پیشنهادهای مهدی خلیلزاده (٨٧)
در زبان یونانی فیلیپ به چم اسب دوست یا دوست اسب هست و از دو واژه فیل مانند پدوفیل یا بچه دوست و ایپ یا هیپ ساخته شده و ژاو این واژه فیلهیپ بوده
ترازا یا ترازه
نام پسرانه و به چم همزاد یا توام هست و شکفت است که واژه توام در تازی و این که واژه از واژه تئوما در عبری گرفته شدن
آقا میلاد نمیشه هر واژه که توی تازی هست رو یه ریشه سه گانه براش بسازی و بگی صد در صد مال تازیه زمانه دگرگون شده زمانگ هست از پارسی میانه که توی بلوچی ...
میشکا پارسی نیست دوستان از زبان تبری هست و به چم گنجشک پارسی هست
مسلمون های عرب و ناعرب که همکیش این کیشین ها یا همون بدعتی ها شدن و حتی معنی خائن هم میتونه داشته باشه
ریشه این واژه Borrowed from Arabic فُنْدُق ( funduq, “hazelnut, pebble, bullet, gun” ) , from Middle Persian pndk' ( pondik, “hazelnut” ) , from Anci ...
کسی که دینش دارای فرزند یا فره ایزدی است یا کسی که عضو گارد نگهبانان شاه هست مانند گارد پرتورین های ویژه امپراطوران روم باستان
کسی که زنباره و از دیدن و خیره شدن به زنان و دختران به گونه بلند زمان کام میبرد
در پارسی به چم کسی هست که چرکین و نجس هست و معنی خوبی نداره
درازان
دوستان اوننام دختر یک سوتفاهم نوشتاریه چون اون نام درستش اَردَک هست نه اُردَک که به معنی مقدسه و نه پرنده مرغابی
خانوم نازی اشتباه تلفظ نمیشه بلکه به لهجه ما پارسیزه یا پارسی مآب شده که بجای اِستِوا اُستُوا تلفظ میشه همانگونه که ما به اسم فاطِمَةُمیگیم فاطِمِه ن ...
نام دخترانه
دو قلو
آقای پارس در گذشته باستان این قومیت ها وجود نداشتن و پس از درنگ ها یا مدت های بسیار این اقوام با انشعاب از ریشه اصلیشون ساخته شدن لر و لاری و فارس هم ...
چند چم داره نخست عدل ایزد تیشتر که تیر از همان گرفته شده و دوم رهاورد ایزد تیشتر
برابر هووی پارسی
باز فرهنگربایی آغاز شد
دو نگرش درباره این واژه از نگرش بنده هست یکی رسته ای ناقص هست که به چم زنی که مانند هرزگان هست و یکی دیگر به چم زنیچک یا زنیزه بوده که به چم زن کوچک ...
نام دخترانه به چم مشتاق
کانش واژه خوبی نیست و به چم تحمق و حماقت هست و کانا هم که پاد داناست از همین واژه برگرفته
نیاد
در گذشته در زبان پارسی و شاید دیگر زبان های ایرانی و آریایی واژه همیشه اینگونه نبود و درستش میشه یا میشَ یا میشا بود که به چم همیشه یا همیشگی هست و پ ...
بیشتر آدم یاد اتروسک ها میوفته که قومی باستانی در ایتالیا بودن
خانم منیژه با نام دل بخواهی زینب تو شایستگی این نام مقدس ایرانی را نداری چون یک خائن وطنفروشی
اگر این نام به گونه شِیدا یا sheyda گفته و نوشته شود به زبان آرامی یا سریانی است و پارسیزه واژه شِدا است که به چم دیوانه یا اهریمن است و اگر به گونه ...
جالبه که نام این واژه در پارسی و زبان های ایران قلیان است که از واژه عربی آمده که البته خود این واژه از لاتین آمده و همان گالون آمده و در عربی واژه ن ...
به باور بنده این واژه گونه عربیزه واژه گاردیز از زبان های ایرانی هست که همریشه واژه گاردن در زبان های ژرمنی هست که ایشان هم هندواروپایی هستند.
آقای جدیدی بایرام گونه ترکی یا شاید هم عربی واژهپدرام سغدی هست همان گونه که بخش دوم واژه آذربایجان یعنی بایجان گونه عربی واژه بادگان یا پادگان یا گون ...
کرته
کندیس در پارسی باستان
بوزَک
ژینا به چم زیباترین ژ تاریخ است دو ژینا بودند که بسیار دوستشان داشتم یکی عشقم بود که هرگز بهش نرسیدم و دیگری هم میهنم بود که نماد و درخشش آزادی شد که ...
در وصفش تنها میتوان گفت یکی از بهترین بخش های تاریخ در کنار نبردهای آندلس و جنگ جهانی یکم
بهترین واژه از نگرش بنده اسوار در پارسی باستان و میانه است هم چمانی یا معانی و ریشه شناسی هایی که دوستان کردند از روی احساسات و یا اشتباه بود در راست ...
با درودی دوباره میخواستم بدونم دقیقا کی به خانم به اصطلاح اوزرا این اطلاعات را دادن واقعا اگر کسی یه مقدار از پارسی سرش بشه میفهمه که واژگانی که ِ یا ...
نام میانی خانوادگی پسرانه در زبان روسی که نسبت فرزند نر و نام پدرش را نشان میدهد و برابر واژه پور در پارسی و اغلو در زبان های ترکی یا سون یا سان در ا ...
در پارسی واژه جوان خودش پارسیست پس راد نه جوانمرد هست و نه جوان بلکه به چم سخاوت و نجابت هست و رادا و رادان و رادمند به چم سخاوتمند و نجیب هستند
پیکار
مصرف کننده
گسار به چم مصرف است و می گسار به چم کسیست که شراب مصرف میکند
نگاه در راستی به چم توجه است نه دیدن یا نگرش یا بینش چرا که اینا واژگان دیگری ویژه خود دارند و هنگامی که کسی به دیگری میگوید نگاهم کن به چم این است ک ...
قنات در راستی از واژه قناة تازی و این واژه نیست از قَنیه آرامی یا سریانی و خود این واژه هم از قَنوم اکدی گرفته شده که از زبان های سامی نه پارسی و از ...
به نگرش بنده اگر به گونه اُردو نوشته بشه به چم است یک اُرد یا اَرد که در زبان های ایرانی به چم قدس است و با واژه آرتا از یک ریشه و پسوند او یا u که پ ...
سوران مانند سورا در پارسی کهن و میانه به چم زورمند و تهمتن است و از دو واژه سور یا به پارسی امروزی زور و پسوند آ که نسبت است مانند پایا مانا دانا دار ...
یک از چپان شیوا میتواند این باشد کسی که شیوه مدار و قانونمند است و این واژه ساخته از شیو یا شیوه و پسوند آ است همان پسوندی که در ته واژگانی چون دانا ...
حاکم یا فرماندار در پارسی میانه و زمانه ساسانیان برای نمونه نام و واژه کَنارَنگ از فرنام حاکمان ابرشهر از همین واژه و واژه آرنگ به چم حاکم است و به چ ...
کوبنده همچون واژگان دانا و مانا و پایا و کانا و پویا
این واژه نه پارسیست و نه اربی این ریشه راستین این واژه سغدی است که زبانی از خانواده زبانهای ایرانی بوده و گونه راستین واژه اش ناکَرتَ بوده و نقره گون ...