تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Lose touch with. . . از . . . دور شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از . . . دور شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Lose touch with. . . از . . . دور شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

از واقعیت دور شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Cakes of . . . لایه هایی از . . . Ex. His shoes were covered with cakes of mud. لایه هایی از گل کفش هایش را پوشانده بود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لایه هایی از . . . Ex. His shoes were covered with cakes of mud. لایه هایی از گل کفش هایش را پوشانده بود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل اصلی ِ . . . Ex. The soul of rebellion عامل اصلی شورش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این چنینی Small things like these ( 2024 ) چیزهای کوچک این چنینی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفت" قوی" هم نشینی بهتری می سازد 👇 مواد مخدر قوی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشانتیون

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق] داد و ستد غیرقانونی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در آفتاب Ex. Running in the sun made her thirsty. دوندگی در آفتاب او را تشنه کرد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پس Ex. So then you know! پس تو میدونستی!

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خب بعدش Ex. So then what happened? خب بعدش چی شد؟

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمر کسی Ex. His time is almost over. عمر او تقریبا به سر رسیده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقریبا به سر رسیده Ex. His time is almost over. عمر او تقریبا به سر رسیده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از . . . حفظ کردن Ex. Seat belts protect passengers from harm. کمربند ایمنی مسافران را از آسیب حفظ می کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کسی کم محلی کردن Ex. The bride's family ignored us almost completely. خانواده ی عروس خیلی به ما کم محلی کردند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی Ex. The bride's family ignored us almost completely. خانواده ی عروس خیلی به ما کم محلی کردند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برابر قانون Ex. Everyone is equal under the law. همه در برابر قانون برابر هستند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کار کوچک Ex. Running 20 kilometers is no mean task. بیست کیلومتر دویدن کار کوچکی نیست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به . . . توجه کردن Ex. Spare a thought for those less fortunate than you. به کسانی که از تو بینواترند توجه کن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دماغ گنده Ex. Every time he thought of her big nose he chuckled. هر وقت به دماغ گنده ی او فکر می کرد پیش خود می خندید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محکم بستن/ کیپ کردن Ex. I closed the window tight. پنجره را کیپ کردم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا یک سازمان منافع عمومی غیرحزبی است که از حمایت از حقوق اساسی دفاع می کند. این اتحادیه در موضوعاتی چون دادخواهی های قض ...

پیشنهاد
٠

American Civil Liberties Union ( ACLU ) اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا ☆ اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا یک سازمان منافع عمومی غیرحزبی است که از حمای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ I had no thought of . . . منظورم . . . نبود Ex. I had no thought of hurting your feelings. منظورم جریحه دار کردن احساسات شما نبود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه و روش زندگی سبک زندگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاربرد در ساختار زیر👇 ☆ Hurt one's feelings جریحه دار کردن احساسات کسی Ex. I had no thought of hurting your feelings. منظورم جریحه دار کردن احساسا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریحه دار کردن احساسات کسی Ex. I had no thought of hurting your feelings. منظورم جریحه دار کردن احساسات شما نبود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در معنای "فرا گرفتن" از حرف اضافه ی "on" استفاده می شود👇 Ex. Darkness closed down on the village. تاریکی دهکده را فرا گرفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با کسی رابطه داشتن Ex. Her husband was running around with another woman. شوهرش با یک زن دیگر رابطه داشت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با کسی رابطه داشتن Ex. Her husband was running around with another woman. شوهرش با یک زن دیگر رابطه داشت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای مدتی Ex. It was quiet for a long moment. برای مدتی سکوت برقرار شد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امضای ایمیل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چقدر خنگی که . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ترجمه محاوره ای👇 چون اون موقع . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبلا وقتی . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یواشکی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مبتلا به . . . بودن ☆ برای اشاره به بیماری به هیچ عنوان نباید نوشت [ از . . . رنج بردن / رنج کشیدن ] برگرفته از کتاب نخستین درسهای ترجمه/فرزانه فرح ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مبتلا به . . . بودن ☆ برای اشاره به بیماری به هیچ عنوان نباید نوشت [ از . . . رنج بردن / رنج کشیدن ] برگرفته از کتاب نخستین درسهای ترجمه/فرزانه فرح ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مبتلا به . . . بودن ☆ برای اشاره به بیماری به هیچ عنوان نباید نوشت [ از . . . رنج بردن / رنج کشیدن ] برگرفته از کتاب نخستین درسهای ترجمه/فرزانه فرح ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موسم بهار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فصل بهار موسم بهار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاهش استرس

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وای دخلم اومد! دخلم اومده! دیگه کارم تمومه!

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اصطلاح زیر به کار می رود👇 ☆ I'm a dead man! وای دخلم اومد! دخلم اومده! دیگه کارم تمومه!

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پولدار ها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینقدر پیله نکن. . . ولش کن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا سر حد مرگ Ex. We will fight to the death. تا سر حد مرگ خواهیم جنگید.