نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hair removal: موبر
١ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's name in the newspaper: نام کسی را در روزنامه چاپ کردن اسم ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come to one's head: به ذهن کسی رسیدن به نظر کسی رسیدن ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a long time: کاربرد در ساختار زیر👇 How a long ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settlement of differences: حل اختلافات
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go backward: پس روی کردن پسرفت کردن دچار پسرفت ش ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
backward look: گاه بهتر از به جای ترجمه وصفی[= نگا ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
barely missed: چیزی نمانده بود Ex. I barely misse ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speak as one thinks: Ex. He is sincere; he speaks as he ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave someone to their own resources: کسی را به حال خویش رها کردن Ex. . ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
town life: زندگی در شهر Ex. He still lives un ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
obtain a further qualification: کسب مدارج علمی بالاتر
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
human endeavour: فعالیت بشری
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and sometimes even: و حتی ممکن است Ex. He is rather li ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quality assessment: ارزیابی کیفیت کیفیت سنجی
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the knowledge that: با آگاهی از اینکه. . . با آگاهی از ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in written form: به صورت کتبی به صورت مکتوب
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in oral form: به صورت شفاهی
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move someone: کسی را از خود بی خود کردن Ex. It w ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cowboy movie: فیلم وسترن
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put an arm around someone: یک دست خود را دور کسی حلقه کردن دست ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well tested: این صفت بهتر است به صورت جمله ترجمه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
needle tracked: سوراخ سوراخ از سوزن به خاطر تزریقات ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wretched souls: ارواح خبیث
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no more worrying: دیگه لازم نیست نگران باشی!
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shuffle in: با قدم هایی لرزان وارد شدن Ex. The ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no words left: در فقدان کلمات
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold the door: در را باز نگه داشتن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
party giver: مهمانی دهنده
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tenting: Other names: structural fumigation ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
structural fumigation: Other names: tenting whole house fu ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's rude: بی ادبانه است! Ex. Don't stare at ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's only one of me: من فقط یک نفرم ☆ زمانی گفته می شود ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's what we said: قرارمونم همین بود!
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slight breeze: نسیم ملایم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
word from upstairs: دستور از بالا آمده
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so i say: داشتم می گفتم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but so what: اما چه فرقی می کند؟
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dear god: خدای بزرگ
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
night wind: باد شبانه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's wrong: این درست نیست!
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
until the end of the world: تا آخر دنیا تا ابد Ex. Looking int ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grassy field: زمین پوشیده از چمن یا به اختصار " ز ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grant a wish: بر آورده کردن آرزو " Ex. For freei ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for one year: یک سال ِ تمام Ex. As a child, she ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold of import: اهمیت دادن Ex. The things they hel ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maybe there's hope: شاید امیدی باشد!
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check around: دنبال کسی یا چیزی گشتن Ex. Recentl ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's easy to see that: به آسانی می توان دریافت که . . .
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm home: من آمدم! Honey, I'm home! I bought ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
track marks: آثار تزریق کبودی و جای زخم ناشی از ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
need something: محتاج چیزی بودن Ex. My soul needs ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow fast: زود بالا آمدن ( سبزه، گیاه و . . . ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
there is a rumour that: شایعه شده که . . .
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the only thing that: تنها چیزی که . . .
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get cheaper: ارزان تر شدن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave a note: یادداشت گذاشتن
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be a wallflower: بی خاصیت بودن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never could change: وقتی در بافت زمانیِ حال به کار می ر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask someone to dance: کسی را برای رقص دعوت کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
o': می تواند مخفف of مالکیت باشد و با ی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hid from him: او خود را از دیدش پنهان کرد * به ط ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tip something: به چیزی تلنگر زدن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone in: کسی را به جمع خود راه دادن Ex. Ben ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow to love someone: به کسی دلبستگی پیدا کردن Ex. I lea ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get it over with: پس کارش را تمام کن!
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
obituary column: ستون متوفیان در روزنامه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good journey: سفر خوش سفر به سلامت
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
excited about: از . . . . . هیجان زده شدن Ex. We' ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that morning: آن روز صبح
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lecture someone: کسی را نصیحت کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dopes: گیج ها خنگ ها
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how dumb can they get: اینقدر خنگ بودند؟
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's so obvious: خیلی ساده است!
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
very best: بهترین Ex. Very best place to hide ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nobody seems to care: انگار برای هیچکس مهم نیست!
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
escape to somewhere: به جایی گریختن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel familiar: با کسی/چیزی آشنا بودن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
become a whopper: بی اندازه بزرگ شدن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
geometric precision: تناسب هندسی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far too late: خیلی دیر شده دیگه کار از کار گذشته
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no time to do something: برای انجام کاری فرصتی در کار نیست
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hover near: گرد کسی یا چیزی حلقه زدن دور کسی یا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unblinking: خیره؛ ویژگی چشمانی که بدون حرکت مان ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill the sky: سر بر آسمان ساییدن Ex. Deep in the ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
appeal to fate: پناه بردن به سرنوشت
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our time together: ساعت های با هم بودنمان
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have time to do something: گاه به جای "برای انجام کاری وقت داش ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
echoed in his ears: در گوشش پیچید Ex. His father's voi ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's time for: وقت ِ . . . است Ex. It's time for ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be stupid: احمق نشو!
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
years later: سالها بعد
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cemetry grass: سبزه های گورستان
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the evening glow: درخشش نور غروب
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not good: نه چندان خوب
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good odds for someone: شرایط برای او خوب است یا به طور عام ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mephistopheles: مفیستوفلس نامی است که در ادبیات فول ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you stuck him good: خوب زدیش
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alone inside: تنها توی خانه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
white uniformed: کسی که روپوش سفید به تن دارد Ex. S ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sit on the stand: [مربوط به دادگاه] در جایگاه شهود نش ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was quite obvious: کاملا روشن بود که . . . مثل روز رو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whaddy mean: [عامیانه] چی می گی؟!
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
order in the court: ☆ همان جمله ی معروفی که در دادگاه ه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop someone: جلوی کسی را گرفتن Ex. I just tried ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the safety of territory: قلمرو امن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every minute lost: هر لحظه تاخیر
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
savor a mouthful: حسابی از [ خوراک، غذا و . . . ] خور ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bogey in society's nose: انگل جامعه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
encased by: محبوس در میانِ . . .
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gaze down at something: نگاه خود را پایین انداختن و به چیزی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
won't be for long: زیاد طول نمی کشد
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
final days: روزهای آخر حیات
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wedding fever: تب و تاب ازدواج
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act strange: رفتار کسی به یکباره عوض شدن Ex. I ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
schatchen: واسطه ازدواج
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come into someone's heart: به قلب کسی راه یافتن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
learn about someone's mind: به ذهنیت کسی پی بردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into argument with someone: با کسی جدل کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you idiot: ابله
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never used to: قبلا اینطور نبود
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grimace at something: با دیدن چیزی چهره در هم کشیدن Ex. ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
with a smile: لبخند بر لب Ex. She turned to the ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clanging shut: صدای بسته شدن Ex. She could almost ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mobile home park: محوطه ی خانه ی متحرک
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in despair: از سر ناامیدی Ex. In despair, he f ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
master thief: شاه دزد
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn louder: صدای رادیو و. . . را بلندتر کردن
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
behind the irons: زندان Ex. His sentence? Behind the ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
major: ☆ این کلمه می تواند در ساختار زیر ب ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
importunately: بی وقفه Ex. Bell still rang importu ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
especially because: به خصوص از این جهت که . . .
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at your call: بنا به خواست شما
٤ ماه پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
اصطلاحی است به معنای امیدوارم آنچه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for: ☆ اگر for پیش از نام یک خوراکی آمده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
perth zoo: باغ وحش پرث ( یک پارک جانور شناسی د ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٦٠٠ رای

