پیشنهاد‌های رضا پایدارفرد (١٠٥)

بازدید
٦٧٧
پیشنهاد
٠

بدون شک بدون هیچ گونه شک و شبهه ای

پیشنهاد
٠

یک سال بزرگتر یکسال جسورتر یکسال بزرگتر و یکسال شجاع تر ( ریسک پذیر تر )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خربزه خوردن و پای لرزش نشستن مستحق عواقب کار اشتباه خود بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از کسی بزور اطلاعات گرفتن اطلاعات درآوردن از فردی که خواهان افشای آنها نیست

پیشنهاد
٠

از انجام کاری طفره رفتن بهانه آوردن ( برای انجام ندادن کاری )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شرکت اسباب کشی منزل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلش رفت. . . توی دل کسی خالی شدن. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

با دستپاچگی بیدار شدن یهو از خواب پریدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کسی را مجبور به کاری کردن ( از طریق ترساندن آنها از عواقب چیزی ) کسی را مرعوب کردن و وادار به کاری. کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

درست سر موقع ( سر وقت ) انگار از قبل برنامه ریزی شده بود

پیشنهاد
٠

منتظر یک اتفاق بد بودن منتظر عواقب بودن انتظار اتفاق بدی را ( بدلیل انجام خطا و اشتباه ) کشیدن. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اگر فعل باشه یعنی : ناگهان مملو از حسی قوی شدن A feeling courses through you حسی کاملا تو را در بر میگیرد. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

لباس یا چادر روی خود کشیدن. . خود را پوشاندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دل کسی را به رحم آوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دل رحمی و دلسوزی کسی را جلب کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طلا خوردن ناگهان به اهداف دست یافتن و به اصطلاح ترکوندن Hit the jackpot Jackpot هم به مقدار زیادی از پول که تو بازی های مثل قمار که کاملا شانسی هس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Overgrown schoolboy/child کنایه ای به آدم گنده ای که بچگانه رفتار می کنه آدم نابالغ ، آدم بزرگ رشد نکرده از لحاظ عقلی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خاموش کردن آتیش با لگد مال کردنش با پا آتیش خاموش کردن همچنان میشه با لگد مال کردن آب یا شیره چیزی و درآوردن هم معنی بده ( مثلاً آب انگور رو با لگد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تو کار کسی دخالت کردن فضولی کردن تو کار کسی ( که موجب ناراحتی و ایجاد مشکل در کارشون میشه ) خود را جای کسی جا زدن و انجام مسئولیت کردن ( نهایتا منجر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بلند و با صدا گوش کسی پچ پچ کردن ( چیزی گفتن ) بلند به کسی با حالت زمزمه ( نجوا ) چیزی گفتن، ، تا کسی چیزی نشنود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

با اختلاف نظر ها کنار آمدن ( با کسی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از توجه دیگران لذت بردن از تحسین دیگران لذت بردن و از در کانون توجه قرار گرفتن لذت بردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

باز کردن قطعات جانبی ( بجز قطعات اصلی یک وسیله )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

کشاندن، با زور بردن کسی به جایی که نمی خواهند بروند ( خصوصا زندان )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نخ دندان کشیدن. . . تمیز کردن لای دندان ها با نوعی نخ نازک بهداشتی که با مسواک قابل برطرف شدن نیست.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اگه حق انتخاب داشته باشم. . . اگه از من بپرسی. . . اگر نظر من رو بخوای. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بالا/پایین کردن متن ( عکس، محتوی ) روی صفحه نمایش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کشیده شدن به. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کم قناعت کردن زندگی ساده ای داشتن تجملاتی نبودن و ساده زیستن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

عملیات سری عملیات مخفیانه ( پنهانی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازاریابی مخفی گنجاندن تبلیغات در محتوی های شبکه های اجتماعی، ویدیو های جذاب، تفریحات بدون اینکه بیننده احساس تماشای تبلیغات کند. تبلیغات گنجانده شد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

نمونه مجانی تستر محصول نسخه آزمایشی یک محصول ( معمولا رایگان جهت تست قبل انجام خرید )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون تبلیغات بازرگانی ( برنامه تلویزیونی ) بدون وقفه های تبلیغاتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فرض محال بودن جزو گزینه ها نبودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتار های غیر متناسب منتصب به پسرهای جوان در یک گروه ( خصوصا نوشیدن مشروبات الکلی )

