دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٤,٨٢٥
رتبه
رتبه در دیکشنری
٧٠٩
لایک
لایک
٤٨٢
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٣٩

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
١١٤
رتبه
رتبه در بپرس
٣٨٤
لایک
لایک
٦
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

روال بودنِ کار، رونق

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

تکاندنِ خاکستر سیگار. He knocked the ash from his cigarette. او خاکستر سیگارش را تکاند.

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

[اجاقِ برقی] صفحه

دیدگاه
٠

بازده خوب، پاداش مناسب، نتیجه مطلوب

دیدگاه
٠

عرق کسی را در آوردن دمار از روزگار کسی درآوردن میدان را بر کسی تنگ کردن

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
١ سال پیش
متن
He zapped the spider with the bug spray.
دیدگاه
٠

او با اسپری حشره کش عنکبوت را کشت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Zambia could be the breadbasket of Africa.
دیدگاه
٠

زامبیا را می توان انبار غله ی آفریقا به حساب آورد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Zambia is black Africa's most urbanised country.
دیدگاه
٠

زامبیا شهرنشین ترین کشور آفریقای سیاه است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
I'm going on holiday for a fortnight.
دیدگاه

برای دو هفته ای به تعطیلات می روم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The sultan's wives and concubines lived in the harem.
دیدگاه
٠

همسران و معشوقه های سلطان در حرم سرا اقامت دارند.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

٢ رأی
٧ پاسخ
٣٢٥ بازدید

من برای این کار زاده شدم  

٥ ماه پیش
١ رأی

معمولاً از این اصطلاح استفاده می‌شه: I am born to be ... I am born to do ...  

٥ ماه پیش
٣ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٠٨ بازدید

درباره انواع واژگان در زبان فارسی، مانند اسم، فعل، صفت و غیره، توضیح دهید و نحوه استفاده از آن‌ها در جملات را بیان کنید.

٦ ماه پیش
٤ رأی

در زبان فارسی، کلمه‌ها به هفت نوع تقسیم می‌شوند: فعل، اسم، ضمیر، صفت، قید، حرف و شبه‌جلمه (صوت). فعل کلمه‌ای است که انجام گرفتن یا انجام پذیرفتن کاری یا داشتن و یا پذیرفتن حالتی را در زمان گذشت ...

٦ ماه پیش