نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out and about: دور و بر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is worth it: ارزششو داره Be worth sth
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it is worth it: ارزششو داره Be worth sth
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
elite: ( بهترین . ممتاز. نخبه ) ( آقا زاده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slogging: پرزحمت و پر تلاش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زیر اجاق رو زیاد کن: Trun up the flame on the stove
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
trapdoor: در مخفی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
untended: توجه نشده . مراقبت نشده . مرتب نشده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bargain hunt: به دنبال چیزای ارزون قیمت گشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گوشه و کنار: Nook and cranny
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
گوشه و کنار: Nook and cranny
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chicken pen: لانه ی مرغ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pitch black: قپ قره ( به ترکی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
velarization: تلفظ با پرده ی نرم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
analogously: به طور مشابه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
analogously: به طور مشابه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
penmanship: دستخط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
penmanship: دستخط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
silhouette: سایه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lexicon: دایره ی لغات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mantra: ورد . ذکر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
resistible: مقاوم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roll by: سپری شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hope against hope: امید واهی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hope against hope: امید واهی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرپشت: Bushy Lush Thight
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
exuberantly: بسیار شدید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
birth rate: نرخ زاد و ولد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
slashing: بریدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
account for: توضیح دادن توجیه کردن شامل بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شیطنت کردن: Act up
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شلوغ نکن: Don't make mischief
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gambit: عبارت های آماده برای شروع ، حفظ و پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب به صورت پاشیدن: Splash water on my face
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
glass case: ویترین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
warranted: مورد نیاز موجه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
speculator: خرید و فروش کننده ای که با حدس زدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ideological: ایدئولوژیکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gimpy: چلاق . ناتوان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take an interest in: علاقه مند شدن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
look up: الگو قرار دادن به دیده ی تحسین نگاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pinched: لاغر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beam: خندیدن .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تعریف کردن: Relate Narrate Recount
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nonchalance: بی علاقگی و بی تفاوتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inconsistency: عدم ثبات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bewildered: مات و مبهوت . گیج و شگفت زده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
toiletry: لوازم آرایش ( حالت جمع )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
devious eyes: چشم چپ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
feebly: به طور ضعیف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in the capacity of: در مقام ِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
establishment: تشکیلات . دم و دستگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gulf: شکاف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
midge: مگس ریز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
courtier: عضو دربار شاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
courtier: عضو دربار شاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
attired: پوشیده . ملبس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flatteringly: به گونه ای که چیزی خیلی به یه نفر ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cosmetologist: آرایشگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bore: چیز خسته کننده . چیز ناخوشایند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live on the edge: زندگی پر ریسک و خطری داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hold forth: طولانی مدت در مورد موضوعی صحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold forth: طولانی مدت در مورد موضوعی صحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear on: مربوط بودن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
harness: ساز و برگ اسب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tug at: کشیدن محکم کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
agronomical: مربوط به کشاورزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike: به نظر رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
obliged: ممنون مدیون مجبور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
incur: بالا آوردن ( بدهی ) برانگیختن موج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
AS: به گونه ای که به شیوه ای که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
subjunctive: وجه التزامی فعل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پر فیس و افاده: Bumptious
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بی ادب: Rude Impolite Churlish
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bah: تحقیر و ناراحتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چه بهتر: So much the better
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
چه بهتر: So much the better
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proceed: دست به کار شدن شروع کردن کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carousel: چرخ و فلک افقی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aristocratism: اشرافیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
observant: حواس جمع. تیز بین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
involuntarily: استرس روی v
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overtake: رسیدن به کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شلوغ کردن: Bustle
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
راه افتادن: Set off Set out Go off Start out
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شرجی: Sultry
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
finch: فنچ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
finch: فنچ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رشته ی کلام از دستم در رفت: I lost my train of thought
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lead up to: تهیه ی مقدمات برای چیزی ، حرفی مقد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
passable: قابل گذران کردن ( در مورد پول برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
this far: تا الان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاشیدن اب: Spatter
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
file a claim: یادداشت کردن خسارات وارد شده و مبلغ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سرما خوردن: Catch a cold
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سرما خوردن: Catch a cold
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drawn: خسته و بیمار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن انگشتان: Crack knuckles
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strike a blow: ضربه زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نشانه ی بد: An evil omen
