نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
care for: مراقبت کردن اهمیت دادن دوست داشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cancel out: خنثی کردن همدیگر را خنثی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paw: Paw:پنجه Claw: سم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
far fetched: غیر محتمل بعید غیر معقول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lonesome: سوت و کور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chime: زنگ زدن ( ساعت و . . . )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crank: عجیب و غریب زود رنج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
close: Close : ( باتلفظ s آخر به صورت z ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fare: کرایه ظاهر شدن رفتار کردن عمل کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breed: نژاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
edge: لحن تند ، لحن عصبانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
muffled: خفه . گرفته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
جدول کنار خیابان: Curb
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fringe: فرعی، کم اهمیت اقلیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coincide: همزمان بودن یکسان بودن شبیه بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
فرافکنی: Projection
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cut short: قطع کردن حرف کسی نیمه کاره رها کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
delibration: املای درست این کلمه deliberation اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make true: برآورده کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
confetti: ریزه های کاغذ رنگی که به هوا یا سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compound: تشدید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
railway man: کارگر راه آهن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
respite: استراحت تاخیر ( اعدام ) به تاخیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unimpeded: بدون مانع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bluebottle: خرمگس آبی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طبقه ی روشنفکر: intelligentsia
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mass party: حزب توده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
merits: محسنات . خوبی ها
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گسترده شده: Strung out
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retiring: گوشه گیر و خجالتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
verse: شعر بیت بند بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مزین کردن: spangle
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
modulation: تغییر و تعدیل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resent: رنجیدن از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lay hands on: دسترسی داشتن به دست آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
condescension: لطف ، فروتنی ، خودبزرگ بینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take care of: در مورد پول و صورت حساب میشه : پردا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blister: ورقه ی قرص که بخش هایی مثل اینکه ور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
implication: مفهوم ضمنی مفهومی که در عبارتی نهف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
regularization: قانونمند سازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
acclaimed: تحسین شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
افراط و تفریط کردن: Jump overboard
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
convalescence: نقاهت . دوره ی نقاهت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in favor: موافق بودن ، طرفداری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expedition: سفر، سفر اکتشافی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call up to sb: کسی را صدا زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
already: Already? به این زودی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
داناماخ کردن: reprove
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with abandon: با بیخیالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roll by: سپری شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ادم فاسد: degenerate
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نماینده بودن: represent
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put sth up to sb: پیشنهاد دادن چیزی به کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put up sth to sb: پیشنهاد دادن چیزی به کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pinched: لاغر و رنگ پریده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as much: به اندازه ی کافی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برای روز مبادا کنار گذاشتن: store away
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شلاق زدن با تازیانه: Lash sb with a whip
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
with regard to: در رابطه با با توجه به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ترکاندن ادامس: Pop the chewing gum
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contingency: رویداد احتمالی رویداد پیش بینی نشد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contract: مبتلا شدن ، گر فتن بیماری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گلدوزی کردن: embroider
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outrageous: شرم آور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
misguided: گمراه گمراه کننده ، غلط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
huffing and puffing: نفس نفس زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mail: پست پست کردن نامه ی پستی بسته ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
jigsaw: جورچین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
briefed: تفهیم شده، توجیه شده، اطلاعات داده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cured: دودی کردن، در نمک خواباندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
integrative: ترکیبی . جامع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ور رفتن با: Fiddle with
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compare: مقایسه کردن قابل مقایسه بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گردنبند طبی: neck brace
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مه میشه: Mist rises It gets misty It gets ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بدیمن: portentous
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inexorable: بی وقفه . بی پایان. تغییر ناپذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut through sth: فهمیدن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep in line: مراقب کسی باشی که اشتباه نکنه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
map: تطبیق دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
don't push your luck: واسه به دست آوردن چیزی اونقدر پافشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inform: نفوذکردن و تاثیر گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
commit to memory: حفظ کردن . یاد گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tricky: سخت ، مشکل حساس حلیه گر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
horoscope: طالع بینی ، جدول طالع بینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in company: مشترک . گروهی . در جمع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be through: Finish تمام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out of date: تاریخ گذشته کهنه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
despondent: سرخورده و ناامید، پکر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شورچشم: evil eyed
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cluttered: شلوغ پلوغ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pathos: ترحم انگیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gulf: شکاف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
postgraduate: Undergraduate دانشجوی لیسانس n, adj ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خم شدن: stoop
