نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مقصر بودن: be at fault
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از حفظ خواندن: recite
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کاری را خراب کردن: fall down on the job
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لوازم بهداشتی: toiletries
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور زدن جایی یا چیزی: Make one circuit of . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
براق و صاف: Sleek
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بند امدن: Let up
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بند امدن کم شدن: Let up
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منظره ی شهر: cityscape
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نمای شهر: cityscape
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منظره ی دریا: seascape
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نصب کردن به دیوار زدن: Post
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جسته گریخته: fragmentary
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کار کردن با کیبورد: Tap away at keyboard
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nauseate: دچار حالت تهوع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
compact sound: صدای به هم پیوسته ، لاینقطع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sheer wall: املای درست این کلمه shear wall است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
وسوسه انگیز: suggestive Tempting
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رنگ پریده: Pale در مورد جاندار Discolored در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
olfactory: Olfactory. adj بویایی Olfactories . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
level ground: زمین هموار ، زمین مسطح
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلیل و منطق: rhyme or reason
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لنگان لنگان راه رفتن: hobble
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وسوسه کننده: seductive enticing
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لایه ی دود و مه و: Wisp
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شانس باهام بود: Luck was with me
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reach down: دراز کردن دست و برداشتن چیزی از پای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your kicks from: لذت بردن از ، هیجان زده شدن از
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دل برات شدگی: foreboding Premonition
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیچ جاده: Bend
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ماورایی: ulterior
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرعضله: brawny
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با این مضمون که: to the effect that
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up residence: ساکن شدن ، خانه ساختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
امتحان کردن: give it a go
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رومبلی و: dust sheet
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lounge suit: lounge suits are normal business su ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whim of the moment: هوس زودگذر ، هوس لحظه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مجذوب: engrossed
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
غرق در چیزی: engrossed
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
indulged in: to become involved in ( something, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شجاعت به خرج دادن: Pluck up the courage
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
شجاعت به خرج دادن: Pluck up the courage
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from all walks of life: از تمام اقشار جامعه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
from all walks of life: از تمام اقشار جامعه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
of old: از قدیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بزار برگردم سر حرف اصلی: Let me return to my original thread
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ولگرد خانه بدوش: vagrant
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی کلاس سطح پایین: Vulgar
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی کلاس: Vulgar
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به عقب زدن فیلم: Rewind
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زمین مسطح: Clearing
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سمت راستم: To my right
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درک و درایت: discernment
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تا جایی که من میدونم: to the best of my knowledge
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
satisfy requirements: برآورده کردن نیازها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
constitution: ساختار، بنیاد، سرشت قانون اساسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rank with sb: هم رتبه بودن با کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نوکری کردن: valet
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در مرخصی بودن: be on leave
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حسب الوظیفه: duly
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
entail: لازم داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شرمنده کننده: Unflattering
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
marvelling: شگفت انگیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alleged: ادعا شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
leaven: تخمیر تخمیر کردن به آرامی تغییر د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
continental: آدم اهل اروپا به جز بریتانیا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بهم نمیسازه: Doesn't agree with me
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
محتوی کلام: Nuance
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فهماندن به طور غیر مستقیم: Impress upon
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put someone in mind of something: کسی را به یاد کسی یا چیزی انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
از موضوع اصلی بحث خارج شدن: digress
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
liable: مسئول محتمل مستعد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سرم شلوغه: I'm occupied at present
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به چشم میخورد: Was in evidence
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discharge one's duty: انجام وظیفه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be of the view that: be of the opinion that عقیده داشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نورچا: Guttering chute
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فیتیله: wick
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شل و ول: rickety slack
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
arthritic: مربوط به آرتروز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
با در نظر گرفتن اینکه: in view of
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
assured: خاطر جمع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slope up: به صورت کجکی رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به بلوغ رسیدن: come of age
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به سن قانونی رسیدن: come of age
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear malice: بخواهی کسی را اذیت کنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear sb no malice: اینکه نمیخوای کسی رو اذیت کنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call for: خواستار چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خواستار چیزی بودن: call for sth
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set sight on: هدف گذاری کردن بر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set sight on: هدف گذاری کردن بر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نزدیک شدن برای صحبت: come up
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چرخ دستی: trolley
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چرخ دست فروش: Barrow
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
taken aback: یکه خورده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
محول کردن کاری به کسی: entrust sb with sth
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب بازکردن روی کسی یا چیزی: reckon
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to the lengths of: To the extent of
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
above one's head: بالاتر از سطح درک کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
