پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٩٢)
Bouveret syndrome [ˈbuːvˈret ˈsindrəʊm] نشانگان بوورت {ا}: 1. تاکی کاردی فوق بطنی حمله ای؛ 2. انسداد خروجی معده توسط سنگ صفراوی که از طریق فیستول دوا ...
Borjeson - Forssman - Lehmann syndrome ( BFLS ) [bɔ:dʒəsən ˈfɔrsmɑːn ˈleɪmən ˈsindrəʊm] نشانگان بورجسون - فورسمن - لهمن {ا}: سندرمی مرتبط با کروموزو ...
Borjeson - Forssman - Lehmann syndrome ( BFLS ) [bɔ:dʒəsən ˈfɔrsmɑːn ˈleɪmən ˈsindrəʊm] نشانگان بورجسون - فورسمن - لهمن {ا}: سندرمی مرتبط با کروموزو ...
Borjeson - Forssman - Lehmann syndrome ( BFLS ) [bɔ:dʒəsən ˈfɔrsmɑːn ˈleɪmən ˈsindrəʊm] نشانگان بورجسون - فورسمن - لهمن {ا}: سندرمی مرتبط با کروموزو ...
Borjeson - Forssman - Lehmann syndrome ( BFLS ) [bɔ:dʒəsən ˈfɔrsmɑːn ˈleɪmən ˈsindrəʊm] نشانگان بورجسون - فورسمن - لهمن {ا}: سندرمی مرتبط با کروموزو ...
Boerhaave syndrome [ˈbʊəˈrɑːv ˈsindrəʊm] نشانگان بوئرهاو {ا}: پارگی خودبه خودی مری
Boerhaave syndrome [ˈbʊəˈrɑːv ˈsindrəʊm] نشانگان بوئرهاو {ا}: پارگی خودبه خودی مری
Blau syndrome [blaʊ ˈsindrəʊm] نشانگان بلاو {ا}: نوعی بیماری خودالتهابی نادر و اتوزومال غالب که با التهاب گرانولوماتوز مفاصل، بثورات پوستی و نشانه ها ...
Blau syndrome [blaʊ ˈsindrəʊm] نشانگان بلاو {ا}: نوعی بیماری خودالتهابی نادر و اتوزومال غالب که با التهاب گرانولوماتوز مفاصل، بثورات پوستی و نشانه ها ...
Blau syndrome [blaʊ ˈsindrəʊm] نشانگان بلو {ا}: نوعی بیماری خودالتهابی نادر و اتوزومال غالب که با التهاب گرانولوماتوز مفاصل، بثورات پوستی و نشانه های ...
biliary atresia splenic malformation ( BASM ) syndrome [ˈbɪl. i. ər. i əˈtriː. ʃə spliː. nɪk ˌm�l. fəˈmeɪ. ʃən ˈsindrəʊm] نشانگان ناهنجاری طحالی بی س ...
biliary atresia splenic malformation ( BASM ) syndrome [ˈbɪl. i. ər. i əˈtriː. ʃə spliː. nɪk ˌm�l. fəˈmeɪ. ʃən ˈsindrəʊm] نشانگان ناهنجاری طحالی بی س ...
biliary atresia splenic malformation ( BASM ) syndrome [ˈbɪl. i. ər. i əˈtriː. ʃə spliː. nɪk ˌm�l. fəˈmeɪ. ʃən ˈsindrəʊm] نشانگان ناهنجاری طحالی بی س ...
biliary atresia splenic malformation ( BASM ) syndrome [ˈbɪl. i. ər. i əˈtriː. ʃə spliː. nɪk ˌm�l. fəˈmeɪ. ʃən ˈsindrəʊm] نشانگان ناهنجاری طحالی بی س ...
Biemond syndrome [ˈbaɪmənd ˈsindrəʊm] نشانگان بیموند {ا}: یک اختلال اتوزومال مغلوب که با کولوبومای عنبیه، چاقی، عقب ماندگی ذهنی، هیپوگنادیسم و چندا ...
Biemond syndrome [ˈbaɪmənd ˈsindrəʊm] نشانگان بیموند {ا}: یک اختلال اتوزومال مغلوب که با کولوبومای عنبیه، چاقی، عقب ماندگی ذهنی، هیپوگنادیسم و چندا ...
Biemond syndrome [ˈbaɪmənd ˈsindrəʊm] نشانگان بیموند {ا}: یک اختلال اتوزومال مغلوب که با کولوبومای عنبیه، چاقی، عقب ماندگی ذهنی، هیپوگنادیسم و چندا ...