پیشنهاد
٠

توضیحات بیشتر مورد نیاز است شفاف سازی بیشتر مورد نیاز است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

متوقت کردن عملیات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

با سواد بصری با سواد هنری کسی که از لحاظ هنری با سواد و دارای اطلاعات زیادی است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دست به عمل زدن بجای صبر کردن برای اتفاقی خوش آیند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

جشن ترک پست جشن بازنشستگی جشنی که برای ترک شغل فردی از شغل یا موسسه ای گرفته میشه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برنامه شبانه دخترانه شب دخترها ( برای معاشرت، وقتگذرانی و سرگرمی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جشن ( مهمانی ) راه اندازی جشن معرفی ( محصول، کتاب و. . . ) به عموم جشن عرضه کالای جدید به جامعه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جشن عروسی برای اقوام و دوستان نزدیک

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

وراجی مردن، پر حرفی کردن زیاد حرف زدن ( راجع به چیزی ) بحث کردن، صحبت کردن ( راجع به چیزی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دوره زمانی پر از تغییرات زمان تغییرات و تحولات دوره تغییر ( تحول )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تسکین دهنده آرامش بخش ( حرفی برای آرام کردن فرد عصبانی )

پیشنهاد
٠

جایگاه، شغل و حرفه ای را تصرف کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسب و کار راه انداختن وارد تجارت و کار شخصی شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برنامه مسابقه اطلاعات عمومی مسابقه تلویزیونی اطلاعات عمومی ( اطلاعات جزئی راجع به تاریخ، ورزش، افراد مشهور )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگرانی زدا رافع دلواپسی استرس گیر، دفع کننده استرس چیزی که برای مدت طولانی دارید و احساس میکنید وقتی همراهتان است احساس آرامش، اطمینان و شانس دارید.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر منتظره جذاب و غیر قابل پیش بینی خلاف روال همیشگی و تعجب بر انگیز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریبنده دلربا پر کشش و جذب کننده ( جذاب )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به قرض و بدهی افتادن بدهی بالا آوردن به کسی یا جایی مدیون شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنگ واضح و روشن برای جلب توجه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارای نسخه چاپی موجود بودن بصورت تایپ شده در کتاب مجله یا روزنامه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل مشاهده ( دیده شدن ) بودن و در معرض دید بودن جهت تماشا A large range of species are to be seen in the aquarium طیف بسیاری از گونه های مختلف در ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بزودی در معرض چیزی ( معمولا ناخوشایند ) قرار گرفتن به دردسر افتادن شرایط نامساعدی را در آینده ای نزدیک تجربه کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقدار کمی به اندازه کمی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب را بیهوده جاری ساختن جریان آب رو ( از طریق شیر آب، شیلنگ و . . . ) باز گذاشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ترکیبی از میوه، ادویه های تند و شکر من مخصوصا با گوشت و پنیر خورده میشه. گاها از میوه انبه هم در این ترکیب استفاده میشه چاشنی غذایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

وقت کشی ( کردن ) برای گذشتن سریع زمان کاری بیهوده اانجام دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

محیط پر زرق و برق جالب و جذاب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دسترسی انحصاری دسترسی خاص برای افراد خاص و مهم ( vip )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مستعد به، متمایل به دارای استعداد پچو میل به انجام کاری یا داشتن شرایط مستعد برای بیماری خاص

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

حاشیه نرو از بحث اصلی فاصله نگیر

پیشنهاد
٣

چیزی ( حرفی ) را تعریف و تمجید قلمداد کردن ( برای خود ) پذیرفتن حرفی بعنوان تعریف از خود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نمای بالا به پایین منظره و دید بالا به پایین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اجی مجی کردن با جادو مشکلات و حل کردن ( مثل چوب جادوی هری پاتر )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

تیر در تاریکی امتحان کردن چیزی ( بدون اینکه میل به انجام داشته باشیم یا به موفقیت کار مطمئن باشیم. )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

حقایق زندگی ( مربوط به تولید مثل و نحوه به دنیا آمدن بچه )

پیشنهاد
١

تاثیر منفی روی کسی یا چیزی گذاشتن

پیشنهاد
٠

بخت و اقبال نداشتن بد شانس و بد بیار بیودن

پیشنهاد
١

معلوم شدن چیزی که مایه خوشحالی هست در لباس مبدل وقتی چیزی که فکر میکنید بده ولی آخر به نفعت تموم میشه اصطلاح فارسی: تو مو رو میبینی و من پیچش مو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شاگرد زرنگ کلاس "Top of the class" is an idiom that refers to someone who performs exceptionally well in their academic studies, often achieving the ...