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیش نیاز: Prerequisite
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسپند دود کن: Censer
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
solemnity: وقار جدیت تشریفاتی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
patent leather shoes: کفش ورنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زرشکی: Crimson Carmine
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
زرشکی: Crimson Carmine
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out front: دم در
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
necking: ماچ و بوسه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruffled: دارای حاشیه ی چین دار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
burner: سر شعله . ( روی اجاق گاز )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
studio bed: مبل تخت شو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
becoming: برازنده ( لباس )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tearoff: کندن لباس . در آوردن لباس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اب پاشیدن: Dash water on the face
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
block: ساختمان بزرگ a large building that ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
corsage: گلی که به لباس میزنن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pencil tray: جا مدادی و خودکاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cluttered: شلوغ پلوغ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cluttered: شلوغ پلوغ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bete noire: آدم یا چیز نفرت انگیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bon mot: سخن هوشمندانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
junta: نظامیان حاکم شورای نظامی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
junta: نظامیان حاکم شورای نظامی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tarnish: تاری . کدری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tarnish: تاری . کدری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tarnish proof: مات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stack: تلنبار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wring out: چلاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in confusion: نامرتب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تعدیل نیرو: Downsizing
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forklift: لیفتراک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adverse reaction: عوارض جانبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
startling: شگفت انگیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فلفل قرمز دراز: Cayenne
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fend for oneself: محافظت کردن از خود . گلیم خود رااز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ripe: آماده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dust mop: طی گردگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پخش کردن: Hand out Give out Put out
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wash one's mouth with soap: سرزنش کردن . دعوا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peakish: بیمارگونه . لاغر و نحیف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جدول کنار خیابان: Curb
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shingle: پوشش سقف ، معمولا شیروانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wear on: پیشرفت کردن . ادامه یافتن . اذیت کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disenchanted: خالی از جذبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metathesis: در زبانشناسی: جابجا تلفظ کردن دو صد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خودتو کنترل کن: Get hold of yourself
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disoriented: آشفته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کارتو تا کجا رسوندی: ? How's your work coming
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sore: ناراحت Don't get sore ناراحت نشو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chrome: نقره ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بالاکشیدن اب بینی: Sniffle
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
maneuver: ترفند . تدبیر کار با مهارت فریب دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جعبه ی لوازم ارایش: Compact
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شوفاژ: Radiator
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
شوفاژ: Radiator
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
close: Closeبا صدای s = صفت ( نزدیک، صمیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mystery: رمز . راز . چیز رمزآلود . کتاب رمز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
runaround: اینور اونور میخوام برم، کار دارم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
saucepan: قابلمه ی دسته دار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تا الان: As yet
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تا الان: As yet
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مبادله ی کالا به کالا: Barter
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شهوتی: Licentious
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ventriloquist: کسی که به جای عروسک صحبت میکند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تخت خواب بچه با نرده: Crib
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
edge: آرام حرکت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یه اهنگ تو ذهنم تکرار میشه: A tune was running through my head
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
snowsuit: کاپشن سرهمی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ماشین پنچر شد: The car got a flat tire
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چرخ خرید: Pushcart
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
میوه ی مصنوعی: Imitation fruit
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kiddie: بچگانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جوب: Street gutter
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست عشقی: Love broken
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
falsely: به دروغ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
نوشابه: Coke
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
slipcover: روکش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
amiable: خوش اخلاق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تقسیم کردن: Dole out
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تقسیم کردن: Dole out
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
counter: میز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
powdering one's nose: دستشویی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
poached egg: تخم مرغ آب پزی که زردش پخته نشده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
poached egg: تخم مرغ آب پزی که زردش پخته نشده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
egg: poached egg تخم مرغ آب پزی که زردش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
declaim: سخنرانی کردن رسمی و با شور و حرارت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
antithesis: تضاد . تناقض. نقطه ی مقابل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unmitigated: تمام عیار ، کامل ( معمولا چیز بد ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
repugnant: نفرت انگیز. متناقض
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پلاستیکی: Rubber
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
confusedly: به صورت درهم و برهم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کاسه ی روشویی: Wash basin
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سنجاق مو: Barrette
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چرم مصنوعی: Imitation leather
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consult: بررسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
لو دادن: Give away
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over one's shoulders: نگران بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
faded: رنگ و رو رفته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call to sb: صدا زدن کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fetish: هوس، وسواس
٢ سال پیش