Bertolotti syndrome [bɜːtəˈlɑti ˈsindrəʊm] سندرم برتولوتی {ا}: آمیختگی غیر طبیعی مهره پنجم کمری با استخوان خاجی همراه با سیاتیک و کژپشتی
Bertolotti syndrome [bɜːtəˈlɑti ˈsindrəʊm] سندرم برتولوتی {ا}: آمیختگی غیر طبیعی مهره پنجم کمری با استخوان خاجی همراه با سیاتیک و کژپشتی
Bertolotti syndrome [bɜːtəˈlɑti ˈsindrəʊm] سندرم برتولوتی {ا}: آمیختگی غیر طبیعی مهره پنجم کمری با استخوان خاجی همراه با سیاتیک و کژپشتی
Bernheim syndrome [bɜːnhaɪm ˈsindrəʊm] نشانگان برنهایم {ا}: نارسایی قلبی بطن راست به دلیل هیپرتروفی بطن چپ همراه با برآمدگی دیواره بین بطنی که باعث ا ...
Bernheim syndrome [bɜːnhaɪm ˈsindrəʊm] نشانگان برنهایم {ا}: نارسایی قلبی بطن راست به دلیل هیپرتروفی بطن چپ همراه با برآمدگی دیواره بین بطنی که باعث ا ...
Bernheim syndrome [bɜːnhaɪm ˈsindrəʊm] نشانگان برنهایم {ا}: نارسایی قلبی بطن راست به دلیل هیپرتروفی بطن چپ همراه با برآمدگی دیواره بین بطنی که باعث ا ...
Bernard Sergent syndrome [bɜːnɑːr sɜːdʒənt ˈsindrəʊm] نشانگان برنارد سرجنت/ بحران آدیسونی یا فوق کلیوی {ا}: اورژانس پزشکی حاد به دلیل عدم تولید کورتی ...
Bernard Sergent syndrome [bɜːnɑːr sɜːdʒənt ˈsindrəʊm] نشانگان برنارد سرجنت/ بحران آدیسونی یا فوق کلیوی {ا}: اورژانس پزشکی حاد به دلیل عدم تولید کورتی ...
Bernard Sergent syndrome [bɜːnɑːr sɜːdʒənt ˈsindrəʊm] نشانگان برنارد سرجنت/ بحران آدیسونی یا فوق کلیوی {ا}: اورژانس پزشکی حاد به دلیل عدم تولید کورتی ...
Bernard Sergent syndrome [bɜːnɑːr sɜːdʒənt ˈsindrəʊm] نشانگان برنارد سرجنت/ بحران آدیسونی یا فوق کلیوی {ا}: اورژانس پزشکی حاد به دلیل عدم تولید کورتی ...
Bernard Sergent syndrome [bɜːnɑːr sɜːdʒənt ˈsindrəʊm] نشانگان برنارد سرجنت/ بحران آدیسونی یا فوق کلیوی {ا}: اورژانس پزشکی حاد به دلیل عدم تولید کورتی ...
Benedikt syndrome [ˈsindrəʊm] نشانگان بندیکت یا پوشی/ فلج پوشی میان مغزی {ا}: سندرمی متشکل از فلج چشمی حرکتی همان طرفه، بیش حرکتی طرف مقابل، لرزش و ف ...
Benedikt syndrome [ˈsindrəʊm] نشانگان بندیکت یا پوشی/ فلج پوشی میان مغزی {ا}: سندرمی متشکل از فلج چشمی حرکتی همان طرفه، بیش حرکتی طرف مقابل، لرزش و ف ...
Benedikt syndrome [ˈsindrəʊm] نشانگان بندیکت یا پوشی/ فلج پوشی میان مغزی {ا}: سندرمی متشکل از فلج چشمی حرکتی همان طرفه، بیش حرکتی طرف مقابل، لرزش و ف ...
Benedikt syndrome [ˈsindrəʊm] نشانگان بندیکت یا پوشی/ فلج پوشی میان مغزی {ا}: سندرمی متشکل از فلج چشمی حرکتی همان طرفه، بیش حرکتی طرف مقابل، لرزش و ف ...
Benedikt syndrome [ˈsindrəʊm] نشانگان بندیکت یا پوشی/ فلج پوشی میان مغزی {ا}: سندرمی متشکل از فلج چشمی حرکتی همان طرفه، بیش حرکتی طرف مقابل، لرزش و ف ...
