تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

راه مال رو

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

Daedalian is an adjective that describes something as intricate, complex, or skillfully crafted. It is often applied to art and architecture that exh ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

To gain or regain balance, stability, or uniformity. The two curtains will even out once I straighten the curtain rod. I know you're jealous of your ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

مرد درشت اندام

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

احتمالش هست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. بالا رفتن 2. صعود، کوهپیمایی 3. افزایش قیمت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پیرو جنبش مخالفت با بردگی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. به ستوه آوردن، اذیت کردن 2. حملات پی در پی 3. نام کوچک مردانه He harry us اون یارو مخ مون رو خورد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گاهی به معنای دل آشوب گرفتنه

پیشنهاد
٠

گاهی به معنای دل آشوب شدن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Like White on Rice Meaning Definition: Extremely near to something People use this to mean physically close, but they also use it to mean closely in ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. برس 2. برس زدن مو 3. مسواک زدن 4 قلم مو 5. لمس کردن 6. بوته زار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. جرنگ جرنگ the tinkling sound of glass on glass filled the air - کتاب زنان، کریستین هانا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. جرنگ جرنگ the tinkling sound of glass on glass filled the air - کتاب زنان، کریستین هانا 2. تماس تلفنی telephone call

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. پیاده به ( کسی یا چیزی ) نزدیک شدن جلو رفتن 2. با پا بالا رفتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انگار، گویی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاره پاره، آزرده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفوذ، تسلط، کنترل آن ها تحت تاثیر نفوذ استدلال های او قرار گرفتند. . They were impressed by the power of her arguments

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قصه کوتاه کنم، خلاصه بگویم long story short: broke me قصه کوتاه کنم: مرا در هم شکستی بخشی از کتاب 365 روز بدون تو، ترجمه ی هاجر شُکری

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لغزنده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایی جز اینجا اینجا نه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم فاصله، هم مسافت

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fasten ( something ) with a small brooch or similar device* grasp ( something ) tightly with one's hand* place ( one's arms ) around something so as ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مشکی پوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

to control someone or something often in a secret way. It turned out that his brother was the person pulling the strings behind the operation.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در هم شکستن war has smashed assumptions about israeli palestinian conflict جنگ فرضیات مربوط به مبارزات اسرائیل و فلسطین را در هم شکسته است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Runts are crunchy candies sold by Nestl�. First seen on the market in 1982, the candies are in the shape, color, and flavor of a selection of fruits. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1. مقیاس وزن با نماد lb ( یک پوند تقریبا برابر با 454 گرم است. ) 2. واحد پول با نماد � 3. مشت زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک معنی ش هم تعمیرگاه “It’s not mine. It’s my best friend’s truck. My car is in the shop. ”

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

باهاش کنار بیا باهاش هماهنگ باش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

این واژه به معنای خودتنظیمی است Self regulation خود تنظیمی Self control خود کنترلی

پیشنهاد
٠

پیش دبستان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

محبوب، عزیز، پذیرفتنی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل پذیرش، پذیرفتنی، محبوب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اقرار، اعتراف، اذعان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پرچم کانفدریت پرچم ایالات جنوب امریکا قبل از جنگ داخلی نماد دوران برده داری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

طلاکوب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

داغ ننگ داغ ننگ ( به انگلیسی: The Scarlet Letter ) رمانی تاریخی نوشتهٔ نویسنده آمریکایی ناتانیل هاوثورن است که در سال ۱۸۵۰ به چاپ رسید. داستان آن در ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

صندلی بغل دستی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در ژیمناستیک نیم پشتک پیچ گفته می شه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

پادروایت در کنار روایت های غالب جامعه، همیشه روایت های حاشیه ای تری هم وجود دارند؛ روایت هایی که پادروایت نامیده می شوند و با روایت های غالب درمی اف ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

a group within a political party or organization whose beliefs are in some way different from those of the main group 1. The president is on the lef ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سقوط کردن When they go low, we go high وقتی آنها سقوط کنند، ما اوج می گیریم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سوگلی She became the belle of the ball, really

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

enjoying yourself in bars, restaurants, etc in the evening

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

هولا یکی از رقصهای نواحی پولی نزی و خصوصاً هاوایی می باشد. این نوع رقص به همراهی آواز محلی ( mele ) یا ساز ( oli ) اجرا می شود و به گونه ای، به نمای ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سخت کوش I am still the same sensible striver who first shook his hand, and he remains the bookish optimist who thinks on three planes at once

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

همراه، خونگرم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

همراهان، کاروان In psychology, this is sometimes referred to as your “social convoy,

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مچاله she’d even gotten through the door. Inside her purse, she carried a crumpled piece of paper with a running list of all the things she’d thoug ...

١