سوگند تجری

سوگند تجری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



present١٤:٢٩ - ١٣٩٧/١١/٠٢interdaus گزارش
34 | 7
clairvoyant١٢:١٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٠furtuntellerگزارش
7 | 1
paranormal١٢:٠٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٠ماوراطبیعیگزارش
30 | 0
rather than١١:٤٣ - ١٣٩٧/١٠/٠٦instead of گزارش
115 | 2
approach١١:٤١ - ١٣٩٧/١٠/٠٦A new way to do somthingگزارش
28 | 1
flustered١١:٣٦ - ١٣٩٧/١٠/٠٦get nerves and angryگزارش
9 | 2
indeed٢١:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٠٧در واقع گزارش
46 | 2
who١٠:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/٠١همان فرد، فردگزارش
32 | 4
that١٠:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٠١این همان کهگزارش
28 | 1
interruption١٤:٠٨ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢قطع کردنگزارش
37 | 1
end up١٤:٠٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢در نتیجهگزارش
28 | 1
patient٢٢:٢٨ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢👈صبور👉گزارش
48 | 8
patience٢٢:٢٥ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢تحمل صبرگزارش
30 | 1
care٢٢:٢٠ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢مواظبتگزارش
30 | 3
lucky٢٢:١٦ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢خوش شانسگزارش
46 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



spoil١٢:٠٥ - ١٣٩٧/١٠/٢٠
• The rain spoiled our camping trip.
باران کمپینگ ما را خراب کرد
14 | 2
disturb١٤:١٥ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢
• Sorry to disturb you, but I have an urgent message.
اگه مزاحمتون شدم متاسفم ولی من یک پیغام مهم دارم
9 | 0
interruption١٤:١٠ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢
• The game continued after a short interruption because of rain.
بازی بعد از وقعه کوتاهی که باران بوجود آورده بود ادامه داشت
5 | 0
patient٢٢:٢٧ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢
• I was lucky to have a patient piano teacher.
خوش شانس بودم که یک معلم صبور پیانو داشتم.
18 | 1