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up to the moment of: تا لحظه ی . . . Ex. Up to the mome ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dust wiper: گرد پاک کن
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
church bells: زنگهای کلیسا ناقوس های کلیسا
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reveals that: نشان می دهد که . . .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the community: در جامعه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
truthfulness or fallacy of something: درستی یا نادرستی یک چیز صحت و سقم ی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sound base: پایه و اساس صحیح
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adult friends: دوستان بزرگسال ( دوستانی که سنشان ا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is not appreciated: توصیه نمی شود
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from birth to death: از تولد تا مرگ از بدو تولد تا لحظه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
topical solution: محلول موضعی مثل بتادین
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one day soon: یکی از این روزها، یکی از همین روزها ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
military muscles: قدرت نظامی Ex. Once again germany f ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
through: یکی از معادل های فارسی برای این واژ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
juggle: پرداختن به همه ی امور به صورت همزما ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
writing course: دوره ی نویسندگی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it is to be regretted that: جای تاسف است که . . . مایه تاسف اس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
free spiritedness: آزاد منشی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parapet wall: دیوارک جان پناه دیوارهای دور بام
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rationals: دلایل
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something into action: چیزی را عملی کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with skepticism: ( قید ) با شک و تردید
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dark and light: تیره و روشن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the staff of somewhere: در جایی کار کردن . Ex. Robin is sti ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thus appears: چنین می نما ید که. . .
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
for several years: برای سال های متمادی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't insist: اصرار نکن! دست از سرم بردار!
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠٠ رای

-
همه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hustle and bustle of life: پیچ و خم های روزمره ی زندگی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
etherized: بیهوش
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teen club: باشگاه نوجوانان
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
racial tolerance: تحمل نژادی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
has brains: باهوش بودن Ex. David has brains دیو ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm in a huff: خیلی عصبی ام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
green qualities: صفات افراد دوستدار محیط زیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ecological practices: فعالیت های زیست محیطی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پرسش

-
بپرس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fiction writing: داستان نویسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
complaint letter: نامه ی شکایت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give judgement about something: درباره ی چیزی رای دادن درمورد چیزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
satellite images: تصاویر ماهواره ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
precipitation events: رویداد های بارشی فعالیت های بارشی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the right conditions: در شرایط مناسب / در شرایط مطلوب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's kind of a hassle: یه جورایی دردسر داره / به نوعی دردس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by as much as: تا حدود Ex. By as much as 10 to 20 ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something in order: چیزی را ترتیب دادن Ex. I'm trying t ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm managing: از پسش برمیام
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
busy with: ☆ بعد از with یک اسم قرار می گیرد. ...
١ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
more than permitted: بیش از حد مجاز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without breaks: بدون وقفه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
train carriage interiors: قسمت های داخلی واگن قطار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
medical help: کمک پزشکی * البته گاه به صورت جمع ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ballet shoes: کفش های رقص باله
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
relieve the pain: درد را تسکین دادن درد را کاهش دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
price range: محدوده ی قیمت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have the lead: جلو بودن ( در مسابقه ) پیشتاز بودن ...
١ سال پیش
١