تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) ماری جوانا. به صورت 20 - 4 خونده میشه. مثال: I saw an ad in the paper for an apartment that is 420 friendly

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) درگاه لباس. جنجال اینترنتی درباره رنگ لباسی که در Tumblr منتشر شده ( افراد یه لباس رو به سه رنگ متفاوت میدیدن و به سرعت این عکس تبدیل ب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) سود مالی حاصل از سرمایه گذاری در بازارهای مالی. مثال: Stock went up $27 bucks, that's three sets of McDonald's tendies. #winning

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

معامله گر کمّی. معامله گری که برای شناسایی فرصت های خرید و فروش اوراق بهادار و دیگر ابزارهای مالی از مدل های ریاضی و مجموعه داده های بزرگ استفاده می ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( ناسازه - پارادوکس ) خر بوریدان. یک الاغ گرسنه رو به فاصله مساوی بین دو کپه یونجه قرار بدید و الاغ به سبب ناتوانی اراده به عمل خواهد مرد.

پیشنهاد
٠

روش حل مشکل پولیا. روشی کلاسیک و چهار مرحله ای برای حل مشکل: 1. مشکل را درک کنید. 2. یه نقشه بچینید. 3. نقشه رو اجرا کنید. 4. و به گذشته نگاه کنی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

جمع گرایی. یک نظریه سیاسی اقتصادی که از کنتزل جمعی بر تولید و توزیع حمایت میکنه. جمع گرایی بر جامعه و گروه متمرکز میشه. این نظریه خواستار کسب هویت ف ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

1. فرد گرایی ( اصل مستقل بودن و متکی بودن به خود ) . 2. فردگرایی ( یک نظریه اجتماعی که آزادی عمل افراد را به کنترل جمعی یا دولتی ترجیح می دهد ) . ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست پنهان/دست نامرئی. کنایه از یک نیروی ناشناخته که تصور میشه علت رویدادهای خاص و اغلب ناگوار هست. مثال: In fact, the role of 'hidden hand' was o ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست نامرئی. هماهنگ کننده منافع شخصی و منافع اجتماعی. ( مزایای اجتماعی ناخواسته ناشی از اقدامات فردی ) .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) پورنوتوپیا. مکانی که توی اون همه مشغول سکس هستن.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) به معنی کلاهبردار. مثال: Fred is such an off artist. Beware of the rip - off artist who runs that shop

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) هنرمند تخریب. کنایه از یه فرد خبرچین ( کسی که از اعتماد سواستفاده میکنه و آسیب میزنه ) . مثال: Never trust a known burn artist

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) هنرمند مشروب . کنایه از کسی که خیلی مسته ( سیاه مست ) . مثال: I was quite a booze artist in college, but those days are long behind me

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) شئ جنسی. کسی که ( معمولا زن ) فقط برای سکس میخوانش. مثال: She was tired of being treated like a sex object, so she began dressing mor ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) الهه ی سکس. زنی ( به ویژه سلبریتی و مشهور ) که جذابیت جنسی زیادی داره. مثال: She was something of a sex goddess as a young starlet, b ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) 1. ماشین سکس ( کسی که زیاد سکس میکنه ) . 2. هر ابزار ماشینی که برای انجام سکس با انسان طراحی شده.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه - نوشتاری ) مخفف Age , Sex, From به معنی سن، جنسیت، محل زندگی ( پرسشی از طرف مقابل ) . توی فضای مجازی زیاد استفاده میشه! مثال: I was jus ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) سکس چشمی. عملی که دو نفر متقابلا به همدیگه نگاه میکنن و حرکات چشم و نوع نگاهشون نشان دهنده تمایلات یا جذابیت شدید جنسی متقابل است. مث ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) زنگ دو پاسخ بده ( چالش/مبارزه رو بپذیر ) . کنایه از مقابله با یک چالش. مثال: Stacy, you really answered the bell this semester and di ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

tinfoil hat ( عامیانه ) کلاه حلبی. استعاره از یک طرز فکر پارانوئید یا هذیانی که حول محور اعتقاد بع نظریه های توطئه میگرده. ( کلاه حلبی اشاره به ای ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) چکش طلایی. استعاره از ناتوانی در تشخیص و دیدن سایر نتایج یا راه حل های ممکن در صورتی که فردبیش از حد به ابزار، روش یا تفکر خاصی تکیه کن ...

