پیشنهادهای امیرحسین سیاوشی خیابانی (٣٣,٦٨٥)
آخرین رفیق من
پرده دریدن
پرده دری ، پرده دریدن
پرده دریدن
مرهم کشیدن
مرهم کشی
خون گرفتن
خون گرفتن انتقام از چرخ با طبع ملایم می کشم پنبه از نرمی ز چشم ساغر می خون گرفت. مفید بلخی ( از آنندراج ) .
جان گرفتن
جان گرفتن
جان گرفتن ، نجات یافتن وز آنروی خسرو بیابان گرفت همی از بد دشمنان جان گرفت. فردوسی
جان گرفتن
جان گرفتن ، جان ( سالم ) به در بردن وز آنروی خسرو بیابان گرفت همی از بد دشمنان جان گرفت. فردوسی
جان گرفتن
جان گرفتن
اصطلاح
جان گرفتن
جان پناه
جان پناه
جان پناه
جان پناه
جان پناه
جان پناه
به داد کسی رسیدن
رفتنی
رفتنی
رفتنی
رفتنی
رفتنی
رفتنی
ستاره باران
کنایه
خاکستر شدن
رازق
رازق
رازق
مرثیه سازی، مرثیه گویی
مرثیه سازی، مرثیه سرایی
دل کندن
دل کندن
دل کنده
دل کنده
دل کندن
هجومِ وحشت
پیش رو
( یکی از ترکیبات آقای جنتی عطائی در ترانه ی از ماه تا ماهی )
سرفه از سیگار
لذت از قهوه
بی برگشت
اعاده ناپذیر