پیشنهادهای شقایق (١,٩٢٦)
☆ Lose touch with. . . از . . . دور شدن
از . . . دور شدن
☆ Lose touch with. . . از . . . دور شدن
از واقعیت دور شدن
☆ Cakes of . . . لایه هایی از . . . Ex. His shoes were covered with cakes of mud. لایه هایی از گل کفش هایش را پوشانده بود.
لایه هایی از . . . Ex. His shoes were covered with cakes of mud. لایه هایی از گل کفش هایش را پوشانده بود.
عامل اصلی ِ . . . Ex. The soul of rebellion عامل اصلی شورش
این چنینی Small things like these ( 2024 ) چیزهای کوچک این چنینی
صفت" قوی" هم نشینی بهتری می سازد 👇 مواد مخدر قوی
اشانتیون
[حقوق] داد و ستد غیرقانونی
در آفتاب Ex. Running in the sun made her thirsty. دوندگی در آفتاب او را تشنه کرد.
پس Ex. So then you know! پس تو میدونستی!
خب بعدش Ex. So then what happened? خب بعدش چی شد؟
عمر کسی Ex. His time is almost over. عمر او تقریبا به سر رسیده است.
تقریبا به سر رسیده Ex. His time is almost over. عمر او تقریبا به سر رسیده است.
از . . . حفظ کردن Ex. Seat belts protect passengers from harm. کمربند ایمنی مسافران را از آسیب حفظ می کند.
به کسی کم محلی کردن Ex. The bride's family ignored us almost completely. خانواده ی عروس خیلی به ما کم محلی کردند.
خیلی Ex. The bride's family ignored us almost completely. خانواده ی عروس خیلی به ما کم محلی کردند.
در برابر قانون Ex. Everyone is equal under the law. همه در برابر قانون برابر هستند.
کار کوچک Ex. Running 20 kilometers is no mean task. بیست کیلومتر دویدن کار کوچکی نیست.
به . . . توجه کردن Ex. Spare a thought for those less fortunate than you. به کسانی که از تو بینواترند توجه کن.
دماغ گنده Ex. Every time he thought of her big nose he chuckled. هر وقت به دماغ گنده ی او فکر می کرد پیش خود می خندید.
محکم بستن/ کیپ کردن Ex. I closed the window tight. پنجره را کیپ کردم.
☆ اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا یک سازمان منافع عمومی غیرحزبی است که از حمایت از حقوق اساسی دفاع می کند. این اتحادیه در موضوعاتی چون دادخواهی های قض ...
American Civil Liberties Union ( ACLU ) اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا ☆ اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا یک سازمان منافع عمومی غیرحزبی است که از حمای ...
☆ I had no thought of . . . منظورم . . . نبود Ex. I had no thought of hurting your feelings. منظورم جریحه دار کردن احساسات شما نبود.
راه و روش زندگی سبک زندگی
کاربرد در ساختار زیر👇 ☆ Hurt one's feelings جریحه دار کردن احساسات کسی Ex. I had no thought of hurting your feelings. منظورم جریحه دار کردن احساسا ...
جریحه دار کردن احساسات کسی Ex. I had no thought of hurting your feelings. منظورم جریحه دار کردن احساسات شما نبود.
در معنای "فرا گرفتن" از حرف اضافه ی "on" استفاده می شود👇 Ex. Darkness closed down on the village. تاریکی دهکده را فرا گرفت.
با کسی رابطه داشتن Ex. Her husband was running around with another woman. شوهرش با یک زن دیگر رابطه داشت.
با کسی رابطه داشتن Ex. Her husband was running around with another woman. شوهرش با یک زن دیگر رابطه داشت.
برای مدتی Ex. It was quiet for a long moment. برای مدتی سکوت برقرار شد.
امضای ایمیل
چقدر خنگی که . . .
ترجمه محاوره ای👇 چون اون موقع . . .
قبلا وقتی . . .
یواشکی
مبتلا به . . . بودن ☆ برای اشاره به بیماری به هیچ عنوان نباید نوشت [ از . . . رنج بردن / رنج کشیدن ] برگرفته از کتاب نخستین درسهای ترجمه/فرزانه فرح ...
مبتلا به . . . بودن ☆ برای اشاره به بیماری به هیچ عنوان نباید نوشت [ از . . . رنج بردن / رنج کشیدن ] برگرفته از کتاب نخستین درسهای ترجمه/فرزانه فرح ...
مبتلا به . . . بودن ☆ برای اشاره به بیماری به هیچ عنوان نباید نوشت [ از . . . رنج بردن / رنج کشیدن ] برگرفته از کتاب نخستین درسهای ترجمه/فرزانه فرح ...
موسم بهار
در فصل بهار موسم بهار
کاهش استرس
وای دخلم اومد! دخلم اومده! دیگه کارم تمومه!
در اصطلاح زیر به کار می رود👇 ☆ I'm a dead man! وای دخلم اومد! دخلم اومده! دیگه کارم تمومه!
پولدار ها
اینقدر پیله نکن. . . ولش کن
تا سر حد مرگ Ex. We will fight to the death. تا سر حد مرگ خواهیم جنگید.