رسید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

طبق نقشه پیش رفتن مثال: Since 22 June everything has gone according to plan = از 22 ژوئن تا حالا همه چیز طبق نقشه پیش رفته است

پیشنهاد
٥٠

حفظ گونه ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

قانون طبیعت مثال: The stronger asserts his will, it’s the law of nature قوی تر خود را برحق می داند، این قانون طبیعت است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

مناطق نفت خیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

هدف اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

قوۀ تشخیص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

باور قلبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

با خیال راحت مثال: We entered this war in a rather carefree = ما تقریباً با خیال راحت وارد این جنگ شدیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

آسیب پذیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

دشمن تراشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

برطرف شدن مثال = When he speaks, all doubts fall away وقتی او صحبت می کند همه تردیدها برطرف می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

اما اینجا هم مثال = And here too the Germans faced problems اما اینجا هم آلمانی ها با مشکلاتی مواجه بودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

خطای آشکار مثال = There was an obvious flaw in their logic خطایی آشکار در استدلالشان وجود داشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

به خاطر کوچک ترین – برای کم ترین مثال: On the merest suspicion = به خاطر کوچک ترین سوء ظن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

مهمترین مورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

شخصیتِ چندگانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

بقا مثال: It was essential for the health of the German war machine to protect iron ore supplies = حفاظت از ذخایر سنگ آهن برای بقای ماشین جنگی آلمان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

بی اعتماد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

حس همبستگی مثال: This event has strengthened the notion of togetherness = این واقعه حس همبستگی را تقویت کرده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

بی فایده مثال: It is essentially negative = اساساً بی فایده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

در گذشته سیر کردن – مثال: His thinking was old fashioned = افکارش در گذشته سیر می کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

انتقاد سرسختانه مثال: He was able to stay in his job in the face of strident criticism from his boss = او با وجود انتقاد سرسختانه ازسوی رئیسش توانست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

تعقیب کردن خطاکار مثال: They no longer had any legal way of pursuing the perpetrators = آنها دیگر هیچ راه قانونی برای تعقیب خطاکاران نداشتند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

نبرد – پیکار – درگیری مثال: The largest engagement of the Polish war = بزرگترین درگیری در جنگ لهستان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

اعاده حیثیت – مثال: His promise to restore honour = وعده او برای اعاده حیثیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

قوه تشخیص درونی مثال: They confidence in his intuitive flair = آنها به قوه تشخیص درونی او اطمینان دارند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

اشتباه محض مثال: His inspirations were plain wrong = الهاماتش اشتباه محض بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

ثابت مثال: His foreign policy vision had remained the same دیدگاه سیاست خارجۀ او همچنان ثابت مانده بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

ترجیح دادن – موافق بودن مثال: He favoured the latter = او دومی را ترجیح داد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٨

شمّ سیاسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

بیماری ذاتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

مشروعیت دهنده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

به افرادی می گویند که حرف هایشان تأثیر زیادی بر جماعت دارد. به عنوان مثال، به Local opinion formers می توان گفت "ریش سفیدهای محل"

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤١

مرز مشخص مثال: They had crossed a clear line of medical ethics آنها از مرز مشخصی از اخلاق پزشکی عبور کرده بودند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

رسیدن به ( از لحاظ بررسی و نتیجه گیری ) مثال: We may one day mature into the view = ما شاید روزی به این نتیجه برسیم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤١

معلول ذهنی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

به خصوص به خاطرِ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

آرایش تازۀ نژادی مثال: Hitler knew that racial reordering on this scale is currently impractical هیتلر می دانست که آرایش تازۀ نژادی در چنین مقیاسی فع ...