پیشنهادهای علی سیریزی (٧,٨٤٦)
کمبود آب
مد پایدار
بازوحشی سازی ( بازگرداندن طبیعت به حالت نخستین ) بازگردانی طبیعت وحشی
امنیت غذایی
اقتصاد چرخشی ( بازیافت دائمی منابع )
زیست دستکاری شخصی ( دست کاری بدن برای بهبود توان )
دسته پهپاد
همزاد دیجیتال ( مدل مجازی از یک سیستم )
قرارداد هوشمند
ویدئوی ساختگی هوش مصنوعی
بینندگی، مشاهده، دیدن، نظر کردن، بیننده، تماشاچی، تماشاگر، ناظر و نظاره گر می شود. این واژه به معنای عمل دیدن و مشاهده یا شخصی که تماشا می کند، است
تصویرگر، رسام، صورت بند، نقاش، نقشبند، نگارگر، مصور. همچنین برابر پارسی آن �چهره نگار� است که معنای مشابهی دارد و به کسی گفته می شود که چهره یا تصویر ...
به سر و وضع خود رسیدن
فرد بسیار مثبت
بسیار زیاد
علاقه داشتن به چیزی یا فردی به صورت پنهانی
آشکار شدن یک موضوع
متعجب شدن
ارتباط و دوستی عاطفی
مزاحم، بی کلاس
اشاره به مهم نیست، دارد
یکی معانی پارسی آن خفن است
به انگلیسی: ( Cool )
تحسین برانگیز ، باحال، کیفیت زیبایی شناختی چیزی است.
آمپر، نشان دهنده مقدار جریان الکتریکی است که در واحد آمپر ( A ) اندازه گیری می شود
اشاره به چسباندن و عصبانی شدن دارد
اویزان، آویزان بودن
به گویش یزدی اولنگون
اشاره به فردی که خود را به دیگران می چسباند، دارد
اجر به معنای ثواب و پاداش است
آجر یکی از مصالح ساختمانی است
آجر اشاره به فرد بی احساس دارد
اشاره به شخص خبرچین دارد
سامانه کنترل و هشدار زودهنگام هوابرد
زَروان ( واژه اوستایی ) ( Zurvan ) ایزد زمان بیکران، ایزد زمان
همراه واژه پرداز و همراه واژه ساز
واژه های لطیف و ظریف
واژه ای خوش خوان و روان
کسی که واژه می سازد، افریننده ی واژگان
واژه با رنگ و حس خاص
| واژه کیم | واژه کمیاب و ارزشمند
نغمه جان نواز روزمره
گردآورنده مهرها
| دل پوی | دلِ پویا و پرجنب وجوش
برانگیزنده آه و اندوه
شادی آفرین، کسی که بر لب دیگران خنده می کارد کسی که کارش خندیدن و خنداندن است.
شادی آفرین، کسی که بر لب دیگران خنده می کارد
گرد آورنده شادی ها، کسی که خوش مشرب است و به مجلس با گفته ها یا کردارش شادی می دهد
همراه در اندوه، همراهی در غم
ناز لطیف و قطره وار ، ناز آمدن ملوس