مدال‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف)

بازدید
٧,٢٩٩
امتیاز کل
٤٣٨,٧٣٢
کل مدال ها
٢٠,٨٦٨
طلا
٤٨٢
نقره
١٢,٨٥٤
برنز
٧,٥٣٢
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
melanin: [پزشکی] ملانین: رنگ دانه ی تیره ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
megalomania: [پزشکی] خود بزرگ بینی: بیش از حد به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
megacolon: [پزشکی] مگاکولون: بزرگ شدن کولون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
valvulotome: [پزشکی] دریجه بر: وسیله ی برش ( یک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
varix: [پزشکی] واریس: ورید متورم و پیچ خور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
varicotomy: [پزشکی] واریس بری: برش ( به داخل یک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
varicotomy: [پزشکی] واریس بری: برش ( به داخل یک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vagina: [پزشکی] واژن، مهبل، زه راه: لوله عض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
valve: [پزشکی] دریچه: ساختاری که باعث می ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vaccine: [پزشکی] واکسن، مایه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vaccination: [پزشکی] مایه کوبی، واکسیناسیون: ایج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vagotomy: [پزشکی] واگ بری: برش عصب واگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vaginometer: [پزشکی] مهبل سنج: وسیله ای اندازه گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vaginometer: [پزشکی] مهبل سنج: وسیله ای اندازه گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
vagus: [پزشکی] عصب واگ: دهمین عصب جمجمه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vagus: [پزشکی] عصب واگ: دهمین عصب جمجمه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ulerythema: [پزشکی] جوشگاه همراه با قرمزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ulerythema: [پزشکی] جوشگاه همراه با قرمزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ulotomy: [پزشکی] لثه بری: برش لثه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ulotomy: [پزشکی] لثه بری: برش لثه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ulcer: [پزشکی] زخم: ضایعه ای در پوست یا غش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ulnar: [پزشکی] اولنار: مربوط به استخوان دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ultraviolet: [فیزیک] فرابنفش: ماوراء انتهای بنفش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ulna: [پزشکی] زندزیرین: استخوان داخلی ساع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
umbilical: [پزشکی] نافی: مربوط به ناف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
umbilical cord: [پزشکی] بندناف: ساختاری که جنین راب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unconsciousness: [پزشکی] ناهوشیاری، ناخودآگاهی، بی ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unconscious: [پزشکی] ناخودآگاه، ناهوشیار، بی هوش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ungual: [پزشکی] ناخنی: مربوط به ناخن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ungual: [پزشکی] ناخنی: مربوط به ناخن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urochezia: [پزشکی] دفع ادرار همراه با مدفوع ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urochezia: [پزشکی] دفع ادرار همراه با مدفوع ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urodynia: [پزشکی] میزدرد: درد در هنگام ادرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ureterostenosis: [پزشکی] تنگی حالب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urethra: [پزشکی] میزراه، پیشابراه: لوله ای ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
urinary bladder: [پزشکی] مثانه: عضو دخیره کننده ی اد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urinary bladder: [پزشکی] مثانه: عضو دخیره کننده ی اد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uterus: [پزشکی] زهدان، رحم: عضوی که تخم بار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urethrotome: [پزشکی] میزراه بُر: وسیله ی برش پیش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urethrotome: [پزشکی] میزراه بُر: وسیله ی برش پیش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urinary tract: [پزشکی] دستگاه ادراری: دستگاه دفع م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uvulotome: [پزشکی] ملازه بر: وسیله ای برای برش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uvula: [پزشکی] انگوره، ملازه، زبان کوچک: ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uveal: [پزشکی] مربوط به یوه آ ( ی چشم )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uvea: [پزشکی] یوه آ : لایه ی میانی و عروق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall seven times and stand up eight: [ضرب المثل] هفت بار زمین بخور اما ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall seven times and stand up eight: [ضرب المثل] هفت بار زمین بخور اما ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eyes always tell the truth: [ضرب المثل] چشم ها همیشه حقیقت را م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eyes always tell the truth: [ضرب المثل] چشم ها همیشه حقیقت را م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nothing in the world smells as good as the person you love: [ضرب المثل] هیچ چیز در جهان به خوبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nothing in the world smells as good as the person you love: [ضرب المثل] هیچ چیز در جهان به خوبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t have it both ways: [ضرب المثل] نمیتونی دوتاش رو بخوای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t have it both ways: [ضرب المثل] نمیتونی دوتاش رو بخوای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike while the iron