تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارت "live and breathe" به معنای "تمام وجود داشتن" یا "عمیقاً به چیزی علاقه داشتن" است. این عبارت زمانی به کار می رود که کسی به شدت به چیزی علاقمند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عبارت "game of chicken" در زبان انگلیسی به معنای "بازی شجاعت" یا "رقابت شجاعانه" است. این عبارت معمولاً در موقعیت هایی استفاده می شود که دو طرف در حا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلمه "wage" دارای تاریخچه ای جالب است که به دوره های قدیمی تر زبان های اروپایی باز می گردد. این کلمه ابتدا در زبان های فرانسوی میانه و سپس در زبان ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"Containment" به معنای محدود کردن، مهار کردن، یا کنترل کردن چیزی است که ممکن است گسترش یابد یا تهدیدی ایجاد کند. این واژه از ریشه ی "contain" به معنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

crystal ball

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

crystal ball

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح "Rust Belt" به منطقه ای در ایالات متحده اشاره دارد که زمانی صنعتی و پررونق بود، اما حالا به دلیل افول صنایع سنگین، بیکاری و کاهش تولید دچار مش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 🔹 1. **fledge** ( فعل ) معنی: پر درآوردن ( در مورد پرندگان ) - مثال: The chicks will **fledge** in two weeks. جوجه ها در دو هفته آینده پر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 🔹 1. **fledge** ( فعل ) معنی: پر درآوردن ( در مورد پرندگان ) - مثال: The chicks will **fledge** in two weeks. جوجه ها در دو هفته آینده پر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 🔹 1. **fledge** ( فعل ) معنی: پر درآوردن ( در مورد پرندگان ) - مثال: The chicks will **fledge** in two weeks. جوجه ها در دو هفته آینده پر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 🔹 1. **fledge** ( فعل ) معنی: پر درآوردن ( در مورد پرندگان ) - مثال: The chicks will **fledge** in two weeks. جوجه ها در دو هفته آینده پر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 🔹 1. **fledge** ( فعل ) معنی: پر درآوردن ( در مورد پرندگان ) - مثال: The chicks will **fledge** in two weeks. جوجه ها در دو هفته آینده پر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 🔹 1. **fledge** ( فعل ) معنی: پر درآوردن ( در مورد پرندگان ) - مثال: The chicks will **fledge** in two weeks. جوجه ها در دو هفته آینده پر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 شروع جنگ یا دعوا یا رقابت جدی و بدون ملاحظه
🔹 یعنی کسی دیگه تعارف، ادب یا محدودیت رو کنار می ذاره و مستقیم و تهاجمی عمل می کنه. 🔸 ترجمه در فار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 شروع جنگ یا دعوا یا رقابت جدی و بدون ملاحظه
🔹 یعنی کسی دیگه تعارف، ادب یا محدودیت رو کنار می ذاره و مستقیم و تهاجمی عمل می کنه. 🔸 ترجمه در فار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 نشانه ای از اطاعت، احترام، یا تسلیم بودن به قدرت یا مقام بالاتر
🔹 معمولاً به حالتی اشاره دارد که کسی برای جلب حمایت یا حفظ موقعیتش، مجبور است در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔧 "Ratchet" در اصل یک ابزار مکانیکی هست که: • در یک جهت حرکت می کنه • ولی از برگشت به عقب جلوگیری می کنه مثل جغجغه ای که در پیچ گوشتی یا آچار جغجغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیایید تفاوت بین "ratchet" و "ratchet up/down" رو با مثال تصویر ذهنی ترجمه فارسی بررسی کنیم. اینطوری هم کاربرد فیزیکی رو یاد می گیری، هم معنای استعار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توضیح بیشتر لیست جناب میرکریمی : همه ی این واژه ها دارای ریشه ی یونانی **"nephr ( o ) "** هستند که معنی آن **"کلیه"** است. در ادامه، هر واژه همراه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توضیح بیشتر لیست جناب میرکریمی : همه ی این واژه ها دارای ریشه ی یونانی **"nephr ( o ) "** هستند که معنی آن **"کلیه"** است. در ادامه، هر واژه همراه ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در توضیح لیست جناب supersu : همه ی این واژه ها دارای ریشه ی لاتین "ag"/"act" هستند که معنی اصلی آن "انجام دادن" یا "به حرکت درآوردن" است. در ادامه، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوشه ناخن

