یوسف صابری

یوسف صابری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



impromptu٢٣:٠٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣ارتجالاگزارش
5 | 1
dais٢٠:٤٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣صدر مجلسگزارش
12 | 0
irreverence٢٠:٤٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣گستاخیگزارش
7 | 0
lose out on١٦:٣٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣Be deprived of sth بی بهره شدن از چیزیگزارش
2 | 1
moon faced١٦:١٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣مه رو، ماه روگزارش
0 | 1
perspective١٦:١٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣نظرگاهگزارش
12 | 1
salve١٥:٥٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣مرهم و ضمادگزارش
14 | 0
scrape١٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣پاک کردن ( مخصوصا لایه ای که روی چیزی ایجاد شده، مثل پاک کردن زنگار از آینه )گزارش
34 | 1
kindred spirit١٥:٤١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣همفکر و همزبان ( کسی که اندیشه ها و احساسات و افکارش مثل ما باشه )گزارش
78 | 0
swoon١٥:٣٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣بیهوش شدن ( بخاط احساس شدید از چی )گزارش
14 | 1
bashful٢٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢٢با حیاگزارش
9 | 0
vaccum١٧:٤٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٢مخفف vacuum cleaner یعنی جارو برقی خلا کمبودگزارش
12 | 0
forswear١٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٢دست کشیدن و کنار گذاشتن چیزی Give upگزارش
12 | 0
epitome٢٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢١مثال بارز نموعه اعلیگزارش
34 | 0
predicate١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢١محمول بودن ( در فلسفه )گزارش
16 | 1
import١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢١معنی Meaningگزارش
14 | 3
meaning١٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢١ارزش Importance or valueگزارش
32 | 1
scholium١٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢١تبصرهگزارش
0 | 0
establish١٣:٣٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢١به دست آوردن اطلاعات در مورد چیزی گزارش
9 | 1
necessarily١٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢١بالضرورهگزارش
7 | 1
have in common١٣:٢٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢١وجه مشترک داشتنگزارش
57 | 0
effect١٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢١معلولگزارش
7 | 1
axiom١٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢١اصل متعارف Axioms=اصول متعارفهگزارش
2 | 0
intoxication١٢:٥٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢١سُکر ( در عرفان اسلامی )گزارش
0 | 0
concern with١٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢١اهتمام بهگزارش
9 | 1
sobriety١٢:٥٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢١صَحو ( در عرفان اسلامی )گزارش
5 | 1
quintessence١٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢١خمیر مایه😉گزارش
2 | 0
ONE١٢:٥٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢١واحد مطلق، خدای واحد مطلق ( در الهیات )گزارش
7 | 1
belittle١٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢١بی اهمیت جلوه دادنگزارش
7 | 0
embody١٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢١تجسم چیزی بودنگزارش
14 | 1
macrocosm١٢:٥١ - ١٣٩٩/٠٢/٢١عالم اکبرگزارش
0 | 1
repentance١٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢١توبه Sincere repentence=توبه نصوحگزارش
2 | 0
microcosm١٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢١عالم اضعر در برابر عالم اکبرگزارش
2 | 1
intelligence١٢:٥١ - ١٣٩٩/٠٢/٢١قوه عاقله ( مخصووصا در فلسفه )گزارش
9 | 0
proposition١٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢١قضیه ( در فلسفه )گزارش
12 | 1
ground١٢:٤٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢١دلیل و برهان Cause, argument, reasonگزارش
7 | 1
in effect١٢:٤٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢١عملاگزارش
12 | 1
audacity١٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢١گستاخیگزارش
9 | 1
reactionary١٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢١ارتجاعی کسی که مخالف تغییر و پیشرفت هستگزارش
23 | 0
aborted١٢:٢١ - ١٣٩٩/٠٢/٢١نیمه تمام، ناقصگزارش
14 | 1
abort١٢:٢١ - ١٣٩٩/٠٢/٢١نیمه تمام گذاشتنگزارش
16 | 0
emendation١٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢١اصلاح تنقیحگزارش
0 | 0
to all appearances١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢١ظاهراگزارش
7 | 0
abominable١٢:١٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢١شنیع، زشت، زنندهگزارش
2 | 0
excommunication١٢:١٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢١تکفیر کردن ( مسیحیت )گزارش
2 | 0
cut short١٢:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢١Cut sth short=رها کردن کاری نیمه تمام گذاشتن کاریگزارش
41 | 1
eternal١٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٢/٢١سرمدیگزارش
12 | 1
groom١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢١Groom for sth=آماده شدن برای کاریگزارش
32 | 1
interaction١١:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢١کنش متقابلگزارش
18 | 0
adorer١١:٥٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢١عابدِ عاشق ( در معنای عرفانی )گزارش
0 | 0