تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحقیر کردن He could forgive me, but to undermine his daughter publicly was asking too much. او میتوانست مرا ببخشد ولی بخشیدن دخترش در ملا عام ، توق ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تداعی کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنا همان آسمان است ولی وقتی در جملات فلسفی یا احساسی به وسعت زیاد آسمان می اندیشیم و در مورد آن مینویسیم ، از skies استفاده میشود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پوشاندن The solid stupa is topped with a square railing. این معبد بودایی استوار ( محکم ) با نرده ی مربعی پوشانده شده ( احاطه شده ) است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

حمایت شخصی ( کسی ) را داشتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بدست آوردن the iron takes on its former quality. آهن کیفیت سابق خود را به دست می آورد.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

همسو و موافق بودن با چیزی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

منتقل شدن - رسیدن Durability will be assured when foundations are carried down to the solid ground دوام زمانی تضمین می شود که پی ها به زمین محکم منتق ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نبوغ

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

متمایل

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مورد نظر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

تمهید اندیشیدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در یک تجارت سرمایه گذاری کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رخ دادن حتمی چیزی They knew that in normal circumstances they can't be that close to a shark without death following hard behind آنها میدانستند که د ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این هم اوضاع را بدتر کرد که. . . این مورد هم در بدتر شدن اوضاع بی تاثیر نبود که. . . It didn't help that the elevator was broken, and my limp had ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

منطقی و روشن فکر کردن مثال: I could barely see straight for the rest of that meeting. در ادامه ی جلسه نمیتوانستم منطقی فکر کنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشاره به تاخیر در ورود رسیدن و ورود به مکانی پس از رسیدن افراد اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اطلاع رسانی و پخش خبر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Put the word round هم به همین معنی ( اطلاع رسانی و پخش خبر ) است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرپوشیده Sheltering entrance: ورودی سرپوشیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اجازه گرفتنِ مشتری از صاحب رستوران یا کافه برای ماندن در داخل و ادامه ی نوشیدن پس از زمان رسمی تعطیلی رستوران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Turn an idea or argument on it's head یعنی طور دیگری به قضیه نگاه کردن با روشی جدید با قضیه برخورد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دیوارهای خارجی ساختمان که بدون حفره و شکاف هستند. ( عموما دیوارهای قبل از سال۱۹۲۰ که بین دو لایه، عایق هوا نداشتند و کاملا توپر بودند ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در جهت مخالف قرار گرفتن مثال: The shaftfacing away from the wind takes hot air out of the room این جمله مربوط به بادگیر های یزد است و از آنجاکه بادگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روشی طبیعی برای خنک کردن هوای داخل ساختمان است. هوای خنک از طریق یک ورودی ( مثل پنجره ) وارد محیط میشود و سپس هوای گرم شده از یک خروجی که در تراز بال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در معماری highly visible form به معنایی فرمی از ساختمان است که از تمام جهات قابل دید و بدون نقطه ی کور باشد. در چنین ساختمانی سطح مجاور با هوای خارجی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساختمان های پایدار از نظر بوم شناختی و زیست محیطی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نادیده گرفتن و اهمیت ندادن به شخصی ( یا موضوع مطرح شده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گرمترین موقع تابستان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشاره به واضح و آشکار بودن چیزی . Her honesty and sincerity positively shine out

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوال پیچ کردن فردی برای مدت طولانی ( که موجب آزار فرد است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چرخیدن برای پرندگان، چرخیدن روی یک دایره یا منحنی ( و سپس شیرجه زدن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شادی آور و صمیمانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

صبح زود هنگامی که خورشید شروع به نمایان شدن می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاملاً

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

آسیاب شده به. . . A mill is a building in which wheat is ground into flour

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

یک رنگی صداقت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نه به دلیل اینکه. . . نه به خاطر اینکه. . . It was not due to lack of effort that we failed; . the project was simply too ambitious شکست ما به خاطر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

من اسمم رو عوض میکنم اگر . . ( فلان اتفاق بیفتد )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دلقک وار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تا این حد، that much They'll be the death of us all, that lot. آنها مرگ همه ی ما را رقم خواهند زد. بله تا همین حد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

درگیر شدن در کار یا فعالیت خاصی - سر و کله زدن He finally has a project he can get his teeth into.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی مهم بودن تاثیرگذار بودن حیاتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با هدفِ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

دندان روی جگر گذاشتن ادامه دادن به انجام کاری یا ماندن در جایی گرچه انجام آن ناخوشایند است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

سر و ته قضیه را هم آوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

به احتمال زیاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

باهوش - مشتاق - دانا !She's bright - headed, smart like a calculator

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱. با هیجان و بی هدف از سویی به سوی دیگر رفتن ۲. دور و بر کسی مانند پروانه گشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

چون، در حقیقت، چون اگرچه در واقع کلمه ی for به معنی becauseهست و though به معنی although. For برای تاکید بیشتر بر حقیقتی آمده در دل جمله هست. برای ...

١