پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٩٢)
algophily [�lɡəʊˈfili] درد دوستی { اسم } : انحراف جنسی که با عشق بیمارگونه به تحمیل، تجربه یا فکر کردن به درد مشخص می شود.
algophily [�lɡəʊˈfili] درد دوستی { اسم } : انحراف جنسی که با عشق بیمارگونه به تحمیل، تجربه یا فکر کردن به درد مشخص می شود. []
air boot [eə buːt] پوتین هوا {ا}:�یک�اسپلینت�یا�پروتز�بادی�برای�اندام�تحتانی که�از�مچ�پا�تا�زانو�رسیده و�برای�حذف�فشار� ( با�دور�نگه داشتن�پا�از�تخت ...
air boot [eə buːt] پوتین هوا {ا}:�یک�اسپلینت�یا�پروتز�بادی�برای�اندام�تحتانی که�از�مچ�پا�تا�زانو�رسیده و�برای�حذف�فشار� ( با�دور�نگه داشتن�پا�از�تخت ...
air bath [eə b�θ] حمام هوا {ا}: مواجهه�درمانی�بدن�برهنه�با�هوای�روانِ�گرم�مرطوب []
aggressin [�ˈgresin] آگرسین/ ویرولین {اسم} : ماده متابولیکی که گمان می رود توسط باکتری های خاصی تولید شده و با افزایش فعالیت تهاجمی باکتری ها علیه می ...
aggressin [�ˈgresin] آگرسین/ ویرولین {اسم} : ماده متابولیکی که گمان می رود توسط باکتری های خاصی تولید شده و با افزایش فعالیت تهاجمی باکتری ها علیه می ...
aggressin [�ˈgresin] آگرسین/ ویرولین {اسم} : ماده متابولیکی که گمان می رود توسط باکتری های خاصی تولید شده و با افزایش فعالیت تهاجمی باکتری ها علیه می ...
aggressin [�ˈgresin] آگرسین/ ویرولین {اسم} : ماده متابولیکی که گمان می رود توسط باکتری های خاصی تولید شده و با افزایش فعالیت تهاجمی باکتری ها علیه می ...
aerophobia [eərəʊ’fəʊbiə] هوا هراسی {ا}: 1. ترس غیر طبیعی از هوا به ویژه کوران هوا یا هوای نامساعد؛ 2. ترس غیر طبیعی از قرارگیری در هوا ( مثلاً پرواز ...
aerophil [eərˈɒfil] هوا دوست {ا}: 1. ارگانیسمی که برای رشد و حیات نیاز به هوا و اکسیژن دارد؛ 2. فردی که دوست دارد در هوای ازاد باشد. []
aerophil [eərˈɒfil] هوا دوست {ا}: 1. ارگانیسمی که برای رشد و حیات نیاز به هوا و اکسیژن دارد؛ 2. فردی که دوست دارد در هوای ازاد باشد. []
aerodermectasia [eərəʊdɜːmekˈteiziə] هوا پوست گشادی {ا}: آمفیزم زیرجلدی
aerodermectasia [eərəʊdɜːmekˈteiziə] هوا پوست گشادی {ا}: آمفیزم زیرجلدی []
adtorsion [ədtɔ:ˈʃən] هم چرخی {اسم}: چرخش همزمان هر دو چشم به داخل []
adtorsion [ədtɔ:ˈʃən] هم چرخی {اسم}: چرخش همزمان هر دو چشم به داخل []
synergistic action [sinəˈdʒistik �kʃən] اثر هم افزایی {ا}: 1. اثر مشترک دو یا چند عضله برای انجام کاری که یک عضله به تنهایی نمی توانست انجام دهد؛ 2. ...
compulsive action [kəmˈpʌlsɪv �kʃən] عمل اجباری {ا}: اقدامی که مستقل از اراده یا انگیزه ناخودآگاه فرد انجام می شود.
compulsive action [kəmˈpʌlsɪv �kʃən] عمل اجباری {ا}: اقدامی که مستقل از اراده یا انگیزه خودآگاه فرد انجام می شود.
antagonistic action [�n't�gənist �kʃən] اثر پادکنشگری {ا}: 1. اثر یک عضله یا گروهی از عضلات که اثر یک عضله یا گروه از عضلات متقابل را محدود می کند؛ 2 ...
antagonistic action [�n't�gənist �kʃən] اثر پادکنشگری {ا}: 1. اثر یک عضله یا گروهی از عضلات که اثر یک عضله یا گروه از عضلات متقابل را محدود می کند؛ 2 ...
acroparesthesia [�krəʊp�ris'θi:ziə] انتها مورمور/ بی حسی انتهاها {ا}: وضعیتی که در آن، بیمار پس از خواب درد شدید در دست ها و بی حسی در انگشتان دست پی ...
acroparesthesia [�krəʊp�ris'θi:ziə] انتها مورمور/ بی حسی انتهاها {ا}: وضعیتی که در آن، بیمار پس از خواب درد شدید در دست ها و بی حسی در انگشتان دست پی ...
acroparesthesia [�krəʊp�ris'θi:ziə] انتها مورمور/ بی حسی انتهاها {ا}: وضعیتی که در آن، بیمار پس از خواب درد شدید در دست ها و بی حسی در انگشتان دست پی ...
acroasphyxia [�krəʊ�s'fiksiə] انتها خفگی {ا}: دوره هایی از سیانوز، رنگ پریدگی و لکه های قرمز یا آبی پوست انتهاها، به دلیل اختلال در گردش خون. این حا ...
