تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به سمت چیزی بودن. مثال :My window looks to the east معنی : پنجره من به سمت شرق است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جفت و جور بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مواد غذایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مفاصل یا محل اتصال دو یا چند استخوان دست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به این ترتیب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قیچی شمشاد زن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف عبارت subject to هست. در ریاضی به صورت s. t یا . s. t نوشته میشه و معنی ( به شرطی که ) میده.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شروع به لرزیدن کردن ( از سرما، ترس و غیره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

قسط دادن، قسط پرداخت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

نزدیک بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در فیلم و سریال : کپی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

شامل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بعضی اوقات برای صدا زدن بابا در آمریکا استفاده میشه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

صحنه نمایش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

روزی روزگاری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در نظر گرفتن

پیشنهاد
٠

مدیریت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

عبور کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مونتاژ شدن، سرهم شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به فردی میگویند که رفتار دور از ذهن را از خود نشان میدهد مثلا اول خود را به عنوان فردی مهربان و مهمان نواز معرفی میکند ولی بعدا سطحی از خشونت و بی رح ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به عبارت دیگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کودکان 1 تا 3 سال را شامل میشه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

باد کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

افت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جان تازه بخشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوپر گل در فوتبال

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهرست، لیست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون هیچ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اولین جا یا مکانی که فرد میره تا پروسه یا روند انجام کاری را شروع کنه. مثال: The general practitioner is a first port of call for people with all man ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاکید کردن بر روی به یاد داشتن حقیقت مهم توسط فرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

عارضه، بیماری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رشد، گسترش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تولید کردن، منتشر کردن، ایجاد کردن مثال:The author pumps out a book every year

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

آشفتگی، بی قراری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ذهن درگیر، ذهن مشغول

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

هلهله کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دچار مشکل شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بازگو کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

زمین مسابقه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Private view یعنی جایی که میتونی دیدگاه و نظر خود را به صورت خصوصی به اشتراک بگذاری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

to kick a ball hard and score a goal

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

راحتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در لیست نهایی قرار دادن

پیشنهاد
٠

جلوگیری از نشتی گاز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سرخوشی، مستی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

وزنه زدن، وزنه بلند کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیگانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای کاری کاملا آماده شدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

به رو متکایی یا روکش متکا bolster cover یا bolster case میگویند.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

محافظ تشک