پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٢٣)
= inquiry based learning ( IBL )
=enhematospore
هاگ درون خون ( اسم ) : هاگ انگل مالاریا که در داخل جریان خون تشکیل می شود.
[ˈmoʊtər ɛnd pleɪt]صفحه انتهایی حرکتی {ا}: یک اتصال پیچیده عصبی عضلانی که در آن، آکسون یک فیبر عصبی حرکتی از طریق یک سیناپس با فیبرهای عضلانی مخطط تم ...
درون زهرابه خونی ( اسم ) : وضعیتی که در آن، اندوتوکسین ها در جریان خون وجود داشته و می تواند نشانه ای از شوک قریب الوقوع باشد.
endotheliocytosis {noun}: an abnormal increase in the production of endotheliocytes. اندوتلیوسیتوز ( اسم ) : افزایش غیرطبیعی در تولید اندوتلیوسیت ها
= [ˌɛndoʊˈθiːliəsaɪt] macrophage
درون نخاع ( اسم ) : غشای تک لایه، محکم و قابل قیاس و تداوم یافته با لایه مننژی سخت شامه داخل جمجمه ای مغز
درمیان یاخته ( اسم ) : بخش مرکزی و سیال تر ( نیمه مایع ) یک موجود زنده تک سلولی
درون رُست ( صفت ) : 1. متمایل به رشد به سمت داخل و تکثیر در درون یک اندام یا ساختار که اغلب به تومورهای پوست اشاره دارد؛ ویژگی گیاهی که تمام یا قسمت ...
درون زه لاد تود ( اسم ) : توموری حاوی تکه هایی از آندومتر نابجا که بیشتر در تخمدان یافت می شود.
[ˌendəˈmitriəl ləˈvɑʒ] شستشوی درون زه لادی {ا}: روشی برای به دست آوردن سلول های آندومتر به منظور بررسی، با تزریق محلول نرمال سالین به داخل رحم به عنو ...
سرطان درون زه لادی {ا}: نوع نسبتاً شایعی از سرطان رحم که معمولاً آدنوکارسینوم می باشد.
ترشحات درون ریز {ج}: آن دسته از ترشحات تولید شده توسط غدد درون ریز که تأثیرات مهمی بر فرآیندهای متابولیک دارند.
درون جمجمه ای ( ص ) : مزبوط به| واقع در درون جمجمه
= vegetative endocarditis
درون شامه آماس دریچه ای {ا}: اندوکاردیتی که یک یا چند دریچه قلب را تحت تأثیر قرار می دهد.
[rɪˈjuːm�tɪk ˌɛndoʊkɑːˈraɪtɪs] درون شامه آماس روماتیسمی {ا}: اندوکاردیت تب روماتیسمی که اغلب دریچه های قلب را درگیر می کند.
درون شامه آماس ضعفی {ا}: اندوکاردیتی که معمولاً با یک نئوپلاسم یا سایر بیماری های ناتوان کننده مرتبط است.
[məˈlɪɡnənt ˌɛndoʊkɑːˈraɪtɪs] درون شامه آماس بدخیم {ا}: اندوکاردیت حاد برق آسا که معمولاً با ترشح چرکی در جاهای دیگر بدن همراه است.
درون شامه آماس غیرباکتریایی {ا}: اندوکاردیتی که ناشی از ارگانیسم مهاجم نبوده و گاهی اوقات با لوپوس اریتماتوز همراه است.
لوله داخل نایژه ای {ا}: لوله ای دو مجرایی که می توان آن را برای تخلیه هوای ریه دیگر در جراحی قفسه سینه، وارد برونش یک ریه کرد. از این لوله همچنین می ...
بومی شدگی {ا}: یافت شدن یک بیماری به طور دائمی در بین مردم یک منطقه خاص
فشار پایان انبساط قلبی {ا}: فشار خون در بطن ها در پایان دیاستول
جسمک انتهایی {ا}: اصطلاحی است که برای توصیف انتهای اعصاب حسی خاص در برخی نواحی پوست یا غشای مخاطی به کار می رود.
پلاک برداری درون شریان تاجی {ا}: برداشتن ماده مسدودکننده از شریان کرونری با جراحی
[ˌɛnkɒndrəˈmoʊtəs] درون غضروف تود {ص}: مربوط به| دارای انکندروما
آنسفالوز ( اسم ) : هر گونه بیماری عضوی مغز
مغز پلشتی ( اسم ) : التهاب عفونی مغز
مغز سختی ( اسم ) : سفت شدگی مغز
خونریزی مغزی ( اسم ) : خونریزی از مغز یا درون آن
مغز - چرک فزونی ( اسم ) : آبسه یا التهاب یا چرکی مغز
مغزرنجوری ضربه ای {ا}: انسفالوپاتی که در بوکسورها و سایر افرادی که در معرض ضربه مداوم به سر هستند، رخ داده و با سردرد، گیجی، کند شدن فعالیت ذهنی و از ...
مغزرنجوری کم قندخونی {ا}: انسفالوپاتی ناشی از افت شدید قند خون ( مثلاً در ذخیره بیش از حد گلیکوژن یا اختلال در ترشح انسولین )
مغز رنجوری پرفشار خونی {ا}: انسفالوپاتی همراه با فشار خون بدخیم که با تشنج و کما مشخص می شود.
[vɜːnikəz ensefəlˈɒpəθi] مغزرنجوری ورنیکه یا الکلی {ا}: وضعیتی ناشی از کمبود ویتامین B، که اغلب افراد الکلی را تحت تاثیر قرار می دهد و در آن فرد دچار ...
= Wernicke's encephalopathy
مغز - نخاع رنجوری پسا عفونت {ا}: انسفالومیلوپاتی که به صورت ثانویه در پی بیماری های شایعی مانند اوریون، سرخک، آبله مرغان و آنفولانزا رخ می دهد.
مغز - نخاع آماس اسبی {ا}: انسفالومیلیت ویروسی که توسط کنه ها و پشه ها به اسب ها و انسان منتقل می شود.
مغز - پرده برونی ( اسم ) : بیرون زدگی غشاهای مغزی و جسم مغز از طریق نقصی در استخوان های جمجمه
مغز - پرده آماس ( اسم ) : التهاب مغز و پرده های آن
سرطان مغزسان| مغزتود {ا} تومور بدخیم مغز
مغزآماسی {ص}: مربوط به انسفالیت
مغزآماس پسا مایه کوبی{ا}: آنسفالیت حادی که گاهی اوقات پس از واکسیناسیون رخ می دهد.
مغزآماس پسا سرخجه {ا}: آنسفالیت ( اغلب کشنده ای ) که معمولاً ظرف چهار تا شش روز پس از بثورات پوستی شرخجه ایجاد شده و با افزایش ناگهانی تب و خواب آلود ...
مغزآماس تبخالی{ا}: آنسفالیت ناشی از ویروس هرپس سیمپلکس که معمولاً کشنده است.
مغز آماس منتشره حاد یا پسا عفونت {ا}: عفونت حاد دستگاه عصبی مرکزی در افرادی که از یک بیماری عفونی ( معمولاً ناشی از ویروس ) بهبود می یابند.
= postinfection encephalitis
مغز سستی ( اسم ) : خستگی ذهنی، به ویژه هنگامی که منشأ عاطفی داشته باشد.
[ɛnsəˈlaɪtɪs] درون شکم آماس ( اسم ) : التهاب در هر یک از اندام های شکمی