نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چیزی داره تموم میشه: Sth is running short
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
solicitude: نگرانی و اهمیت دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rock the boat: دردسر درست کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
burn one: پل های پشت سر را خراب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
heath: خلنگ خلنگ زار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
electioneering: فعالیت انتخاباتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جلو جلو: Beforehand
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snub: بی محلی کردن بی محلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
از سر باز کردن: Shake off
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تسلیت گفتن: Condole
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درخواست اثبات ادعا: Call one's bluff
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sniffish: افاده ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جر و بحث کردن: Squabble
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نخ: Thread
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
snip off: پاره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ولادت: nativity
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
در سر پروردن: Entertain
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به راه راست هدایت کردن: Reclaim
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خدا کنه: With any luck
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
انشالله که: With any luck
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
laddered: در رفته ( جوراب )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ پهن: Snub nose
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the bum: بی هدف پرسه زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
by fits and starts: با وقفه و شروع زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ingenue: دختر معصوم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
وانمود کردن: Let on
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unglazed: مات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گرم کردن: Heat up
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
razzle: Go on the razzle بیرون رفتن و خوش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
leave in the lurch: رها کردن در شرایط سخت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blowsy: چاق و نامرتب ( زن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مسافرخانه: Lodging house
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
محتویات دماغ: Nasal mucus Snot
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lettre de cachet: حکم جلب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
astrakhan: یه نوع خز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ensemble: مجموعه . گروه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get one down: ناراحت کردن دلسرد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bradawl: تو ترکی بهش میگن "بیز"
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bradawl: تو ترکی بهش میگن "بیز"
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mingy: خسیس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
susceptible: تاثیرپذیر. مستعد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گروه سرود: Choir Chorus
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a chip on shoulder: کینه به دل داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هر جور راحتی: Please yourself
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
perisher: فرد نفرت انگیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
apply to: مراجعه کردن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فرار از خانه: Elopement
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
knock on the head: در نطفه خفه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knock on the head: در نطفه خفه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
portfolio: پوشه ی کار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سود خالص: Clear profit
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
olla podrida: یخ نوع خورشت پر ادویه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قیمت تقریبی: ballpark figure
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get someone to do something: ترغیب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lie through one: آشکارا دروغ گفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دورخیز کردن: Take a run up
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it didn: صحیح نبود ،
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ورای تحمل: Past bearing
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
congenial: مطابق سلیقه ، مطبوع ، دوست داشتنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bleak: سوز دار دلگیر، غم افزا سرد و ناخوشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فراتر رفتن از: Transcend
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فرق گذاشتن نسبت به: Discriminate against
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
street gangs: اراذل و اوباش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drift away: دور شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come home to sth: فهمیدن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handedness: راست دست یا چپ دست بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
only if: تنها در صورتی که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reasoned: معقول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make money off of: پول در آوردن از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
audibly: به صورتی که قابل شنیدن باشه بلند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چرخ کردن: Grind up
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beneficence: فواید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
corpora: مجموعه ای از متون جمع آوری شده برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take refuge in: پناه بردن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hearsay: شنیده ها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
interlocutor: گفت و شنود کننده طرفین صحبت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
concerns: موارد مرتبط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urged: ملزم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ensure: اطمینان حاصل کردن مطمئن شدن Make ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شاهکار: Feat
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
شاهکار: Feat
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پیچوندن: Ditch sb پیچوندن کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پیچوندن: پیچوندن یه مکان مثل مدرسه Play tru ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
negator: منفی کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strand: زیرمجموعه Subset Subcategory
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
prosodic: Prosodic features ویژگی هایی مثل p ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intuition: درک مستقیم بدون تعقل یا یادگیری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سبکی: Ease
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سبکی: Ease
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feed through: رسیدن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feed through: رسیدن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carry over: انتقال یافتن انتقال دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
logistics: آماده سازی عملی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rise: Rise فعل ناگذر به معنای: بالا آم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prototypical: نمونه رایج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arithmetic: حساب . حسابی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resident domain: ماهر در آن زمینه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resident domain: ماهر در آن زمینه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نقطه ی عطف: Turning point
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حجم مطالب زیاده: There's a vast quantity of informat ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bliss: خوشبختی، خوشحالی، سعادت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mortification: شرمنده کردن . تحقیر کردن . n