is hot: [ضرب المثل] تا تنور داغه باید نون ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t have your cake and eat it too: [ضرب المثل] نمیتونی هم کیکت رو بخور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t have your cake and eat it too: [ضرب المثل] نمیتونی هم کیکت رو بخور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t judge a book by its cover: [ضرب المثل] از روی جلد کتاب نمیشه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t judge a book by its cover: [ضرب المثل] از روی جلد کتاب نمیشه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you never know what you’ve got till it’s gone: [ضرب المثل] هیچ وقت نمیدونی چی داری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you never know what you’ve got till it’s gone: [ضرب المثل] هیچ وقت نمیدونی چی داری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
early to bed early to rise makes a man healthy wealthy and wise: [ضرب المثل] سحر خیز باش تا کامروا ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
early to bed early to rise makes a man healthy wealthy and wise: [ضرب المثل] سحر خیز باش تا کامروا ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you saw nothing you heard nothing: [ضرب المثل] شتر دیدی ندیدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t put the clock back: [ضرب المثل] گذشته ها گذشته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t put the clock back: [ضرب المثل] گذشته ها گذشته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t mend a broken egg: [ضرب المثل] آب رفته به جوی بر نگردد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t mend a broken egg: [ضرب المثل] آب رفته به جوی بر نگردد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whatever happens is for the best: [ضرب المثل] هر چه پیش آید خوش آید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whatever happens is for the best: [ضرب المثل] هر چه پیش آید خوش آید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t keep a man down: [ضرب المثل] خواستن توانستن است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t keep a man down: [ضرب المثل] خواستن توانستن است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a good beginning makes a good end: [ضرب المثل] سالی که نکوست از بهارش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a good beginning makes a good end: [ضرب المثل] سالی که نکوست از بهارش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t count your chickens before they’re hatched: [ضرب المثل] جوجه رو آخر پاییز می شم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don’t count your chickens before they’re hatched: [ضرب المثل] جوجه رو آخر پاییز می شم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when there is a will there is a way: [ضرب المثل] خواستن توانستن است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a friend in need is a friend indeed: [ضرب المثل] دوست آن باشد که گیرد دس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
birds of a feather flock together: [ضرب المثل] کبوتر با کبوتر باز با ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
charity begins at home: [ضرب المثل] چراغی که به منزل رواست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no news is good news: [ضرب المثل] بی خبری خوش خبری است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the cat dreams of mice: [ضرب المثل] شتر در خواب بیند پنبه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nothing hurts like the truth: [ضرب المثل] حقیقت تلخ است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nothing hurts like the truth: [ضرب المثل] حقیقت تلخ است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’ll cook your goose: [ضرب المثل] آشی برات بپزم یه وجب رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i’ll cook your goose: [ضرب المثل] آشی برات بپزم یه وجب رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the pot calling the kettle black: [ضرب المثل] دیگ به دیگ میگه روت سیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
much coin much care: [ضرب المثل] هر که بامش بیش برفش بیش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
first come first served: [ضرب المثل] آسیاب به نوبت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a word is enough to the wise: [ضرب المثل] عاقلان را اشارتی بس است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a word is enough to the wise: [ضرب المثل] عاقلان را اشارتی بس است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
love is full of troubles: [ضرب المثل] عاشقی شیوه رندان بلا کش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
love is full of troubles: [ضرب المثل] عاشقی شیوه رندان بلا کش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
haste is from devil: [ضرب المثل] عجله کار شیطان است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
haste is from devil: [ضرب المثل] عجله کار شیطان است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
haste makes waste: [ضرب المثل] عجله کار شیطان است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as gentle as a lamb: [ضرب المثل] مثل یک بره رامه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the ball is in your court: [ضرب المثل] توپ توی زمین تو است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as sly as a fox: [ضرب المثل] مکار مثل روباه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fight like cat and dog: [ضرب المثل] مثل سگ و گربه به جون هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the gloves off: [ضرب المثل] وقتی آستین بالا میزنم ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the gloves off: [ضرب المثل] وقتی آستین بالا میزنم ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she killed two birds with one stone: [ضرب المثل] با یک تیر دو نشون زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
