یوسف صابری

یوسف صابری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



threshold١٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٢/٢١On/at the threshold of sth=در آستانه/آغاز چیزی بودنگزارش
16 | 1
personal١١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢١Personal God=خدای متشخصگزارش
12 | 1
accidental١١:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢١عرضی ( در فلسفه )گزارش
5 | 1
idea١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢١تصورگزارش
7 | 1
adequate١١:٥٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢١تامگزارش
7 | 1
productive١١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢١مولدگزارش
16 | 0
pantheist١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢١همه خدا انگارگزارش
0 | 0
attitude١١:٥٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢١تلقی طرز تلقی نحوه نگرشگزارش
12 | 1
forage٢١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠به جستجوی چیزی رفتن ( مخصوصا واسه خوردن )گزارش
37 | 0
bill٢١:٢٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠نوک پرندگان Beakگزارش
7 | 1
profusion٢١:١٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠فراوانی Abundanceگزارش
7 | 0
macaw٢١:١١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠گونه ای از طوطی ( رنگارنگ و خیلی زیبا )گزارش
5 | 0
broad leaved٢١:١٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠پر شاخ و برگ ( برای درخت )گزارش
0 | 0
clearing٢١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠زمین بی درخت و علفگزارش
46 | 1
shaman١٧:٤٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠یکی از شخصیت های مهم ادیان باستان مخصوصا در سیبری که به آنها جادو_درمانگر هم گفته میشه. در چین به این اشخاص wu گفته میشه. میتوانند با نیروهای فرا طبی ... گزارش
28 | 0
upanishad١٧:٤٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠بخشی موخر کتاب های ودا که تعلیمات فلسفی و معنوی رو شامل میشوند. اوپه نیشاد ها بعد از وداها مهمترین کتب دین مردم هند هستند. این کتاب ها به زبان سانسکر ... گزارش
2 | 0
hinduism١٧:٤٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠آیین هندی که خود هندی ها بهش sanatana dharma میگن دین مردم هندگزارش
0 | 0
veda١٧:٤١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠هریک از چهار کتاب مقدس هندی به نام های یجور ودا، سامه ودا، اتروه ودا و ریگ وداگزارش
5 | 0
neolithic١٧:٤٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠عصر حجر دوران نو سنگیگزارش
9 | 0
contend١٧:٣٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠1_ادعا کردن Claim 2_رقابت کردن Competeگزارش
32 | 1
do away with١٧:٣٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠کنار گذاشتن یا متوقف کردن استفاده از چیزیگزارش
18 | 0
nut١٧:٣٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠UK SLANG سر کله Head گزارش
5 | 1
profusely١٧:٣٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠بسیار زیاد گزارش
21 | 1
from here on out١٧:١٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠از حالا به بعد From now onگزارش
21 | 0
inconvenient١٧:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠دردسرساز Problematicگزارش
5 | 1
at stake١٧:١٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠At riskگزارش
16 | 1
underdog١٧:١٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠در رقابت و مسابقه=ضعیف تر از بقیه تیم ها یا تیم روبروگزارش
25 | 1
exclusive١٧:١٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠مانع ( در علم منطق ) به طور مثال" تعریف مانع و جامع"گزارش
7 | 2
inhibition١٧:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠وقفه جلوگیری منعگزارش
12 | 1
bring into١٧:١١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠وارد کردن Don't bring my father into this پدرمو قاطی این مسئله نکنگزارش
30 | 1
position١٧:٠٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠موقفگزارش
2 | 1
ameliorate١٧:٠٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠بهبود بخشیدن گزارش
18 | 0
despicable١٧:٠٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠انزجار آورگزارش
12 | 0
identical١٧:٠٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠این همانگزارش
5 | 1
lecture١٧:٠٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠درس گفتارگزارش
18 | 1
proclivity١٧:٠١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠Propensityگزارش
0 | 1
explanatory١٧:٠٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠تبیین گرانهگزارش
30 | 1
plausible١٦:٥٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠قابل قبول موجهگزارش
32 | 1
reproach١٦:٥٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠دعوا کردن کسی Criticize ملامت کردنگزارش
7 | 1
elated١٦:٥٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠خیلی خوشحال Very happy Jubilantگزارش
23 | 0
capital punishment١٦:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠اعدامگزارش
30 | 1
make yourself understand١٦:٥١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠ارتباط برقرار کردن مطلب خود را به کسی فهماندنگزارش
5 | 0
testing١٦:٤٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠سخت و مشکل Difficultگزارش
18 | 3
so as to١٦:٥٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠In order toگزارش
30 | 1
reforestation١٦:٤٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠متصاد Deforestation درخت کاری در جایی که قبلا درختانش از بین رفتهگزارش
5 | 0
blockbuster١٦:٤٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠موفق ( کتاب یا فیلم ) A blockbuster novel یک رمان موفقگزارش
23 | 0
dream of١٦:٤٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠رویا چیزی را در سر پروراندن I've dreamed of this day for so long!گزارش
23 | 1
step out١٦:٤٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠بیرون رفتن از جایی To leave a placeگزارش
25 | 0
deliberation١٥:٥٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠تامل و تعمق کردن Considerationگزارش
5 | 1
big name١٥:٥١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠معروف Famous Well knownگزارش
9 | 0