canopy

/ˈkænəpi//ˈkænəpi/

معنی: سایبان، خیمه، کروک اتومبیل، سایبان گذاشتن
معانی دیگر: آسمانه، قبه، پوشش چتر مانند (در بالای تخت پادشاهی و یا صندلی صدارت و غیره)، چترک، کند، پیچه، کوپله، کنیف، تاج پوشه، فلک، بام، (هواپیما) شیشه ی جلو و طرفین خلبان، بخش پارچه ای (چتر نجات)، طاق کاذب (بر سر در و غیره)، طاقک دار کردن، با آسمانه یا سایبان پوشاندن، زیر چتر گرفتن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: canopies
(1) تعریف: a suspended covering, usu. of fabric held up on poles, as over a bed, dining area, ceremonial area, or walkway.
مترادف: covering
مشابه: awning, baldachin, canvas, cover, marquee, tarp, tarpaulin, tester

- A beautiful lace canopy hung over her bed.
[ترجمه گوگل] یک سایبان توری زیبا روی تخت او آویزان بود
[ترجمه ترگمان] یک تور توری زیبا روی تختش آویزان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The canopy is being set up for the wedding ceremony.
[ترجمه نغمه خلیلی] پیش غذاهای کوچولوی تکی ( little individual appetizers ) ، دارن برای مراسم عروسی آماده میشن
|
[ترجمه گوگل] سایبان برای مراسم عروسی در حال نصب است
[ترجمه ترگمان] * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: any overarching, rooflike cover, such as the sky or stars or the spread of upper foliage in a forest.
مشابه: cover, covering, envelope, roof, spread

- We camped out under the canopy of stars.
[ترجمه گوگل] زیر سایبان ستاره ها اردو زدیم
[ترجمه ترگمان] زیر سایبان ستاره ها اردو زدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The canopy of the rain forest is the habitat of these birds.
[ترجمه گوگل] سایبان جنگل بارانی زیستگاه این پرندگان است
[ترجمه ترگمان] سایبان جنگل بارانی زیستگاه این پرندگان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the cover over an airplane cockpit.
مشابه: cover, covering, enclosure

(4) تعریف: the fabric that catches the air in a parachute.
مشابه: fabric, parachute
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: canopies, canopying, canopied
• : تعریف: to cover with or as if with a canopy.
مترادف: cover
مشابه: envelop, shade, surround

- A starry sky canopied the earth.
[ترجمه گوگل] آسمان پر ستاره زمین را پوشانده بود
[ترجمه ترگمان] آسمان پرستاره بر روی زمین فرود می آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. a silk canopy standing on four posts arched over the bed
آسمانه ای از حریر که بر چهار پایه استوار بود در بالای بستر قرار داشت.