پیشنهاد
٠

مثل کبک سر در برف فرو کردن to ignore an unpleasant situation and hope it will stop if you do not think about it

پیشنهاد
٠

یه سر و گردن از بقیه بالاتر بودن The phrase "head and shoulders above someone" means to be significantly better or superior to someone else in a part ...

پیشنهاد
١

سر به هوا یا غیر واقع گرا عدم توجه به مسائل واقعی و روز بدلیل مشغول بودن به کارهای خود سر چ تو لاک خود داشتن to not know what is really happening aro ...

پیشنهاد
١

با ارقام و اعداد خوب بودن، در علم ریاضی خوب بودن

پیشنهاد
٠

فراموشکار و کند ذهن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریسک کردن ( قمار کردن ) خرید سهام تو بورس برای احتمال سود بیشتر در آینده پول قمار کردن تو بورس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

محرم اسرار هم بودن سنگ صبور هم بودن

پیشنهاد

چیزی رو کش رفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقب بستن، به پشت بستن در موردپرده: به کنار بستن یا کشیدن The phrasal verb "tie back" generally refers to pulling or securing something, such as curt ...

پیشنهاد
٠

فناوری و تکنولوژی ترجمه گفتار آنی ( زمان واقعی ) use of advanced computational algorithms and software to convert spoken language from one language ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

قطعه زمین بخش وسیعی از زمین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

روابط زود گذر و موقتی ارتباط های موقتی و ناپایدار با افراد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

عزلت گزیدن، زندگی بدون اطلاع گرفتن از وضعیت جامعه و کشور سر تو لاک خود داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تطابق پیدا کردن، همسان و همسو شدن در یک راستا قرار گرفتن

پیشنهاد
٠

به عمل کار برآید به سخندانی نیست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساس دین به کسی داشتن ( بخاطر اینکه کاری برای شما انجام داده آمد ) به کسی مدیون بودن Feel obligated=feel obliged

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانش آموز ( محصل ) سابق

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

شارژ باتری تموم شده. برای مثال: The battery's flat on the phone. شارژ باتری موبایل تموم شده ( باید برایش رو شارژ )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( نمی فهمم چرا ) هم معنی میده مثلاً: What beats me is why people are prepared to sit in a traffic jam every morning for half an hour just to get to w ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فراموش کردن زیر قول زدن

پیشنهاد
٠

شایعه شده که. . . . . چیزی رو از دهن دیگران شنیدن. . . از فلانی شنیدم که . . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

درس گرفتن ( از اطفاقی ناگوار ) جهت جلوگیری از اتفاق آن در آینده I've learnt my lesson. من درسم رو گرفتم. ( دیگه تکرار نمیشه ) .

پیشنهاد
١

حرف کسی که باعث میشه به فکر عمیق فرو بریم Your suggestions have certainly given me food for thought. پیشنهاداتت باعث شد به فکر عمیق فرو برم ( راجبشو ...

پیشنهاد
١

I can't for the life of me remember her first name. اصلا اسم کوچکش یادم نمیاد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دانستن جایگاه خود بین گروهی از مردم یا دسته ای خاص

پیشنهاد
٠

یادگیری از اشتباهات درس گرفتن از اشتباهات ناراحت نشدن از شکست و به حساب کسب تجربه به شکست نگاه کردن

پیشنهاد
١

اصلا و ابدا ( چیزی را ندانستن، اطلاعی نداشتن ) جهت نشان دادن جواب منفی ( برای انجام کاری چه فیزیکی چه انتزاعی ) کاربرد دارد.

پیشنهاد
٠

اطلاعی حتی جزئی از چیزی نداشتن کاملا جدید بودن موضوعی برای فردی

پیشنهاد
١

اصلا و ابدا از چیزی اطلاع نداشتن Haven't got/don't have the faintest idea about sth

پیشنهاد
٠

آشنا به نظر رسیدن That book title has a familiar ring to it. عنوان اون کتاب آشنا به نظر میرسه. ( انگار قبلاً خوندمش. )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کار بلد بود در کاری یا مهارتی