پیشنهادهای اسکندر شهبازی گهرویی (٣٦٩)
زمانی که برف و باد با هم می آید به گویش بختیاری می گویند باد روفه می آید
موقعی که برف کم کم می بارد به گویش بختیاری می گویند برف پخه پخه می آید
زمانی که باران نم نم می بارد به گویش بختیاری می گویند بارون تیویز تیویز می آید
هر گاه برف و باران با هم ببارد در گویش بختیاری به آن هدو می گویندهدو می آید یعنی هردو هم برف هم باران
وندالیسم یعنی تخریبگر و خرابکار اموال عمومی
وندالیستی یعنی تخریب اموال عمومی بدنبال هیجان آفرینی و تحریک دیگران و جوگیری جوانان وقتی که در جمع قرار می گیرند.
دنگ به ضمه دال در گویش بختیاری یعنی سر و صدا مثال دنگ مده یعنی سر و صدا نکن یا بی دنگ بیا یعنی بدون سر و صدا بیا
توکه پا به گویش بختیاری یعنی یک لحظه مانند یک توکه پا بیا اینجا و برو
لت به فتحه لام در گویش بختیاری به کلاهی گفته می شود که از موی بز بافته شده است
تهده به گویش بختیاری یعنی گهواره بچه
رمنیدن به گویش بختیاری یعنی خراب کردن
جمند به گویش بختیاری یعنی تکان دادن مثل جنبندن تهده بچه ( گهواره )
منار نام کوه ای است در شمال شهرستان اندیکا استان خوزستان که از شمال به بخش بازفت استان چهارمحال و بختیاری و از جنوب شرقی به قلعه للر و بوسیله تنگ تور ...
دهنوه : در گویش بختیاری به خمیازه دهنوه می گویند. دهنوه کردن یعنی خمیازه کشیدن
قطیفه: در گویش بختیاری به حوله حمام قطیفه می گفتند
تار وابیدن به گویش بختیاری یعنی آواره شدن، تک افتادن
قاب ریت به گویش بختیاری یعنی گردی صورت
تیگ به گویش بختیاری یعنی پیشانی و تیگ نوشته در اصطلاح یعنی بخت و اقبالی که روی پیشانی شخصی نوشته شده
دنگ زمونه به گویش بختیاری یعنی بازی روزگار
جا وارگه به گویش بختیاری یعنی محل اتراق ومکان زندگی موقت عشایر
همدرنگ به کویش بختیاری یعنی هم نشین، همدم و هم صحبت
تش بازی به گویش بختیاری یعنی آتش افروزی، مثال تش بلازی مکن وا دل مو
شولیز تئاتر به گویش بختیاری یعنی آرامش شب چشمات
جل به کول در گویش بختیاری یعنی کسی که سرگردان هست، آواره بودن
دینشگ به گویش بختیاری یعنی اسپند
دولاب به گویش بختیاری یعنی گنجه یا کمد لباس ها
کم به ضمه کاف در گویش بختیاری یعنی شکم
قزقون به گویش بختیاری یعنی دیگ بزرگ مسی
خرسک به کسره خ در گویش بختیاری نوعی دستباف از قالی بی کیفیت تر می باشد
مافه گه یا مافیه به سازه ای گفته می شود که برای یاد بود افرادی که در غربت فوت می کنند در محل سکونت یا ملک شخصی متوفی ساخته می شود
گزه گرفتن به گویش بختیاری یعنی گاز گرفتن
نهنگ در گویش بختیاری یعنی نزدیک مثال روز شادی نهنگ هست یعنی روز شادی نزدیک هست
آموخته کردن به گویش بختیاری یعنی به کار یا صفتی عادت دادن است
بنیرم به گویش بختیاری یعنی نگاه کنم
تنگ و تفاق به گویش بختیاری کنایه از اتفاقات ناگوار در زندگی انسان هست
روز جر در گویش بختیاری یعنی روز جنگ و نبرد
آرنگ به گویش بختیاری یعنی آهنگ مثال: مو آرنگ شادیم آبید گاگریو
کد وا کرده یا کد گشاده به گویش بختیاری یعنی عریان که کنایه از بدون پرده و شفاف کاری را انجام دادن هست
دک زیدن به گویش بختیاری یعنی لرزیدن
جمست به گویش بختیاری یعنی لرزید مثل زمین جمست
شرنیدن به گویش بختیاری یعنی پاره کردن
خشخاری به گویش بختیاری یعنی بی دلیل، بیخودی
روموندن به گویش بختیاری یعنی خراب کردن
فیچیدن به گویش بختیاری یعنی پریدن
گنج شیر به ضمه گ به گویش بختیاری یعنی زنبور
جمندن به گویش بختیاری یعنی ضربه زدن ، جمند بهش یعنی بهش یک ضربه زد
چپه به گویش بختیاری یعنی دسته، مشت مثل یک چپه گل یا یک چپه علف
اوسا به گویش بختیاری یعنی آنوقت
پوز به گویش بختیاری یعنی دهان مانند تفنگ پوز پر که از دهان لوله پر از باروت و ساچمه یا پاره می شد
کلنگچی نام یکی از ارتفاعات زرد کوه بختیاری است