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
honest mistake: اشتباه سهوی . اشتباه غیر عمدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tell sb on sb: چغلی کسی را به کسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suggest: گفتن بیان کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
abidance: سکنی گزیدن ( n ) تسلیم رضا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دچار تهوع: Nauseated
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good grace: لطف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
whittle away: کندن و بردن .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
find a way around sth: راهی برای چیزی پیدا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
superimpose: تحمیل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meister: استاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sit a spell: نشستن و صحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sit a spell: نشستن و صحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
camel kick: لگد محکم و سریع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slushy: آبکی ( معمولا برف و گِل و . . . )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slosh: پاشیدن ( آب و . . ) شالاپ شولوپ کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
morphodite: hermaphrodite
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sinking spell: حملات ناخوشی حملات ناشی از بیماری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running a still: قاچاق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uncompromising: بی چون و چرا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صاف کردن مو: Slick Slick back
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone hell: روزگار کسی را سیاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
red hot minute: دقایق جهنمی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fool with someone: سر به سر کسی گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
remorseful: دارای عذاب وجدان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
raving mad: دیوانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bout: مبارزه، کشمکش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تزئین کردن: Bedeck ornament
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تاپ زنانه: Camisole
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
antagonize: دشمن کردن . مخالفت کردن عصبانی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دعوای لفظی: Altercation
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خوش یمن بودن: Bode well
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brick hard clay: آجر سفالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
asafoetida: صمغی با بوی سیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
از قبل: From way back
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unlighted: خاموش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
line for line: خط به خط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تجاوز کردن: Rape
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حوصله سر بر: Tedious
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
سبک: flighty ( از لحاظ رفتار )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have another thing coming: کور خوندن ( وقتی جمله به دوم شخص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
invoke the rule: اعمال قانون
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اعمال قانون: Invoke the rule
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فرصت کاری را پیدا کردن: Get around to
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shinny: : to move oneself up or down someth ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
any more than an effort was required: همانطور که هیچ تلاشی لازم نبود . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rattle around: زندگی در اتاق یا خانه ای بزرگ تلق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plead justification: توجیه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flash on: روشن کردن روشن شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn over: زیر و رو شدن ، زیر و رو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اشتها نداشتن: One's appetite is delicate
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hitching rail: حصار مانع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
concession: ارفاق، تخفیف، امتیاز حق استفاده ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
slop jar: ظرفی که برای ادرار کردن استفاده می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خاشاکی که با ان اتش بیافروزند: Kindling
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
on one's feet: سرپا ، ایستاده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lean across: خم شدن به سوی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در اوردن سر خودکار: Unclip
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run off: فرار کردن فراری دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جلو زدن فیلم: Fast forward
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عقب زدن فیلم: Rewind
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the proof is in the pudding: نتیجه ی خوب کاری خودش گواهه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb the back of one's hand: تحقیر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the heat got to you: گرمازده شدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thin hided: حساس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settle one's stomach: آرام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i caught myself: جلوی خودمو گرفتم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hell with them: گور باباشون
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right enough: Definitely
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
integrity: یکپارچگی و درستی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sb to do sth: Get sb to do sth ترغیب کردن کسی Ge ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get sb to do sth: Get sb to do sth ترغیب کردن کسی Ge ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اعتراض کردن به: Take exception to
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چوب افقی پایه میز: Rung
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what sense does it make: چه معنایی داره؟ چه نیازی هست؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
subscribe to the belief that: معتقد به این باور که . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appeal: درخواست درخواست تجدید نظر کردن در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سر کوفتن: Butt the head
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not be coming to a child: این حرفا به بچه نیومده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got it backwards: برعکس فهمیدی اشتباه فهمیدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deadest shot: شکلیک کننده ماهر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay the bill for it: تاوان چیزی را پرداخت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not for me to say: من حق ندارم که بگم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on a hunch: بر پایه ی حدس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't strike him: او به ذهنم نرسید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get one going: عصبانی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مظلومان: The oppressed
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
undelectable: بیمزه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
غذا کشیدن: Dish out
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come up: آمدن ، جلو آمدن ، پیش آمدن ، ظاهر ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have no case: هیچ جایی نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this would not do: غیر قابل قبول است نارضایت بخش است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a matter of day: در ظرف چند روز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slicked up: شیک ، تر و تمیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بهداشتی: Sanitary
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
غیر بهداشتی: unsanitary
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سرایدار: janitor
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull a joke: شوخی کردن، سر به سر گذاشتن ( معمولا ...
٢ سال پیش