change feet: عوض کردن کفش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take ill: مریض شدن، مخصوصا به صورت ناگهانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take ill: مریض شدن، مخصوصا به صورت ناگهانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disgruntled: ناراضی و ناراحت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
این عادت من است: This is my custom
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
یاد کردن: reminisce
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come around: به ملاقات آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
content: محتوی n ( تلفظ کانتنت ) رضایت n ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one over on sb: کسی را فریب دادن شیره سر کسی مالید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شیره سر کسی مالیدن: put one over on sb
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manipulated: بازیچه شده سوء استفاده شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
منفعت: advantage
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تعارف کردن میوه و: Serve
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زیاد کردن اتش: Stoke
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حواس به چیزی نبودن: Sth has passed the notice of
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دبدبه و کبکبه: pomp
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yielded on: منتهی شده به ، ختم شده به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منتهی شده به: Yielded to
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بالاترین درجه: at the height
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رفتم به کارام برسم: I went about my business
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دروغ مصلحت امیز: white lie
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
لیوان بزرگ ابجو خوری: tankard
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discharge duty: انجام دادن وظیفه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قبل ظهر: midmorning
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
منحرف شدن از: Make a Detour from
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
او بود که اولین بار: It was who first. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بجا: Apt
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خوشنام: Well regarded
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گنده گوزانه: high flown
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تیزی چنگال: Prong
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برگردیم سر حرفی که میزدم: Let's return to my thread
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
وقتشه: It's high time
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the grounds that: به این دلیل که . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هیجان زده کردن: excite
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در حدی نیستی که: You are Not well placed to . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اون در حدی هست که: He is well placed to . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see to the matter: به موضوع رسیدگی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شروع شدن مه: Set in مثال A mist started to set ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مرهون: مدیون
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bound in: محصور شده ، احاطه شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لایه ی نازک: Wisp
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به قیمت: at cost to At the cost of
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
postmark: مهر پستی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مهر پستی: postmark
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the long and the short of it: تمام اون چیزی که میشه گفت تمام اون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well contented: راضی، خوشنود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see someone through: کمک کردن و حمایت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اخرش: In the long run
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to someone’s credit: عبارتی که وقتی میخوایم رفتار کسی رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be shown: سر رسیدن آشکار شدن پدیدار شدن نش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تعارف کردن و رودربایستی داشتن: stand on ceremony
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
at cross purposes: If two or more people are at cross ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
called for: مورد نیاز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
خوش شانسی: Good fortune خوش شانسی Fortunate خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مصاحبت کردن: associate
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rotten bit of luck: بدشانسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be rung for: صدا زده شده فراخوانده شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رد گم کنی: red herring
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
رد گم کنی: red herring
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see something for wat it is: بفهمی قضیه از چه قراره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گسترده شدن: Streak گسترده شدن بر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
محبوب: well loved
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
حق رای: suffrage
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اینجور چیزها: suchlike
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اینجور چیزها: suchlike
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ineffectuality: غیرموثر بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be of any worth to sth sb: ارزشی برای چیزی یا کسی قائل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be of any worth to sth sb: ارزشی برای چیزی یا کسی قائل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تخم مرغ محلی: Farm egg
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به نفع کسی بودن: do someone good
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bore someone silly: کسی را خیلی خسته کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work someone up over sth: کسی را در باره ی چیزی تحریک کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come out somewhere: سر در آوردن از جایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i suspect: I suppose
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ترسم از بین رفت: My fear were laid to rest
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
استارت ماشین: Ignition
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از هم جدا شدیم: We took leave of each other
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
وقت نامناسب: Inconvenient a time
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
یادم رفت: it slipped my mind
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مشکلی هست: ?Is something the matter
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قول میدم: You have my word
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tricky: سخت ، مشکل حساس حلیه گر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
care for: مراقبت کردن اهمیت دادن دوست داشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
من در جایگاهی نیستم که: it is not my place to
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بازیچه: Pawn
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manipulate: دستکاری کردن و سوء استفاده کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور زدن مانع: Bypass
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
راه فرعی: Bypass
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه اسفالت نشده: unpaved road Back road
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uplifted: دارای روحیه ی بالا ، خوشحال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مچ نشده: ill matched
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برگرداندن زمان: Turning back the clock
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منفعت داشتن: Do good
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flush of youth: اوج جوانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flush of youth: اوج جوانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
درختستان: Stand
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جلزوولز کردن: sizzle
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریچه ی کولر اتومبیل: vent
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در عقب کامیون و وانت و: Tailgate
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فروکردن: Jam stick
٢ سال پیش