مدال‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف)

بازدید
٧,٢٩٩
امتیاز کل
٤٣٨,٧٣٢
کل مدال ها
٢٠,٨٦٨
طلا
٤٨٢
نقره
١٢,٨٥٤
برنز
٧,٥٣٢
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t judge a book by its cover: [ضرب المثل] کسی رو از روی ظاهر قضاو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don’t judge a book by its cover: [ضرب المثل] کسی رو از روی ظاهر قضاو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no smoke without a fire: [ضرب المثل] تا نباشد چیزکی مردم نگو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
there is no smoke without a fire: [ضرب المثل] تا نباشد چیزکی مردم نگو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a burnt child dreads the fire: [ضرب المثل] مارگزیده از ریسمان سیاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you may end him but you’ll not mend him: [ضرب المثل] توبه گرگ مرگه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harp on one string: [ضرب المثل] پا توی یه کفش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
harp on one string: [ضرب المثل] پا توی یه کفش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t have your cake and eat it too: [ضرب المثل] هم خدا رو می خوای هم خر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you pay your money and you take your chance: [ضرب المثل] هر چقدر پول بدی، همون ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you pay your money and you take your chance: [ضرب المثل] هر چقدر پول بدی، همون ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you want something done right do it yourself: [ضرب المثل] کس نخارد پشت من جز ناخن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you want something done right do it yourself: [ضرب المثل] کس نخارد پشت من جز ناخن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am scrapping the bottom of the barrel: [ضرب المثل] کفگیرم به ته دیگ خورده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i am scrapping the bottom of the barrel: [ضرب المثل] کفگیرم به ته دیگ خورده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see no evil hear no evil speak no evil: [ضرب المثل] شتر دیدی، ندیدی ( به رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you must lie on the bed you have made: [ضرب المثل] خود کرده را تدبیر نیست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are a backseat driver: [ضرب المثل] کنار گود نشستی می گی لن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you are a backseat driver: [ضرب المثل] کنار گود نشستی می گی لن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you may know by a handful the whole sack: [ضرب المثل] مشت نمونه ی خرواره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you may know by a handful the whole sack: [ضرب المثل] مشت نمونه ی خرواره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t dance at two weddings: [ضرب المثل] نمی تونی با یه دست دو ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t dance at two weddings: [ضرب المثل] نمی تونی با یه دست دو ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must grin and bear it: [ضرب المثل] باید بسوزی و بسازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you must grin and bear it: [ضرب المثل] باید بسوزی و بسازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t mend a broken egg: [ضرب المثل] آبی که ریخته رو نمی تون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
your wish is my command: [ضرب المثل] از تو به یک اشارت، از م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
slow and steady wins the race: [ضرب المثل] ( رهرو آن نیست که گه تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slow and steady wins the race: [ضرب المثل] ( رهرو آن نیست که گه تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one swallow doesn’t make summer: [ضرب المثل] با یه گل بهار نمیشه!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one swallow doesn’t make summer: [ضرب المثل] با یه گل بهار نمیشه!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mitgehen: [پزشگی] میتگهن: شکلی افراطی از میت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mitgehen: [پزشگی] میتگهن: شکلی افراطی از میت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mitmachen: ( روانپزشکی ) میتماخن، میتماچن: حال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mitmachen: ( روانپزشکی ) میتماخن، میتماچن: حال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gegenhalten: گگنهالتن: مقاومت در برابر حرکت غیرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gegenhalten: گگنهالتن: مقاومت در برابر حرکت غیرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
combativeness: [روانپزشکی] تهاجم، پرخاشگری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
combativeness: [روانپزشکی] تهاجم، پرخاشگری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menarche: [پزشکی] قاعدگی نخست: شروع دوره های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menopause: [پزشکی] یائسگی: قطع و توقف دوره های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
melanosome: [پزشکی] ملانوزوم: جسم سلولی کوچکی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meningocele: [پزشکی] مننگوسل: فتق ( بیرون زدگی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menostasis: [پزشکی] قطع جریان خون قاعدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
menostaxis: [پزشکی] خونریزی بیش از حد قاعدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menostaxis: [پزشکی] خونریزی بیش از حد قاعدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
meninges: [پزشکی] مننژ، شامه ها، پرده های مغز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meninges: [پزشکی] مننژ، شامه ها، پرده های مغز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
menses: [پزشکی] قاعدگی = menstruation
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menses: [پزشکی] قاعدگی = menstruation
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menstruation: [پزشکی] حیض، قاعدگی: دفع دوره ای خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mesencephalon: [پزشکی] مزانسفال، میان مغز: قسمتی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metaplasia: [پزشکی] متاپلازی: تغییر غیرطبیعی در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metatarsal: [پزشکی] کف پایی: مربوط به متاتارس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metacarpal: [پزشکی] کف دستی: مربوط به استخوان ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metapsychology: [روانپزشکی] فراروانشناسی: ماوراء رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