2. There was a waterproof canopy over the platform.
[ترجمه گوگل]روی سکو یک سایبان ضد آب وجود داشت
[ترجمه ترگمان]روی سکو یک سایبان ضد آب وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The trees formed a leafy canopy above their heads.
[ترجمه گوگل]درختان بالای سرشان یک تاج برگی تشکیل می دادند
[ترجمه ترگمان]درختان یک سایبان پر شاخ و برگ را بالای سرشان شکل دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The trees formed such a dense canopy that all beneath was a deep carpet of pine-needles.
[ترجمه گوگل]درختان چنان تاج انبوهی را تشکیل می دادند که زیر آن فرشی عمیق از سوزن کاج بود
[ترجمه ترگمان]درختان این canopy انبوه را تشکیل می دادند که در زیر آن یک فرش عمیق از برگ های سوزنی کاج قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Their wings were outspread above her like a canopy, and at the side they made a white-feathered screen for her.
[ترجمه گوگل]بال هایشان مثل سایبان بالای سرش باز شده بود و در کنارش پرده ای پر سفید برایش درست کردند
[ترجمه ترگمان]بال های آن ها همچون چتری روی او گسترده بود و در کنار او یک صفحه سفید پوشیده از رنگ سفید برای او درست کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It is hoped to provide a new canopy over the Rennie House entrance as well as paving and landscaping.
[ترجمه گوگل]امید است که سایبان جدیدی بر روی ورودی خانه رنی و همچنین سنگفرش و محوطه سازی ارائه شود
[ترجمه ترگمان]امید است که یک خیمه جدید در ورودی کاخ Rennie و همچنین فرش و محوطه سازی فراهم کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Powers popped his canopy, loosened his harness and was ejected by the centrifugal force.
[ترجمه گوگل]پاورز سایبان او را پاره کرد، مهارش را شل کرد و توسط نیروی گریز از مرکز به بیرون پرتاب شد
[ترجمه ترگمان]قدرت ها، canopy را باز کردند و harness را شل کردند و از مرکز فرار کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. When he opened the canopy the base commander approached with a civilian.
[ترجمه گوگل]وقتی سایبان را باز کرد، فرمانده پایگاه با یک غیرنظامی نزدیک شد
[ترجمه ترگمان]وقتی he را گشود، فرمانده پایگاه با یک شخص غیر نظامی نزدیک شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They look upward to the canopy three stories above that arches over the length of the four-block mall.
[ترجمه گوگل]آنها به سمت بالا به سایبان سه طبقه بالاتر نگاه می کنند که در طول مرکز خرید چهار بلوکی قوس دارد
[ترجمه ترگمان]آن ها به بالا تا سقف سه طبقه بالاتر از این قوس ها در طول چهار بلوک این مرکز خرید نگاه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. We looked up, into the night, through a canopy of stars.
[ترجمه گوگل]از میان سایه‌بانی از ستاره‌ها به بالا نگاه کردیم
[ترجمه ترگمان]به بالا نگاه کردیم، در تاریکی شب، در زیر سایبانی از ستارگان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Nightingales appreciate an open tree canopy with plenty of dense undergrowth and thicket below to provide nesting sites and shelter.
[ترجمه گوگل]بلبل‌ها از یک تاج درخت باز با زیرشاخه‌های انبوه و بیشه‌زارهای زیرین برای ایجاد مکان‌های لانه‌سازی و سرپناه قدردانی می‌کنند
[ترجمه ترگمان]Nightingales از یک سایبان درخت باز با انبوه گیاهان انبوه و انبوه در پایین برای ایجاد مکان های تخم گذاری و سرپناه استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It was cool under the canopy and there was less light than Rostov had expected.
[ترجمه گوگل]زیر سایبان خنک بود و نور کمتری از آنچه روستوف انتظار داشت وجود داشت
[ترجمه ترگمان]زیر سقف خنک بود و روشنایی کم تر از آنچه راستوف انتظار داشت خاموش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This model of the canopy consists of a number of infinitely extended horizontal canopy layers.
[ترجمه گوگل]این مدل از سایبان از تعدادی لایه سایبان افقی بی نهایت کشیده تشکیل شده است
[ترجمه ترگمان]این مدل از سایبان (سایبان)شامل تعدادی از لایه های قوسی به بی نهایت گسترش افقی می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سایبان (اسم)
tent, pergola, bower, umbrella, sunshade, canopy, parasol, hovel, marquee

خیمه (اسم)
tent, canopy, hovel, tabernacle, marquee, wigwam

کروک اتومبیل (اسم)
canopy, top boot

سایبان گذاشتن (فعل)
canopy, make an arbor, make a shade

تخصصی

[عمران و معماری] سایه بان
[زمین شناسی] سایه بان ،پوشش محافظ بر روی ماشین معدنکاری

به انگلیسی

• covering; shelter; transparent cover over the cockpit of a plane; part of a parachute which opens up and fills with air; roof
cover with a canopy (cover, awning, shade, etc.)
a canopy is a decorated cover above something such as a bed or throne.
you can also use canopy to refer to a layer of something that covers an area, for example branches and leaves at the top of a forest.

پیشنهاد کاربران

پوشش گیاهی
تاج پوشش
شاخ و برگ گیاهان
covering something with fabric
چتر درختان، سایه ی درختان متراکم ( برای نمونه در جنگل )
سایبان
canopy ( حمل‏ونقل هوایی )
واژه مصوب: آسمانه
تعریف: پوشش شفاف اتاقک هواپیماهای جنگی و آموزشی و تفریحی که خلبان را از جریان باد و عوامل جوّی محافظت می‏کند
Allah who made the sky a canopy for you
خدا کسی است که آسمان راهمچون سایبان ( سقفی ) برای شما قرارداد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما