خبر دادن، اعلام کردن یا پخش کردن یک خبر
این عبارت زمانی استفاده می شود که شخصی می خواهد اطلاعات یا پیامی را به صورت گسترده به گوش افراد یا گروه خاصی برساند تا آنها مطلع شوند.
۱. اعلام کردن عمومی: پخش کردن یک خبر برای اطلاع رسانی عمومی.
... [مشاهده متن کامل]
The police put the word out about the missing child.
پلیس خبر کودک گمشده را اعلام کرد.
۲. درخواست کمک: وقتی کسی از دیگران می خواهد در موضوعی کمک کنند.
We need to put the word out that we need volunteers.
باید خبر را پخش کنیم که به داوطلب نیاز داریم.
۳. جستجو برای چیزی: اعلام کردن برای پیدا کردن یک نفر یا یک چیز خاص.
He put the word out that he was looking for a new apartment.
او اعلام کرد که به دنبال یک آپارتمان جدید است.
۴. انتشار شایعه: گاهی برای پخش کردن اطلاعات یا اخبار غیررسمی بین مردم استفاده می شود.
Don't put the word out until we are sure.
تا زمانی که مطمئن نشدیم، خبر را پخش نکن.
این عبارت زمانی استفاده می شود که شخصی می خواهد اطلاعات یا پیامی را به صورت گسترده به گوش افراد یا گروه خاصی برساند تا آنها مطلع شوند.
۱. اعلام کردن عمومی: پخش کردن یک خبر برای اطلاع رسانی عمومی.
... [مشاهده متن کامل]
پلیس خبر کودک گمشده را اعلام کرد.
۲. درخواست کمک: وقتی کسی از دیگران می خواهد در موضوعی کمک کنند.
باید خبر را پخش کنیم که به داوطلب نیاز داریم.
۳. جستجو برای چیزی: اعلام کردن برای پیدا کردن یک نفر یا یک چیز خاص.
او اعلام کرد که به دنبال یک آپارتمان جدید است.
۴. انتشار شایعه: گاهی برای پخش کردن اطلاعات یا اخبار غیررسمی بین مردم استفاده می شود.
تا زمانی که مطمئن نشدیم، خبر را پخش نکن.
هم به همین معنی ( اطلاع رسانی و پخش خبر ) است.
اطلاع رسانی کردن
خبر پراکنی کردن
خبر پراکنی کردن