metacarpus: [پزشکی] متاکارپ: استخوان های تشکیل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metacarpus: [پزشکی] متاکارپ: استخوان های تشکیل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
metatarsus: [پزشکی] متاتارس: قسمتی از پا بین مچ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metatarsus: [پزشکی] متاتارس: قسمتی از پا بین مچ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
metrorrhea: [پزشکی] متروره: ترشح غیرطبیعی رحم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metrorrhea: [پزشکی] متروره: ترشح غیرطبیعی رحم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
miosis: [پزشکی] میوز: انقباض و تنگ شدن مردم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
miosis: [پزشکی] میوز: انقباض و تنگ شدن مردم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
microtome: [پزشکی] ریزبرُ: وسیله ای برای برش م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
microcyte: [پزشکی] ریزیاخته: سلول ( یاخته ) بس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
midbrain: [پزشکی] میان مغز = mesencephalon
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
milk: [پزشکی] شیر: مایع مترشحه توسط پستان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mimicking: [پزشکی] مقلد، تقلید ( کننده )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
monocular: [پزشکی] تک چشمی: 1. دارای یک قطعه چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mortal: [پزشکی] 1. مهلک، کشنده 2. مردنی، رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mucocutaneous: [پزشکی] جلدی مخاطی: مربوط به غشای م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mucocutaneous: [پزشکی] جلدی مخاطی: مربوط به غشای م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mucous membrane: [پزشکی] غشای مخاطی: غشای داخلی مجار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mucous membrane: [پزشکی] غشای مخاطی: غشای داخلی مجار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mucus: [پزشکی] موکوس، بلغم: مایع غلیظ ترشح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
muciform: [پزشکی] موکوسی شکل: شبیه به موکوس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mucorrhea: [پزشکی] افزایش ترشحات موکوسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
multicellular: [پزشکی] چند یاخته ای: متشکل از تعدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
multipara: [پزشکی] چندزا: زنی که دو یا چند زای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
musculature: [پزشکی] عضله بندی: آرایش و ترکیب عض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mutation: [پزشکی] جهش: تغییر ژنتیکی در DNA ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
muscle: [پزشکی] ماهیچه، عضله: عضوی که از طر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mycotic: [پزشکی] قارچی: مربوط به قارچ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mydriasis: [پزشکی] میدریاز: اتساع و گشادشدگی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
myology: [پزشکی] عضله شناسی: مطالعه ی عضلات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
myeloid: [پزشکی] میلوئید، مغز استخوانی: شبیه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
myelogenous: [پزشکی] مغززاد: تولید شده در ( منشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
myelogenous: [پزشکی] مغززاد: تولید شده در ( منشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
myringotome: [پزشکی] صماخ بر: چاقوی مورد استفاده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
myringotome: [پزشکی] صماخ بر: چاقوی مورد استفاده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
myxadenitis: [پزشکی] میکسادنیت: التهاب ( هر ) غد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tympanic membrane: [پزشکی] پرده ی گوش، پرده ی صماخ=ear ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tympanometry: [پزشکی] صماخ سنجی: اندازه گیری میزا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
typhlosis: [پزشکی] کوری، نابینایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
typhlosis: [پزشکی] کوری، نابینایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
twitching: [پزشکی] اسپاسم: انقباض ناگهانی و غی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tumescence: [پزشکی] تورم، ورم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tumescence: [پزشکی] تورم، ورم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
narcosis: [پزشکی] تخدیر: حالتی از بهت، بی هوش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
natriuresis: [پزشکی] سدیم ادراری: دفع سدیم در اد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
narcolepsy: [پزشکی] نارکولپسی: وضعیتی که با دور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nail: [پزشکی] ناخن: ساختار کراتینیزه و پو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
narcotic: [پزشکی] مخدر: فرآورده ای که باعث ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nephrosis: [پزشکی] نفروز: هرگونه ( وضعیت ) بیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neonate: [پزشکی] نوزاد، تازه متولد شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nephrotoxin: [پزشکی] ماده ی سمی یا مضر برای کلیه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nephropathy: [پزشکی] نفروپاتی: هرگونه بیماری کلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nephroptosis: [پزشکی] افتادگی کلیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nervous system: [پزشکی] دستگاه عصبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nerve: [پزشکی] عصب: دسته ای از فیبرهای نور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neuralgia: [پزشکی] نورالژی: درد ( در یک ) عصب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neurology: [پزشکی] طب اعصاب: مطالعه ی دستگاه ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nervous tissue: [پزشکی] بافت عصبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nervous tissue: [پزشکی] بافت عصبی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neurotripsy: [پزشکی] خرد شدن ( یک ) عصب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neurotripsy: [پزشکی] خرد شدن ( یک ) عصب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neurotrophin: [پزشکی] نوروتروفین: عاملی که رشد عص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neurotrophin: [پزشکی] نوروتروفین: عاملی که رشد عص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neuroglia: [پزشکی] نوروگلی ( پی چسب ) : سلولها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nipple: [پزشکی] نوک پستان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neurotic: [روان پزشکی] روان نژند: مربوط به رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nocturia: [پزشکی] شب ادراری: ادرار بیش از حد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nodule: [پزشکی] گرهک: عقده ی کوچک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nociceptive: [پزشکی] گذرگاههای در رابطه با موقعی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nitrogenous compounds: [پزشکی] ترکیبات نیتروژنی: ترکیبات ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nitrogenous compounds: [پزشکی] ترکیبات نیتروژنی: ترکیبات ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nosocomial: [پزشکی] بیمارستانی: مربوط به ( یا م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