پیشنهاد
١٢

از پشت ( به کسی ) خنجر زدن. خیانت به اعتماد ( کسی ) . مثال: These companies all want to pretend like they're your friend, but they'll stab you in ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

تلاش و صرف زمان ( برای انجام کاری ) /وقت گذاشتن. مثال: You need to take the time to roll out the dough, or else they won't bake properly

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

امنیت غذایی. دسترسی همه مردم به غذای کافی در تمام اوقات برای داشتن یک جسم سالم. موجود بودن غذا، دسترسی به غذا و پایداری در دریافت غذا سه رکن اصلی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( اصطلاح جامعه بازار ارز دیجیتال ) دلفین کریپتوکارنسی. اصطلاحی برای بازیگران میان رده ارز دیجیتال ( اندازه وال ها سرمایه ندارن اما نسبت به تریدرهای ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( اصطلاح جامعه ارزدیجیتال ) نهنگ کریپتوکارنسی. افراد یا نهادهایی که مقدارزیادی ارز دیجیتال در اختیار دارن ( با خرید و فروششون میتونن بازار رو تکون ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود دگرکشی/خودکشی پس از ( یاهنگام ) قتل دیگران. گونه ای از خودکشی که فرد بعد از قتل دیگران خودشو میکشه. حمله انتحاری/خودکشی خاتوادگی و. . . از این ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

مخفف Do Your Own Research خودت تحقیق کن/تحقیقات خودت را انجام بده. توی بازارهای مالی ( به خصوص کریپتوکارنسی ) زیاد استفاده میشه به این معنی که قبل ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

نتیجه گیری سریع/قضاوت عجولانه. قضاوت و یا نتیجه ای که از نبود اطلاعات و یا اطلاعات کم به دست اومده. وقتی اطلاعات کم باشه مغز سریع تصمیم گیری میکنه. ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاهبرداری بانکی. به دست آوردن پول، دارایی یا سایر اموال متعلق به دیگران از طریق یک موسسه مالی.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

( بازارهای مالی ) برنامه معاملاتی. سندی مهم که تمام جزئیات کسب و کار و معامله گری در آن ثبت می شود. نحوه مدیریت کسب و کار در این سند ثبت می شود. تم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

حال به هم زن/نفرت انگیز/چندش/منزجرکننده. مثال: yucky green - grey slushy cabbage

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمان نشون میده/زمان مشخص میکنه. ( نتیجه در آینده و با گذشت زمان مشخص میشه ) . مثال: Time will tell whether the film is truly considered a success ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. جراح مغز. 2. فوق العاده باهوش. مثال: a leading brain surgeon in Oxford I'm hardly the staff brain surgeon

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

روسی ممنوع ( اشاره به مردم روسی ) . یک ماموریت جنجالی و بحث برانگیز در بازی ویدیویی COD MW2 2009 که بازیکن با یه گروه تروریستی دست به ترور شهروندان ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کت و شلوار خالی. 1. مرد مهم یا ثروتمندی که فاقد جوهر، شخصیت، مهارت و تواناییه. 2. یک مدیر اجرایی، مدیر یا مقامی که به عنوان ناکارآمد، بی کفایت یا ف ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازی مجموع صفر. یک مدل ریاضی از وضعیتی است که سود X دقیقا برابر با زیان طرف Y است. اگر مجموع سودهای به دست آمده شرکت کنندگان جمع بشه و مجموع ضررها ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

جرم یقه سفید. سواستفاده افراد بلندپایه از موقعیت و مقام خود که بیشتر با جرایم مالی همراهه.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسوایی فارکس. رسوایی مالی که در سال 2013 چندین بانک بزرگ از جمله سیتی گروپز، جی پی کورگان، بارکلیز و. . . به اتهام دستکاری نرخ ارز متهم شدند. این دی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحلیل چند متغیره. جدا کردن یک علت از علل دیگر ( کار بسیار دشوار ) . مثال: Multivariate analysis ( MVA ) involves evaluating multiple variables ( m ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٠

رهیافت آنی/اکتشافی. روشی برای حل مسئله که بهینه، کامل و عقلانی و تضمین شده نیست اما با این حال دسترسی به یک هدف یا تقریب از هدف " فوری و کوتاه مدت" ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

تست بالستیک. آزمایشی که برای درک آسیب پذیری و کشندگی تجهیزات نظامی انجام میشه ( روی زره، بدن، هواپیما، خودرو و . . . . تست میشه ) . مثال: Our stan ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

کفش فرشی. کفش هایی که مهاجرهای غیرقانونی یا قاچاقی ها میپوشن که کف کفش ها با تکه هایی از فرش یا موکت یا مواد مشابه ( به اندازه کف کفش ) پوشیده میشن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام خانوادگی اسپانیایی - ایتالیایی. bright raven مثال: Beltr�n is a Spanish - Italian surname ( or given male name ) of initially Italian origin wi ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

بهتر شدن/شروع دوباره/تغییر رفتار مثبت. مثال: She turned over a new leaf and began getting to work on time

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

شروع به رفتار بهتر/ بهتر شدن. مثال: Since he was grounded, Larry has turned over a new leaf and does his homework every night Apparently he's turn ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضعیف، زودرنج، بی جنبه. در برابر یه انتقاد کوچیک و شوخی رنجیده میشن و ممکنه بهتون توهین کنن. مثال: He's soft skin

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

رضایت بخش/راضی کننده. مثال: it talks about telling you not to just satisfice but to always look for the best

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آنفولانزای آبی ( بیماری خیالی ) . برای توصیف اعتصاب یا کاهش کار توسط افسران پلیس استفاده می شود. این معمولاً در پاسخ به اعتراضات عمومی یا تحقیقات دو ...