acroasphyxia [�krəʊ�s'fiksiə] انتها خفگی {ا}: دوره هایی از سیانوز، رنگ پریدگی و لکه های قرمز یا آبی پوست انتهاها، به دلیل اختلال در گردش خون. این حا ...
prabetic acidemia [pr�betɪk �si'di:miə] اسیدخونی پرابتیک {ا}: اسیدمی که در اثر تجمع کتون ها در خون بیماران مبتلا به دیابت کنترل نشده ایجاد و با بوی ن ...
prabetic acidemia [pr�betɪk �si'di:miə] اسیدخونی پرابتیک {ا}: اسیدمی که در اثر تجمع کتون ها در خون بیماران مبتلا به دیابت کنترل نشده ایجاد و با بوی ن ...
prabetic acidemia [pr�betɪk �si'di:miə] اسیدخونی پرابتیک {ا}: اسیدمی که در اثر تجمع کتون ها در خون بیماران مبتلا به دیابت کنترل نشده ایجاد و با بوی ن ...
acid intoxication [ˈ�sid inˌtɑksəˈkeiʃən] مسمومیت با اسید {ا}: اسیدوز شدید که باعث ایجاد وضعیت سمی در بدن می شود. این وضعیت ممکن است به دلیل تجمع محص ...
compensated acidemia [�si'di:miə] اسید خونی جبران شده {ا}: اسیدخونی ناشی از تغییرات در عملکرد ریوی یا کلیوی که pH طبیعی خون را بازیابی می کند.
compensated acidemia [�si'di:miə] اسید خونی جبران شده {ا}: اسیدخونی ناشی از تغییرات در عملکرد ریوی یا کلیوی که pH طبیعی خون را بازیابی می کند.
compensated acidemia [�si'di:miə] اسید خونی جبران شده {ا}: اسیدخونی ناشی از تغییرات در عملکرد ریوی یا کلیوی که pH طبیعی خون را بازیابی می کند.
acid intoxication [ˈ�sid inˌtɑksəˈkeiʃən] مسمومیت با اسید {ا}: اسیدوز شدید که باعث ایجاد وضعیت سمی در بدن می شود. این وضعیت ممکن است به دلیل تجمع محص ...
Achilles bursitis [əkili:z bɜː'saitis] انبانه آماس آشیل {ا}: التهاب بورسای بین تاندون آشیل و سطح خلفی استخوان پاشنه
Achilles bursitis [əkili:z bɜː'saitis] انبانه آماس آشیل {ا}: التهاب بورسای بین تاندون آشیل و سطح خلفی استخوان پاشنه
Achilles bursa [əkili:z 'bɜːsə] انبانه آشیل {ا}: بورسای بین تاندون آشیل و استخوان پاشنه
Achilles bursa [əkili:z 'bɜːsə] انبانه آشیل {ا}: بورسای بین تاندون آشیل و استخوان پاشنه
Achilles bursa [əkili:z 'bɜːsə] انبانه آشیل {ا}: بورسای بین تاندون آشیل و استخوان پاشنه
accident - repetitiveness [�ksidənt rɪˈpɛtɪtɪvnəs] تکرارپذیری حادثه {ا}: داشتن حوادث مکرر به دلیل بی تجربگی، سن یا عدم سازگاری با محیط که باید از مس ...
accident - repetitiveness [�ksidənt rɪˈpɛtɪtɪvnəs] تکرارپذیری حادثه {ا}: داشتن حوادث مکرر به دلیل بی تجربگی، سن یا عدم سازگاری با محیط که باید از مس ...
acatalepsia [eikətəˈlepsiə] استدلال پریشی {ا}: ۱. فقدان درک یا فهم و اختلال در فرآیندهای ذهنی؛ ۲. حالت عدم قطعیت در تشخیص
acatalepsia [eikətəˈlepsiə] استدلال پریشی {ا}: ۱. فقدان درک یا فهم و اختلال در فرآیندهای ذهنی؛ ۲. حالت عدم قطعیت در تشخیص
acanthokeratodermia [�kənˈθəʊkerətoʊdɜːˈmiə] ضخیم شاخینه پوستی {ا}: ضخیم شدن لایه شاخی پوست که بیشتر در دست ها و پاها دیده می شود.
acanthokeratodermia [�kənˈθəʊkerətoʊdɜːˈmiə] ضخیم شاخینه پوستی {ا}: ضخیم شدن لایه شاخی پوست که بیشتر در دست ها و پاها دیده می شود.
failed abortion [feɪld ə'bɔ:ʃən] سقط ناموفق {ا}: یک اتفاق نادر که در آن، بارداری پس از بیرون ریزی ناقص محصولات بارداری ادامه می یابد.
failed abortion [feɪld ə'bɔ:ʃən] سقط ناموفق {ا}: یک اتفاق نادر که در آن، بارداری پس از بیرون ریزی ناقص محصولات بارداری ادامه می یابد.
artificial abortion [ˌɑː. tɪˈfɪʃ. əl ə'bɔ:ʃən] سقط مصنوعی {ا}: سقط جنینی که عمداً انجام شود.
artificial abortion [ˌɑː. tɪˈfɪʃ. əl ə'bɔ:ʃən] سقط مصنوعی {ا}: سقط جنینی که عمداً انجام شود.
accidental abortion [ˌ�k. sɪˈden. təl ə'bɔ:ʃən] سقط حادثه ای {ا}: سقط جنین ناشی از یک حادثه یا اتفاق