normoglycemia: [پزشکی] قندخون ( درسطح ) طبیعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
normovolemia: [پزشکی] نورموولمی: حجم طبیعی خون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nose: [پزشکی] بینی: عضوی از صورت برای تنف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nourishment: [پزشکی] تغذیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nuclear: [پزشکی] هسته ای، مغزی: مربوط به هست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nucleus: [پزشکی] هسته: مرکز کنترل سلول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nulligravida: [پزشکی] نولی گراوید: زنی که هرگز حا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
numbness: [پزشکی] کرختی، بی حسی، رخوت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nyctophobia: [پزشکی] تاریکی هراسی: ترس از تاریکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tubule: [پزشکی] ریزلوله: ( یک ) لوله کوچک ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tubule: [پزشکی] ریزلوله: ( یک ) لوله کوچک ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tricuspid: [پزشکی] سه لتی: دارای سه راس یا سه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tremor: [پزشکی] رعشه: حرکت متناوب و موزون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
traumatic: [پزشکی] ضربتی: ناشی از یک صدمه یا آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trichomycosis: [پزشکی] تریکومیکوز: عفونت قارچی مو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tracheostomy: [پزشکی] نای گشایی: ایجاد منفذی به د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transfusion: [پزشکی] انتقال خون: تزریق خون یا فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trachea: [پزشکی] تراشه، نای: مسیر هوایی از ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tracheotome: [پزشکی] نای بر: وسیله ای برای برش ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tracheotome: [پزشکی] نای بر: وسیله ای برای برش ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tonsillar: [پزشکی] لوزه ای: مربوط به ( یک ) لو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tonsil: [پزشکی] لوزه ( ها ) : توده های کوچک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
toxicity: [پزشکی] زهرآگینی: ( وضعیت ) سمی بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tooth: [پزشکی] دندان: ساختار ویژه ی جویدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
egg freezing counseling tool: ابزار مشاوره انجماد تخمک ( EFCT )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
egg freezing counseling tool: ابزار مشاوره انجماد تخمک ( EFCT )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
efct: Egg Freezing Counseling Tool ( EFCT ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
efct: Egg Freezing Counseling Tool ( EFCT ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ابزار مشاوره انجماد تخمک: Egg Freezing Counseling Tool ( EFCT ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ابزار مشاوره انجماد تخمک: Egg Freezing Counseling Tool ( EFCT ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bwh egg freezing counseling tool: ابزار مشاوره انجماد تخمک BWH این اب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bwh egg freezing counseling tool: ابزار مشاوره انجماد تخمک BWH این اب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
occipital bone: [پزشکی] استخوان پس سری: استخوان تشک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
occipital bone: [پزشکی] استخوان پس سری: استخوان تشک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
octigravida: [پزشکی] زنی که برای هشتمین دفعه حام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
octigravida: [پزشکی] زنی که برای هشتمین دفعه حام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
obsession: [پزشکی] وسواس، فکر دائم، عقده ی روح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
obstetrics: [پزشکی] مامایی: علم مرتبط با حاملگی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oligospermia: [پزشکی] کم اسپرمی: وضعیت غیر طبیعی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oleothorax: [پزشکی] اولئوتوراکس: وارد کردن موم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oleothorax: [پزشکی] اولئوتوراکس: وارد کردن موم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
omoclavicular: [پزشکی] شانه ای - ترقوه ای: مربوط ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
omoclavicular: [پزشکی] شانه ای - ترقوه ای: مربوط ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
omphalorrhexis: [پزشکی] پارگی ناف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
omphalorrhexis: [پزشکی] پارگی ناف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
omphalotomy: [پزشکی] ناف بری: قطع کردن بند ناف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
omphalotomy: [پزشکی] ناف بری: قطع کردن بند ناف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oncogenic: [پزشکی] سرطان زا: عامل ایجاد تومور
٢ سال پیش
نوع مدال

تکمیل درباره من

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تاج اباد: نام قدیمی روستایی است از توابع بخش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مطهراباد: نام جدید روستای تاج آباد است که در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pharmacotherapeutics: مطالعات دارودرمانی، مطالعه استفاده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pharmacotherapeutics: مطالعات دارودرمانی، مطالعه استفاده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mixed fraction: کسر ترکیبی، کسر مختلط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mixed fraction: کسر ترکیبی، کسر مختلط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
شلیدن: در گویش مردم کرمان به معنای پلاسیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
computed tomography: [پزشکی]مقطع نگاری رایانه ای ، برش ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
computed tomography: [پزشکی]مقطع نگاری رایانه ای ، برش ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cardiology: قلب شناسی: مطالعه قلب عملکرد طبیعی ...
٢ سال پیش