پیشنهادهای علی سیریزی (٧,٨٤٦)
گَئُش ( وازه اوستایی ) ( Geush ) : گاو، نماد جهان مادی و حیات گاو، حیات و جهان
زَئوتَ ( واژه اوستایی ) ( Zaota ) , کسی که مراسم قربانی انجام می دهد، روحانی، مراسم گذار sacrificer
در اوستا از واژه ی زَئوتَ ( Zaota ) کسی که مراسم قربانی انجام می دهد، روحانی، مراسم گذار یاد شده sacrificer
اَپَم ( واژه اوستایی ) ( Apam ) : آب ها ( جمع آب ) ، ایزد آب نپتون، ایزد آب ها
یَئْنْگْه ( واژه اوستایی ) ( Yenghe ) : یگانه، یکتای یکتا، تنها، بی همتا
اُوشْتَ ( واژه اوستایی ) ( Ushta ) : خوشبختی، رستگاری خوشبختی، بهروزی، رستگاری
مَنْثْرَه ( واژه اوستایی ) ( Manthra ) سخن مقدس و دارای قدرت جادویی واج، ذکر، فرمول مقدس
دَئِنا ( واژه اوستایی ) ( Daena ) : وجدان، بینش درونی، دین وجدان، بینش، کیش
رَپِثْوین ( واژه اوستایی ) ( Rapithwin ) نیمروز؛ ایزد زمان میانه رو، ز هنگام نیمروز، ظهر
آهو ( واژه اوستایی ) ( Ahu ) : سرور، خداوندگار؛ هستی ، خداوند، existence
کِشْثْرِه ( واژه اوستایی ) ( Keshthra ) قلمرو قدرت، فرمانروایی، پادشاهی، قلمرو، حوزه نفوذ
اَنْگْرَ مینیو ( واژه اوستایی ) ( Angra Mainyu ) روحِ ویرانگر و بد ( اهریمن ) نیروی اهریمنی، روح پلید
سْپِنْتَ مینیو ( واژه اوستایی ) ( Spenta Mainyu ) روحِ مقدس و افزاینده ( در برابر اهریمن ) روح نیک، نیروی زاینده
َاشی ( وازه اوستایی ) ( Ashi ) ایزدبانوی دارایی، برکت و پاداش ، در چم برکت، فراوانیو بخشش نیز است.
رمان ۱۱۱ صفحه ایاز مجموعه داستان های قرن ۱۴، در ژانر، حماسی، تخیلی و سیاسی
رویا وار ( مانند ) مانندِ رویا و خیال انگیز ، خواب وار، خیال گونه
خواب وار ( مانند ) مانندِ رویا و خیال انگیز رویاوار، خیال گونه
کهن بوم، دنیا، سرزمین باستانی، مرز و بوم کهن، گیتی ( ایران زمین قدیمی ترین و کهن ترین مرز و بوم جهان )
اندوه گسل ( گسستن ) شادی آور، شادی آفرین
اندوه گسل ( گسستن ) غم زدا و شادی آور شادی آفرین، غم زدا
نظام بخشیدن به نور؛ نورسامان، نورپردازی، تنظیم روشنایی
نظام بخشیدن به نور؛ نورسامان، روشنمند، تنظیم روشنایی
نور سامان، نظام بخشیدن به نور؛ روشمند کردن نورپردازی، تنظیم روشنایی
گردش نما
گردش نما، نقشهٔ یک مسیر یا فرآیند نمودار، گردش کار، چارت، ( ژیروسکوپ )
فریب پوش، چیزی یا کسی که فریب، نیرنگ و نفاق خود را پنهان می کند، زشت پوش، فریب پوش، نفاق انگیز
زشت پوش، چیزی که زشتی خود را پنهان می کند فریب پوش، نفاق انگیز
خاموش خوان ( خواندن ) می تواند چنین معنا شود، کسی که در خفا کار خیر می کند، نیک کار پنهان، خیرخواه ناشناس
مرموز گونه، پر از رمز و راز و اسرارآمیز، مرموز، پوشیده
راز آلود پر از رمز و راز، اسرارآمیز، مرموز، پوشیده
جان پَرور ( پروردن ) جان بخش و زندگی آفرین حیات بخش، زاینده، نشاط آور
شکوه خیز ( برخاستن ) برآمده از عظمت و بزرگی باشکوه، عظیم، سترگ
تفضل و شفقت آسمانی
کسی که موبایل مثل پوست دوم به دستش چسبیده.
تندرستی، عافیت، صحت، سلامتی
حالتی که بدون قهوه، هیچ کاری پیش نمی رود.
کاربری که فقط نصف شب آنلاین می شود
ژست گرفتن افراطی برای عکس سلفی
اشاره دارد به کسی که بدون خوردن قهوه نمی تواند بیدار بماند.
نیازمند، محتاج، درویش، تنگدست، بیچاره
دارا، متمول، توانگر، سرمایه دار
دارا، ثروتمند، توانگر، سرمایه دار
دارا، متمول، توانگر، سرمایه دار
یأس، دلسردی، قطع امید، فرومایگی، پستی، ناامیدی
جاهل، بی سواد، ناآگاه، کم خرد، ابله، نفهم
جاهل، بی سواد، ناآگاه، کم خرد، ابله ، کودن، نفهم
با خرد، عاقل، فرزانه، حکیم، دانا
خردمند، عاقل، فرزانه، حکیم
بزدل، جبان، بیماردل، سست عنصر، کم دل
کم دل، جبان، بیماردل، سست عنصر، کم جرأت