شیوا

شیوا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



canopy١٥:٥٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧سایبانگزارش
0 | 0
blab١٦:٤٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٨راز رو فاش کردنگزارش
0 | 0
scurry١٥:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/١٨خیلی سریع دویدنگزارش
0 | 0
tick off١٥:٣٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٨کسی رو عصبانی کردنگزارش
2 | 0
rough around the edges١٧:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/١٤اخلاق بد داشتنگزارش
0 | 1
litigious١٧:٠٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٣دعوایی بودنگزارش
0 | 0
whirlwind١٧:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦یک اتفاقی که مثل برق و باد می گذرهگزارش
2 | 0
blow off١٧:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦بیخیال شدنگزارش
0 | 1
have the nerve١٧:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦جرات داشتنگزارش
0 | 0
pacifier١٥:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣پستونکگزارش
2 | 0
breast plate١٥:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٢زرهی که روی سینه رو می پوشونهگزارش
2 | 0
carry off١٤:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/١١کشته شدنگزارش
2 | 0
fatality١٤:٤١ - ١٣٩٩/١٢/١٩تلفاتگزارش
9 | 0
snag١٥:٥١ - ١٣٩٩/١٢/١٦گیر کردنگزارش
2 | 0
armor١٦:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٢زره گزارش
5 | 0
foretold١٧:٢٤ - ١٣٩٩/١١/٢٣پیشگوییگزارش
9 | 0
repay١٦:٠٣ - ١٣٩٩/١١/٢١جبران کردنگزارش
14 | 1
clear out١٩:٣٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥علاوه بر تمیز کردن خالی کردن چیز های اضافیگزارش
16 | 0
subordinate١٦:١٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٤زیردست ، کسی که مقامش از شما پایین ترهگزارش
53 | 0
blind side١٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٩سوپرایز کردنی که خیلی خوش آیند نیست گزارش
9 | 1
macho١١:٤٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٦مردونه رفتار کردن به طوری که احساساتت رو نشون ندی و خودت رو قوی نشون بدیگزارش
30 | 1
tape١٧:٤٠ - ١٣٩٩/٠٦/٠٦به عنوان اسم به معنی نوار است به عنوان فعل به معنی ضبط کردن استگزارش
23 | 2
trace١٧:٢٧ - ١٣٩٩/٠٦/٠٦ردیابی کردن رد دنبال کردنگزارش
64 | 0
porch swing١٩:٥٩ - ١٣٩٩/٠٦/٠٤تاب هایی که در خانه ها وجود داردگزارش
7 | 0
hand١٩:٣٨ - ١٣٩٩/٠٦/٠١اگه فعل باشد به معنای تحویل دادن یا دادن است به عنوان مثال i handed in that marketing report من آن گزارش بازاریابی را تحویل دادمگزارش
44 | 0
hook١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/٠١قلاب از این آویز هایی که لباس ها را روش نگه می دارندگزارش
51 | 0
square away١٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٥/٢٩سر و سامان دادن به چیزیگزارش
5 | 0
like a moht to a flame١٨:٥٩ - ١٣٩٩/٠٥/٢٩اصطلاحی که نشان می دهد کسی به چیزی بسیار جذب شدهگزارش
2 | 0
stretch out١٩:٠٧ - ١٣٩٩/٠٥/٢٧کش اومدن گشاد شدنگزارش
37 | 1
sandbar١٢:٤٤ - ١٣٩٩/٠٥/٢٤تپه شنگزارش
12 | 0