نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
final days: روزهای آخر حیات
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wedding fever: تب و تاب ازدواج
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act strange: رفتار کسی به یکباره عوض شدن Ex. I ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
schatchen: واسطه ازدواج
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come into someone's heart: به قلب کسی راه یافتن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
learn about someone's mind: به ذهنیت کسی پی بردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into argument with someone: با کسی جدل کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you idiot: ابله
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never used to: قبلا اینطور نبود
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grimace at something: با دیدن چیزی چهره در هم کشیدن Ex. ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
with a smile: لبخند بر لب Ex. She turned to the ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clanging shut: صدای بسته شدن Ex. She could almost ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mobile home park: محوطه ی خانه ی متحرک
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in despair: از سر ناامیدی Ex. In despair, he f ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
master thief: شاه دزد
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn louder: صدای رادیو و. . . را بلندتر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
behind the irons: زندان Ex. His sentence? Behind the ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
major: ☆ این کلمه می تواند در ساختار زیر ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
importunately: بی وقفه Ex. Bell still rang importu ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
especially because: به خصوص از این جهت که . . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at your call: بنا به خواست شما
١ سال پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
اصطلاحی است به معنای امیدوارم آنچه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for: ☆ اگر for پیش از نام یک خوراکی آمده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
perth zoo: باغ وحش پرث ( یک پارک جانور شناسی د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٦٠٠ رای

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up to the moment of: تا لحظه ی . . . Ex. Up to the mome ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dust wiper: گرد پاک کن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
church bells: زنگهای کلیسا ناقوس های کلیسا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reveals that: نشان می دهد که . . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the community: در جامعه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
truthfulness or fallacy of something: درستی یا نادرستی یک چیز صحت و سقم ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sound base: پایه و اساس صحیح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adult friends: دوستان بزرگسال ( دوستانی که سنشان ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is not appreciated: توصیه نمی شود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from birth to death: از تولد تا مرگ از بدو تولد تا لحظه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
topical solution: محلول موضعی مثل بتادین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one day soon: یکی از این روزها، یکی از همین روزها ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
military muscles: قدرت نظامی Ex. Once again germany f ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
through: یکی از معادل های فارسی برای این واژ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
juggle: پرداختن به همه ی امور به صورت همزما ...
١ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
writing course: دوره ی نویسندگی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it is to be regretted that: جای تاسف است که . . . مایه تاسف اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
free spiritedness: آزاد منشی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parapet wall: دیوارک جان پناه دیوارهای دور بام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rationals: دلایل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something into action: چیزی را عملی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with skepticism: ( قید ) با شک و تردید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dark and light: تیره و روشن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the staff of somewhere: در جایی کار کردن . Ex. Robin is sti ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thus appears: چنین می نما ید که. . .
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
for several years: برای سال های متمادی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't insist: اصرار نکن! دست از سرم بردار!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠٠ رای

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hustle and bustle of life: پیچ و خم های روزمره ی زندگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
etherized: بیهوش Ex. A patient etherized upon ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teen club: باشگاه نوجوانان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
racial tolerance: تحمل نژادی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
has brains: باهوش بودن Ex. David has brains دیو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm in a huff: خیلی عصبی ام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
green qualities: صفات افراد دوستدار محیط زیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ecological practices: فعالیت های زیست محیطی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پرسش

-
بپرس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fiction writing: داستان نویسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
complaint letter: نامه ی شکایت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give judgement about something: درباره ی چیزی رای دادن درمورد چیزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
satellite images: تصاویر ماهواره ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
precipitation events: رویداد های بارشی فعالیت های بارشی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the right conditions: در شرایط مناسب / در شرایط مطلوب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's kind of a hassle: یه جورایی دردسر داره / به نوعی دردس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by as much as: تا حدود Ex. By as much as 10 to 20 ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something in order: چیزی را ترتیب دادن Ex. I'm trying t ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm managing: از پسش برمیام
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
busy with: ☆ بعد از with یک اسم قرار می گیرد. ...
١ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
more than permitted: بیش از حد مجاز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without breaks: بدون وقفه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
train carriage interiors: قسمت های داخلی واگن قطار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
medical help: کمک پزشکی * البته گاه به صورت جمع ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ballet shoes: کفش های رقص باله
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
relieve the pain: درد را تسکین دادن درد را کاهش دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
price range: محدوده ی قیمت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have the lead: جلو بودن ( در مسابقه ) پیشتاز بودن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be high in sth: دقت شود که در این ساختار، به جای st ...
١ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
testing phase: مرحله ی آزمایشی/دوره ی آزمایشی Ex. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get the most from sth: بیشترین بهره را از چیزی بردن Ex. A ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
١ سال پیش