she killed two birds with one stone: [ضرب المثل] با یک تیر دو نشون زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
last year was a banner year: [ضرب المثل] سال پیش یک سال طلایی بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
last year was a banner year: [ضرب المثل] سال پیش یک سال طلایی بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all that glitters is not gold: [ضرب المثل] یعنی هر گردی گردو نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
golden opportunity: [ضرب المثل] فرصت طلایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let’s get the ball rolling: [ضرب المثل] کار رو روی غلطک انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
let’s get the ball rolling: [ضرب المثل] کار رو روی غلطک انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had a black out: [ضرب المثل] چشماش سیاهی رفت / غش کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
she had a black out: [ضرب المثل] چشماش سیاهی رفت / غش کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’m all ears: [ضرب المثل] سراپا گوشم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i’m all ears: [ضرب المثل] سراپا گوشم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you’re barking up the wrong three: [ضرب المثل] سر قبری که مرده توش نیس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you’re barking up the wrong three: [ضرب المثل] سر قبری که مرده توش نیس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep an eye on her: [ضرب المثل] چشمت بهش باشه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep an eye on her: [ضرب المثل] چشمت بهش باشه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bite off more than you can chew: [ضرب المثل] لقمه ی بزرگ تر از دهن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you’re a sight for sore eyes: [ضرب المثل] تو مرهم چشم منی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you’re a sight for sore eyes: [ضرب المثل] تو مرهم چشم منی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she gets on my nerves: [ضرب المثل] روی اعصابمه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
she gets on my nerves: [ضرب المثل] روی اعصابمه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get out of town: [ضرب المثل] برو باور ندارم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get out of town: [ضرب المثل] برو باور ندارم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loos your cool: [ضرب المثل] کنترل خود را از دست داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
loos your cool: [ضرب المثل] کنترل خود را از دست داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no use crying over split milk: [ضرب المثل] آب ریخته شده به کوزه بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the ceiling: [ضرب المثل] عصبانی شدن؛ از کوره در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a melt down: [ضرب المثل] کنترل خود را از دست داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a melt down: [ضرب المثل] کنترل خود را از دست داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when money speaks the truth remains silent: [ضرب المثل] وقتی پول حرف می زنه، حق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when pigs fly: [ضرب المثل] وقت گل نی ( هرگز! عمرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a snake in the grass: [ضرب المثل] مار خوش خط و خال؛ آب زی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
from a to z: [ضرب المثل] از سیر تا پیاز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when hell freezes over: [ضرب المثل] وقت گل نی ؛ پشت گوشتو د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the pen is mightier than the sword: [ضرب المثل] قلم بر شمشیر پیروز است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be under the weather: [ضرب المثل] حالم خوب نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to be under the weather: [ضرب المثل] حالم خوب نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
add fuel to the fire: [ضرب المثل] آتیش بیار معرکه؛
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the apple never falls far from the tree: [ضرب المثل] تره به بذرش می ره؛ سیب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
barking up the wrong tree: [ضرب المثل] این گوری که گریه می کنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what is past is past: [ضرب المثل] گذشته ها گذشته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
another day another dollar: [ضرب المثل] روز از نو، روزی از نو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when in doubt do nothing: [ضرب المثل] روزه ی شک دار نگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when in doubt do nothing: [ضرب المثل] روزه ی شک دار نگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dreams go by contraries: [ضرب المثل] خواب ظن چپه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dreams go by contraries: [ضرب المثل] خواب ظن چپه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
there is no place like home: [ضرب المثل] هیچ جا خونه ی آدم نمی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don’t bite off more than you can chew: [ضرب المثل] لقمه ی گنده تر از دهنت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don’t cry over spilled milk: [ضرب المثل] آبی که ریخته دیگه جمع ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
too many cooks spoil the broth: [ضرب المثل] آشپز که دو تا شد، آش یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