پیشنهاد
٠

pretzel : بعلت شکل ظاهری نماد پیچیدگی است عبارت "twist yourself into a pretzel" به معنی "خود را در موقعیتی پیچیده یا دشوار قرار دادن" است. این عبار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

pretzel : بعلت شکل ظاهری نماد پیچیدگی است عبارت "twist yourself into a pretzel" به معنی "خود را در موقعیتی پیچیده یا دشوار قرار دادن" است. این عبار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The word "aggrandise" ( also spelled "aggrandize" in American English ) is composed of: 1 ad - ( Latin prefix ) – meaning "to" or "toward" 2 grandi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The word "aggrandisement" ( or "aggrandizement" in American spelling ) is composed of: 1 "a - " – a prefix meaning to or toward 2 "grand" – from La ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمهٔ "stoolie" ( شکل عامیانه و کوتاه شدهٔ "stool pigeon" ) در زبان انگلیسی عامیانه به معنی: خبرچین، جاسوس، لو دهنده ( برای پلیس یا مقامات ) معادل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمهٔ "stoolie" ( شکل عامیانه و کوتاه شدهٔ "stool pigeon" ) در زبان انگلیسی عامیانه به معنی: خبرچین، جاسوس، لو دهنده ( برای پلیس یا مقامات ) معادل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عبارت "turn someone in" یک اصطلاح رایج در انگلیسی است و معنی اش در فارسی می شود: تحویل دادن کسی به پلیس یا مقامات ( قانونی ) معنی کامل در فارسی: • ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال : کاهش شدید نرخ بهره برای حمایت از صادرات مداخله در بازار ارز برای تضعیف پول ملی ارائه بسته های حمایتی عظیم برای صنایع صادرات محور وضع تعرفه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

trade bazooka : اقدامات تجاری ضربتی و سنگین و تهاجمی ، در مقابل اقدامات تدریجی مثال : کاهش شدید نرخ بهره برای حمایت از صادرات مداخله در بازار ارز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "trade bazooka" یک اصطلاح غیررسمی و استعاری است که معمولاً در زمینهٔ اقتصادی و مالی به کار می رود. معنی در انگلیسی:
"Trade bazooka" refers to ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت self - appointed به کسی گفته می شود که بدون رأی، انتخاب یا درخواست دیگران، خودش را در یک موقعیت یا نقش خاص قرار می دهد، مانند رهبر، سخنگو، قاضی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چتلی نشستن - چمیاتمه زدن The verb **"hunker"** in its **metaphoric meaning** refers to **settling in** or **getting into a stable, firm, or low posi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چتلی نشستن - چمباتمه زدن The phrase **"hunker down"** in its metaphorical meaning refers to **settling in or preparing to stay in a particular place ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به فرمایش دوستان با اقدام خود فرد - خود کرده - خود خواسته - خودآفرین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

- ation, ( سر ) capit Meaning of "Capitulation": The word "capitulation" means the act of surrendering or yielding, often under specific conditions ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

caput is a latin word : head capit از این ریشه است

پیشنهاد
٠

دوستان دقت کنید : work one's way through به معنی کاری را بتدریج تا پایان انجام دادنه و با این عبارت متفاوته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

through : به پایان رساندن - تمام 🔹 "Work One's Way Through" – English Explanation The phrase "work one's way through" means to progress or move thr ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمهٔ **showdown** یک اسم ( noun ) است و معنای آن به صورت استعاری به **لحظهٔ رویارویی نهایی، تقابل مستقیم یا تعیین تکلیف نهایی** اشاره دارد. - - - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 Nuclear Winter – English Explanation Nuclear winter is a theoretical scenario where, after a large - scale nuclear war, huge amounts of smoke, dus ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "row back" در اصل از دنیای قایق رانی ( rowing ) گرفته شده، و معنای استعاری اش به همین تصویر برمی گرده. 🔹 چرا "row back" به معنی عقب کشیدن یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

whip : شلاق lash : ضربه - شلاق زدن - برانگیختن - تحریک کردن 🔹 Whiplash – Metaphoric Meaning ( EN ) : A sudden, sharp emotional or mental shock cau ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرا "bear" ( خرس ) ؟ در گذشته، مردم متوجه شدند که وقتی خرس ها به شکار می روند، پنجه هایشان را به سمت پایین می زنند. این حرکت به پایین نماد کاهش است، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چرا "bear" ( خرس ) ؟ در گذشته، مردم متوجه شدند که وقتی خرس ها به شکار می روند، پنجه هایشان را به سمت پایین می زنند. این حرکت به پایین نماد کاهش است، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...