پاسخهای Ziro-One
۱- سنگ تمام گذاشته بود یعنی چه؟ ۲- ترزا یه نگاه اندرسفیهی به توماس انداخت .... این جمله متوجه نشدم لطفا آن را توضیح بدهید. اندرسفیهی معنی چی؟ ممنون
واژه ی سنگ از بنواژه ی سنجیدن میاد. سنگ تمام گذاشتن یا سنگ تمام بودن، اهنگین بودن یا کار را به خوبی سنجیدنه. اون دومی که پرسیدی، اندرسفیه، به گمانم ی واژه ی من-در-آوردی باشه؛ واژه عربی به همراه پیشوند فارسی؟!!! شاید نابخردانه یا ی همچین چیزی در نگاه بوده. در شگفتم این چه جور نگاهی بوده که واژه اشناتر و گوارش پذیرتری واسه بازگفتنش نداشتن که تراوش کنند؟!
اینو هستم. پام. پایم.
ببخشید آیا آب پوست پرتقال باز هست اگه بازه یا اگه اسیده ph اون چنده؟؟؟
مگه نخوردی؟ شایدم خوردی ولی معنای واژگان ندان!. همه ی نارنجها(مرکبات)ترشن؛ سیتریک اسید دارن 5 تا 300 میلی مول بر لیتر. سیتریک به معنای نارنج و اسید به معنا ترش واژه های یونانی هستن. در این ...
معنی " دادار " : دادار که بر ما در قسمت بگشاد بنیاد جهان چنانکه بایست نهاد آن را که نداد از سببی خالی نیست دانست سرو به خر نمیباید داد
افریدگار اوست که می افریند، پروردگار هم اوست که می پروراند. داد ار هم اوست که می ده د. اگه خوب نگاه کنی میبینی که سرایند دو بار در رج دوم از بنواژه ' دادن ' واژه به کار گرفته(آن را که نداد، نمی باید داد) دادن: داد| ده.
واژه ی ارج از بنواژه ارزیدن گرفته شده. واژه ی می نهند هم اشکاره که از بنواژه نهادن گرفته شده که همرده ست با بنواژه گذاشتن. ارج نهادن همون ارزش گذاشتن و با ارزش دانستنه.
میشه بگید کدوم قسمت از این جمله خطای ویراستاری داره ؟ افراد این گروه امیدوارند که هر روز زندگیشان بهتر می شود و آنها مـی تواننـد بـا تـلاش و جـدیت در کـار درآمد بالایی داشته باشند . بدون خطا
واژه ی ' آنها ' در اینجا گزافه.
پادشاهی با این برنام در ایران باستان پیدا نشود. دادگر
من به عنوان یک مبتدی این سوال ذهنمو درگیره کرده اونم اینه که در انگلیسی، صفت قبل اسم میاد تا اونجایی که اطلاع دارم مثل red flower یا lazy boy و ... ولی اینجا simple present رو present simple هم ...
دو واژه ی simple و present هر دو صفت هستن برای tense simple present tense/present simple tense
واژه هایی با نشانه های عربی مثل " حبوبات / دخانیات" درستن ؟
انچه امروز درست دیده میشه میتونه فردا با شناخت بهتر، نادرستو زشت دیده بشه پس دلخوش به درست بودن ها نباشید. قابلیت ترجمه؟ گویا شما اشنایی چندانی با داستان ندارید! واژگان قابلیت، عینا، جالب، جواب، مقوله ...
run out of. یعنی چی؟ مترادف و متضادش چی میشه؟
exhaust of have no more have none left have no remaining