barking dogs seldom bite: [ضرب المثل] سنگ بزرگ علامت نزدنه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don’t put off for tomorrow what you can do today: [ضرب المثل] کار امروز را به فردا می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the first step is always the hardest: [ضرب المثل] اولین قدم همیشه سخت تری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beauty is in the eye of the beholder: [ضرب المثل] علف باید به دهن بزی شیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
old habits die hard: [ضرب المثل] 1. ( سر به آب بردنم نه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a friend in need is a friend indeed: [ضرب المثل] دوست آن است که گیرد دست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the grass is always greener on the other side of the fence: [ضرب المثل] مرغ همسایه غازه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when the dust has settled: [ضرب المثل] وقتی آبها از آسیاب افتا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when the dust has settled: [ضرب المثل] وقتی آبها از آسیاب افتا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nothing hurts like the truth: [ضرب المثل] حقیقت تلخه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a word before is worth two after: [ضرب المثل] جنگ اول به از صلح آخر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a word before is worth two after: [ضرب المثل] جنگ اول به از صلح آخر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask much to have a little: [ضرب المثل] به مرگ بگیر تا به تب را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ask much to have a little: [ضرب المثل] به مرگ بگیر تا به تب را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
always have two strings to your bow: [ضرب المثل] کار از محکم کاری عیب نم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all abroad and nothing at home: [ضرب المثل] جیب خالی، پز عالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all abroad and nothing at home: [ضرب المثل] جیب خالی، پز عالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what goes around comes around: 1. [ضرب المثل] از هر دست بدی، از هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
much coin much care: [ضرب المثل] هر که بامش بیش، برفش بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the sky will not fall in: [ضرب المثل] آب از آب تکان نخواهد خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bird in hand is worth two in the bush: [ضرب المثل] سرکه نقد به از حلوای نس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a bird in hand is worth two in the bush: [ضرب المثل] سرکه نقد به از حلوای نس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money doesn’t grow on trees: [ضرب المثل] پول علف خرس نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
money doesn’t grow on trees: [ضرب المثل] پول علف خرس نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
after death the doctor: [ضرب المثل] نوش دارو بعد از مرگ سهر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
after death the doctor: [ضرب المثل] نوش دارو بعد از مرگ سهر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to beat a dead horse: [ضرب المثل] آب تو هاون کوبیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when in rome do as the romans do: [ضرب المثل] خواهی نشوی رسوا، هم رنگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all roads lead to rome: [ضرب المثل] هر جا بری آسمون همین رن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
his days are numbered: 1. [ضرب المثل] پیمانه اش پر شده 2. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
everyone is in the same boat: [ضرب المثل] تر و خشک با هم می سوزن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fish in troubled waters: [ضرب المثل] از آب گل آلود ماهی گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all is well that ends well: [ضرب المثل] شاهنامه آخرش خوشه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
actions speak louder than words: [ضرب المثل]1. دو صدا گفته چون نیم ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
better late than never: [ضرب المثل] دیر رسیدن بهتر از هرگز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all that glitters isn’t gold: [ضرب المثل] هر گردی گردو نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all that glitters isn’t gold: [ضرب المثل] هر گردی گردو نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t count your chickens before they hatch: [ضرب المثل] جوجه رو آخر پاییز میشمر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don’t count your chickens before they hatch: [ضرب المثل] جوجه رو آخر پاییز میشمر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t look a gift horse in the mouth: [ضرب المثل] دندون اسب پیشکشی را نمی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don’t look a gift horse in the mouth: [ضرب المثل] دندون اسب پیشکشی را نمی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seeking water in the sea: [ضرب المثل] آب در کوزه و ما تشنه لب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
seeking water in the sea: [ضرب المثل] آب در کوزه و ما تشنه لب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get up on the wrong side of bed: [ضرب المثل] از دنده چپ بلند شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to get up on the wrong side of bed: [ضرب المثل] از دنده چپ بلند شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light come light go: [ضرب المثل] باد آورده رو باد می بره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
light come light go: [ضرب المثل] باد آورده رو باد می بره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it takes two to tango: [ضرب المثل] یه دست صدا نداره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to have a finger in every pie: [ضرب المثل] نخود هر آشی شدن
٢ سال پیش