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خدمتکار بیمارستان: orderly
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trusting: بر پایه ی اعتماد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subsidise: تامین مالی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sustain: نگه داشتن، حفظ کردن ، زنده نگه داشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
temperamental: مودی، دمدمی مربوط به خلق و خو
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
چه برسه به: Much less Let alone
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صف بستن: Queue up File
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
deep down: عمق وجود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
deictic: مرجعی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریشه دوانده: deep rooted
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
no sooner: no sooner . . . . than هنوز اتفاق ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
riveting: خیره کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
splatter: پاشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لباس کشی: Spandex
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flora: پوشش گیاهی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
controversial: جنجالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
برق رفت: رفتن برق: power failure برق رفت :we ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
هسته: Pit
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
charitable: خیرخواهانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
obsessed: وسواسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
acutely: به شدت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اختلاس گر: looter
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sparkly: درخشان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
contrastive: مقایسه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
finesse: مهارت و تبحر با مهارت انجام دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اختلاس کننده: looter
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out front: جلوی در
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
invitation: دعوت نامه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
patron: مشتری همیشگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اختلاس کننده: looter
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
knit: بافتنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
defining: تعیین کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
smear: پخش شدن ( رنگ . خون . . . . ) پخش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
مطرح کردن: Put it forward
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
impetuous: بی فکر و عجول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
landmark: مکان دیدنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reckless: بی مسئولیت و بی فکر. بی ملاحظه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بژ: beige
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
promote: تبلیغ کردن . متقاعد به خرید کردن . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
appreciate: درک کردن ، فهمیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nuance: جزئیات تفاوت جزئی محتوای کلام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادم فروشی کردن: Snitch
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
register: گونه ی زبانی ( هر صنف گونه ی زبانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
put up: ساختن بالا بردن ارائه دادن ، پیشنها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
assisted: کمک کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ادم فروش: Snitch ( n )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
that is to say: به عبارت دیگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
live on the edge: زندگی پر ریسک و خطری داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از تو بعیده: It's unlike you
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
subjunctive: وجه التزامی فعل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
struck: شوکه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
respective: مربوطه مربوط به خود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
از تو بعیده: It's unlike you
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
رشته ی کلام از دستم در رفت: I lost my train of thought
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
regarded: در نظر گرفته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
clergy: Clergy حالت جمع داره به معنی روحانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خواباندن در چیزی: Marinate
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
adverse reaction: عوارض جانبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
round the corner: همین نزدیکیا همون نزدیکیا همین ور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gasp: تعجب کردن و آه کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پیست: Speedway
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bolt: پیچ ته صاف ( پیچ معمولی میشه screw ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
asset: نقطه قوت امتیاز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
efficiently: بدون فوت وقت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فرد متهم: The accused
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ride on: سوار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
overwhelmed: متاثر ، شوکه و مستاصل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
نیمرو: Sunny side up
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کشکک زانو: kneecap
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
resolve: حل کردن مشکل و مسئله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
thrilled: هیجان زده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wedge: برش . قاچ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اثار هنرمندان: Artworks
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
appeal to: جذابیت داشتن برای جذب کردن متوسل ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
arousal: برانگیختگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
span: از روی چیزی رد شدن . روی چیزی قرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عمل کردن به قول: Keep the promise Fulfill the promi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
startled: شوکه و وحشت زده شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
notorious: زبانزد ( برای چیز منفی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
command: به دست آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عمل کردن به قول: Keep the promise Fulfill the promi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
upcoming: آتی . پیش رو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
species: جمع و مفرد یکسان است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
landing: پاگرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در حال افول: On the wane
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fetish: علاقه ی شدید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
await: تفاوت await و wait هر دو در حالت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ritual: رسم و ر وم . شیوه ی روزمره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لوله ی فاضلاب: sewer pipe
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
oblivious: غافل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر زدن به کسی: Drop by Drop in on sb
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shuffle: کشیدن پا روی زمین هنگام راه رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boghole: باتلاق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rev: گاز دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
غرق در اب شدن: waterlog
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
distressing: آزار دهنده ناراحت کننده نگران کنن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر از اب شدن: waterlog
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
benefactor: خیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وقت کمه: Be short of time
٢ سال پیش