پیشنهادهای علی سیریزی (٧,٨٤٦)
واژگان ادبی به دسته ای از واژه ها، ترکیب ها و تعبیراتی گفته می شود که در متون ادبی مانند شعر، نثر مسجع، داستان و نمایشنامه به کار می روند تا معنا، اح ...
واژگان "تصویری یا نگاره" در زبان پارسی در چم، مربوط به پرتره یا نمایندگی دیداری است. به عبارت دیگر، هر چیزی که به صورت تصویر نمایش داده شود یا به تصا ...
واژهایی هستند که از گنجینهٔ اوستایی و پارسی باستان به رسم امانت به دست ما رسیده و ما باید به صیانت و پاس داشت آن همت ورزیم.
واژگان جدید و نوینی که بر پایهٔ قواعد زبان پارسی آفرینش شدند
واژه یا واژگانی زیبا که هم چون گوهری از آسمان دانش به زمینِ زبان پارسی بخشیده می شود.
پادتن زا، ایمن ساز
واکسن ( داروی ایمنی زا )
مهندسی ژنتیک ( دست کاری ژن ها )
ژن پردازی، ژن دستکاری
بازیافت ( بازگردانی مواد دورریز ) بازچرخانی
پایداری ( حفظ منابع برای آینده ) ماندگاری، دوام زیست پذیر
همه گیری ( بیماری جهانی )
داده کاوی ( استخراج الگوها از داده ها )
یادگیری ماشینی ( یادگیری خودکار رایانه ) فراگیری ماشینی
کلان داده ( مجموعه های عظیم داده ها ) مترادف: داده های حجیم
خنده ای در حالت قهر
مهر نوا : نغمه ای از مهر و محبت
هیجان با طعم تند |
| آه قند: اندوهی شیرین و شاعرانه
دل شیرین و دل چسب، نازنین
ناز نیش : ناز با طعم تند و شیرین، نازش ناز، ناز آمدن به صورت ملیح ، ولی کمی تندتر
اندیشه ای سبک بال و پرنده
دَئنا خیز : برانگیزنده ی وجدان و اخلاق
پردازشگر خردمند
کسی که واژه ها را فقط می خواند و ( باحالت طنز ) می بلعد، اما هیچ وقت نظر یا رأی نمی دهد 😅 ( مثل کاربران این دیکشتری که نه لایک می کنند و نه رای می د ...
کسی که برای گفتن فقط یک "سلام" سه صفحه متن می نویسد.
حالتی که کسی مدام آه می کشد، حتی برای چیزهای کوچک.
درگیری خانوادگی برای به دست گرفتن ریموت.
امنیت سایبری ( محافظت از داده ها و سیستم ها )
رایانش ابری ( ذخیره سازی و پردازش در سرورهای اینترنتی )
بْوِذ اوستایی ( Boeid ) : بوییدن، احساس کردن بوییدن، احساس کردن
کْرِت در چم اوستایی ( Keret ) ساختن، انجام دادن ساختن، انجام دادن، آفریدن
یَد در لسان عربی ، دست می باشد
یَذ ( Yad ) در چم اوستایی، برای ستودن و پرستش آمده
وَد : دوستی
وِد اوستایی ( Ved ) دیدن، فهمیدن دیدن، فهمیدن، دانستن
دْذْ ( Dadh ) یک واژه اوستایی: گذاشتن، قرار دادن نهادن، قرار دادن
بدو شر رساندن ، پلیدی و آسیب رساندن
اَکَ ( Aka ) بد، شر بد، شر، پلید، آسیب
هو [اوستایی ( Hu ) ]: خوب، نیک خوب، نیک، خوش
اِیْم[ اوستایی ( Im ) ] این، او ( ضمیر اشاره ) این، آن
تْشْ[ اوستایی ( Tash ) ]: شکل دادن، ساختن و شکل دهی، ساختن
خْشَئِتَ [ ( Xshaeta ) وازه اوستایی]: درخشان، تابان ، سفید
خْشَئِتَ [ ( Xshaeta ) وازه اوستایی]: درخشان، تابان ، سفید
یَئْژِ ( Yazhe ) واژه اوستایی به چم: برای ستایش ( آغاز یک دعا ) بادا، ستایش باد
اللهی بود
وَرِ ( Vare واژه اوستایی است ) : دژ، پناهگاه، قلعه، پناه
پل چینود، پل صراط، پل داوری ، پِرِتْ ( واژه اوستایی ) ( Peret )
پِرِتْ ( واژه اوستایی ) ( Peret ) : پل چینود، پل صراط، پل داوری
هَئِچْ ( وازه اوستایی ) ( Haeth ) : دشمن، مخالف دشمن، противни