تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 🔹 1. **fledge** ( فعل ) معنی: پر درآوردن ( در مورد پرندگان ) - مثال: The chicks will **fledge** in two weeks. جوجه ها در دو هفته آینده پر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 🔹 1. **fledge** ( فعل ) معنی: پر درآوردن ( در مورد پرندگان ) - مثال: The chicks will **fledge** in two weeks. جوجه ها در دو هفته آینده پر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 🔹 1. **fledge** ( فعل ) معنی: پر درآوردن ( در مورد پرندگان ) - مثال: The chicks will **fledge** in two weeks. جوجه ها در دو هفته آینده پر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 🔹 1. **fledge** ( فعل ) معنی: پر درآوردن ( در مورد پرندگان ) - مثال: The chicks will **fledge** in two weeks. جوجه ها در دو هفته آینده پر د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 شروع جنگ یا دعوا یا رقابت جدی و بدون ملاحظه
🔹 یعنی کسی دیگه تعارف، ادب یا محدودیت رو کنار می ذاره و مستقیم و تهاجمی عمل می کنه. 🔸 ترجمه در فار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 شروع جنگ یا دعوا یا رقابت جدی و بدون ملاحظه
🔹 یعنی کسی دیگه تعارف، ادب یا محدودیت رو کنار می ذاره و مستقیم و تهاجمی عمل می کنه. 🔸 ترجمه در فار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 نشانه ای از اطاعت، احترام، یا تسلیم بودن به قدرت یا مقام بالاتر
🔹 معمولاً به حالتی اشاره دارد که کسی برای جلب حمایت یا حفظ موقعیتش، مجبور است در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔧 "Ratchet" در اصل یک ابزار مکانیکی هست که: • در یک جهت حرکت می کنه • ولی از برگشت به عقب جلوگیری می کنه مثل جغجغه ای که در پیچ گوشتی یا آچار جغجغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیایید تفاوت بین "ratchet" و "ratchet up/down" رو با مثال تصویر ذهنی ترجمه فارسی بررسی کنیم. اینطوری هم کاربرد فیزیکی رو یاد می گیری، هم معنای استعار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توضیح بیشتر لیست جناب میرکریمی : همه ی این واژه ها دارای ریشه ی یونانی **"nephr ( o ) "** هستند که معنی آن **"کلیه"** است. در ادامه، هر واژه همراه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توضیح بیشتر لیست جناب میرکریمی : همه ی این واژه ها دارای ریشه ی یونانی **"nephr ( o ) "** هستند که معنی آن **"کلیه"** است. در ادامه، هر واژه همراه ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در توضیح لیست جناب supersu : همه ی این واژه ها دارای ریشه ی لاتین "ag"/"act" هستند که معنی اصلی آن "انجام دادن" یا "به حرکت درآوردن" است. در ادامه، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوشه ناخن

پیشنهاد
٠

pretzel : بعلت شکل ظاهری نماد پیچیدگی است عبارت "twist yourself into a pretzel" به معنی "خود را در موقعیتی پیچیده یا دشوار قرار دادن" است. این عبار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

pretzel : بعلت شکل ظاهری نماد پیچیدگی است عبارت "twist yourself into a pretzel" به معنی "خود را در موقعیتی پیچیده یا دشوار قرار دادن" است. این عبار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The word "aggrandise" ( also spelled "aggrandize" in American English ) is composed of: 1 ad - ( Latin prefix ) – meaning "to" or "toward" 2 grandi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The word "aggrandisement" ( or "aggrandizement" in American spelling ) is composed of: 1 "a - " – a prefix meaning to or toward 2 "grand" – from La ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمهٔ "stoolie" ( شکل عامیانه و کوتاه شدهٔ "stool pigeon" ) در زبان انگلیسی عامیانه به معنی: خبرچین، جاسوس، لو دهنده ( برای پلیس یا مقامات ) معادل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمهٔ "stoolie" ( شکل عامیانه و کوتاه شدهٔ "stool pigeon" ) در زبان انگلیسی عامیانه به معنی: خبرچین، جاسوس، لو دهنده ( برای پلیس یا مقامات ) معادل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عبارت "turn someone in" یک اصطلاح رایج در انگلیسی است و معنی اش در فارسی می شود: تحویل دادن کسی به پلیس یا مقامات ( قانونی ) معنی کامل در فارسی: • ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال : کاهش شدید نرخ بهره برای حمایت از صادرات مداخله در بازار ارز برای تضعیف پول ملی ارائه بسته های حمایتی عظیم برای صنایع صادرات محور وضع تعرفه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

trade bazooka : اقدامات تجاری ضربتی و سنگین و تهاجمی ، در مقابل اقدامات تدریجی مثال : کاهش شدید نرخ بهره برای حمایت از صادرات مداخله در بازار ارز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "trade bazooka" یک اصطلاح غیررسمی و استعاری است که معمولاً در زمینهٔ اقتصادی و مالی به کار می رود. معنی در انگلیسی:
"Trade bazooka" refers to ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت self - appointed به کسی گفته می شود که بدون رأی، انتخاب یا درخواست دیگران، خودش را در یک موقعیت یا نقش خاص قرار می دهد، مانند رهبر، سخنگو، قاضی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چتلی نشستن - چمیاتمه زدن The verb **"hunker"** in its **metaphoric meaning** refers to **settling in** or **getting into a stable, firm, or low posi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چتلی نشستن - چمباتمه زدن The phrase **"hunker down"** in its metaphorical meaning refers to **settling in or preparing to stay in a particular place ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به فرمایش دوستان با اقدام خود فرد - خود کرده - خود خواسته - خودآفرین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

- ation, ( سر ) capit Meaning of "Capitulation": The word "capitulation" means the act of surrendering or yielding, often under specific conditions ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

caput is a latin word : head capit از این ریشه است

پیشنهاد
٠

دوستان دقت کنید : work one's way through به معنی کاری را بتدریج تا پایان انجام دادنه و با این عبارت متفاوته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

through : به پایان رساندن - تمام 🔹 "Work One's Way Through" – English Explanation The phrase "work one's way through" means to progress or move thr ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمهٔ **showdown** یک اسم ( noun ) است و معنای آن به صورت استعاری به **لحظهٔ رویارویی نهایی، تقابل مستقیم یا تعیین تکلیف نهایی** اشاره دارد. - - - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 Nuclear Winter – English Explanation Nuclear winter is a theoretical scenario where, after a large - scale nuclear war, huge amounts of smoke, dus ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "row back" در اصل از دنیای قایق رانی ( rowing ) گرفته شده، و معنای استعاری اش به همین تصویر برمی گرده. 🔹 چرا "row back" به معنی عقب کشیدن یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

whip : شلاق lash : ضربه - شلاق زدن - برانگیختن - تحریک کردن 🔹 Whiplash – Metaphoric Meaning ( EN ) : A sudden, sharp emotional or mental shock cau ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرا "bear" ( خرس ) ؟ در گذشته، مردم متوجه شدند که وقتی خرس ها به شکار می روند، پنجه هایشان را به سمت پایین می زنند. این حرکت به پایین نماد کاهش است، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چرا "bear" ( خرس ) ؟ در گذشته، مردم متوجه شدند که وقتی خرس ها به شکار می روند، پنجه هایشان را به سمت پایین می زنند. این حرکت به پایین نماد کاهش است، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لیست جناب میرکریمی با توضیحات بیشتر : 🔘 Carnage • Root: carn - ( flesh ) - age ( result of an action ) • Meaning ( EN ) : Mass killing or slaught ...