برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

یوسف صابری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 درگیر چیزی شدن ١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

2 فصل،بخش،قسمت ١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

3 خندق که زمان جنگ کنده میشه ١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

4 منظر،تصویر ١٣٩٩/٠٨/٠١
|

5 مرغ دریایی ١٣٩٩/٠٨/٠١
|

6 مقام و جایگاه ١٣٩٩/٠٨/٠١
|

7 تصور ١٣٩٩/٠٨/٠١
|

8 امید
In the prospect of
به امیدِ
١٣٩٩/٠٨/٠١
|

9 وسوسه ١٣٩٩/٠٨/٠١
|

10 عقربه قطب نما ١٣٩٩/٠٨/٠١
|

11 مصمم
Determined
١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

12 پست و حقیر ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

13 زشت و زننده ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

14 پریشان روزگار ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

15 یکه و تنها ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

16 پریشان روزگار ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

17 تازه به دوران رسیده
Upstart
١٣٩٩/٠٧/١٧
|

18 نظرگاه ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

19 نظرگاه ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

20 بی پایه و اساس ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

21 از روی قصد،بعمدا،عمدا
Intentional
١٣٩٩/٠٧/١٧
|

22 از دست کسی قاپیدن،قاپیدن ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

23 ترغیب کردن به انجام کاری(یا به اصطلاح خودمون خر کردن کسی به انجام کاری) ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

24 شتاب
Briskness
١٣٩٩/٠٧/١٧
|

25 شرمساری
Embarrassment
١٣٩٩/٠٧/١٧
|

26 شایسته و درخور(بیشتر برای جزای جرم و جنایت) ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

27 عصبانی کردن یا خون کسی را به جوش آوردن ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

28 خون کسی را به جوش آوردن ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

29 عبادت
Prayer
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

30 برج حمل که به آن بره هم میگویند ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

31 کم دل و جراتی
ترسویی و بزدلی
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

32 بزدل
Wuss=coward
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

33 همه گیر،فراگیر،چیزی که شامل همه اعضای یک مجموعه بشه
Across the board
All inclusive
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

34 ریزه خوری کردن ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

35 سکندری خوردن ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

36 صحیح و سالم و بدون هیچ درد و مرضی ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

37 ملغمه،ملغمه ای از چیزهای متفاوت ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

38 ۱.کسی که ترس از کشورهای دیگه و فرهنگ اونها داره
۲‌.نژاد پرست
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

39 ۱.قطعی برق
۲.از هوش رفتن،قش کردن
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

40 افتادن=fall ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

41 کانون توجه(کسی که تو چشمه) ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

42 مجلل ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

43 بدنی،فیزکی(برخلاف ذهنی و روحی) ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

44 شهرستان ١٣٩٩/٠٣/١٣
|

45 دور شدن از موصوع اصلی ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

46 شاعر غنایی ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

47 شعر غنایی ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

48 نفوذناپذیر ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

49 تاب مقاومت آوردن ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

50 مستقر شدن ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|