Benedikt syndrome [ˈsindrəʊm] نشانگان بندیکت یا پوشی/ فلج پوشی میان مغزی {ا}: سندرمی متشکل از فلج چشمی حرکتی همان طرفه، بیش حرکتی طرف مقابل، لرزش و ف ...
Benedikt syndrome [ˈsindrəʊm] نشانگان بندیکت یا پوشی/ فلج پوشی میان مغزی {ا}: سندرمی متشکل از فلج چشمی حرکتی همان طرفه، بیش حرکتی طرف مقابل، لرزش و ف ...
Benedikt syndrome [ˈsindrəʊm] نشانگان بندیکت یا پوشی/ فلج پوشی میان مغزی {ا}: سندرمی متشکل از فلج چشمی حرکتی همان طرفه، بیش حرکتی طرف مقابل، لرزش و ف ...
Benedikt syndrome [ˈsindrəʊm] نشانگان بندیکت یا پوشی/ فلج پوشی میان مغزی {ا}: سندرمی متشکل از فلج چشمی حرکتی همان طرفه، بیش حرکتی طرف مقابل، لرزش و ف ...
Bearn Kunkel Slater syndrome [beərn ˈkʌŋ. kəl ˈsl�t. ə ˈsindrəʊm] نشانگان بیرن کانکل اسلیتر {ا}: التهاب مزمن فعال کبد
Bearn Kunkel Slater syndrome [beərn ˈkʌŋ. kəl ˈsl�t. ə ˈsindrəʊm] نشانگان بیرن کانکل اسلیتر {ا}: التهاب مزمن فعال کبد
Bearn Kunkel Slater syndrome [beərn ˈkʌŋ. kəl ˈsl�t. ə ˈsindrəʊm] نشانگان بیرن کانکل اسلیتر {ا}: التهاب مزمن فعال کبد
Bazex syndrome [beɪzeks ˈsindrəʊm] نشانگان بازکس/ انتها شاخینگی پرانورویشی {ا}: : ضایعه های اگزمایی و پسوریازیسی شکل بر روی گوش ها، بینی، گونه ها، دس ...
Bazex syndrome [beɪzeks ˈsindrəʊm] نشانگان بازکس/ انتها شاخینگی پرانورویشی {ا}: : ضایعه های اگزمایی و پسوریازیسی شکل بر روی گوش ها، بینی، گونه ها، دس ...
Bazex syndrome [beɪzeks ˈsindrəʊm] نشانگان بازکس/ انتها شاخینگی پرانورویشی {ا}: : ضایعه های اگزمایی و پسوریازیسی شکل بر روی گوش ها، بینی، گونه ها، دس ...
Bazex syndrome [beɪzeks ˈsindrəʊm] نشانگان بازکس/ انتها شاخینگی پرانورویشی {ا}: : ضایعه های اگزمایی و پسوریازیسی شکل بر روی گوش ها، بینی، گونه ها، دس ...
Bazex syndrome [beɪzeks ˈsindrəʊm] نشانگان بازکس/ انتها شاخینگی پرانورویشی {ا}: : ضایعه های اگزمایی و پسوریازیسی شکل بر روی گوش ها، بینی، گونه ها، دس ...
Bazex syndrome [beɪzeks ˈsindrəʊm] نشانگان بازکس/ انتها شاخینگی پرانورویشی {ا}: : ضایعه های اگزمایی و پسوریازیسی شکل بر روی گوش ها، بینی، گونه ها، دس ...
acrokeratosis [ˈ�k. rəˌkerəˈtəʊsɪs] انتها شاخینگی {ا}: رشد بیش از حد لایه بیرونی شاخی پوست دست ها و پاها
acrokeratosis [ˈ�k. rəˌkerəˈtəʊsɪs] انتها شاخینگی {ا}: رشد بیش از حد لایه بیرونی شاخی پوست دست ها و پاها
acrokeratosis [ˈ�k. rəˌkerəˈtəʊsɪs] انتها شاخینگی {ا}: رشد بیش از حد لایه بیرونی شاخی پوست دست ها و پاها
Barth syndrome [bɑːθ sˈindrəʊm] سندرم بارث {ا}: یک اختلال وابسته به کروموزوم X ناشی از جهش در ژن TAZ ( که پروتئینی با عملکرد ناشناخته را کدگذاری می ...