Seyyedalith

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



sweet lord١٥:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/١٥Jesus Christگزارش
0 | 0
go from a to b٢١:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/١٤برای تغییر رنگ هم به کار میره.گزارش
0 | 0
take away٠٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/١٣کش رفتنگزارش
2 | 0
i thought you'd never ask٠١:١٢ - ١٤٠٠/٠١/١٣پرسیدن نداره!گزارش
7 | 0
have feelings for sb١٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/١٢کسی را دوست داشتنگزارش
5 | 0
how nice١١:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/١٢چه خوب!گزارش
5 | 0
what a pain٠٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/١٠عجب دردسری!گزارش
5 | 0
get sleep٢٢:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خواب کردنگزارش
5 | 1
go straight up١١:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٩[خیابون رو] مستقیم برو بالاگزارش
0 | 0
well off٠١:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٩مایه دارگزارش
7 | 1
be filled with٠١:١١ - ١٤٠٠/٠١/٠٩آکنده از چیزی بودنگزارش
2 | 0
sneak in١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٠٨قایمکی جایی رفتنگزارش
14 | 0
get good١٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٨get someone good: دست انداختن کسیگزارش
2 | 1
have sth down١٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٨از پس چیزی بر آمدنگزارش
2 | 0
tricky١٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٨نکته دارگزارش
16 | 0
get tough١٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٨سخت گرفتنگزارش
5 | 0
be a waste of١٠:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٠٨اتلاف چیزی بودن It's a waste of time: وقت تلف کردنه.گزارش
0 | 0
rowing machine١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٨سیم کشگزارش
9 | 1
look out for٠٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٨به فکر کسی بودنگزارش
5 | 1
breakfront٠٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٨بوفهگزارش
2 | 0
get away from٠٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٧از شر چیزی خلاص شدنگزارش
12 | 1
a thing١٦:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٦Anythingگزارش
7 | 0
out here١١:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٦این بیرونگزارش
9 | 1
go for١٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٦امتحان کردن / سراغ رفتنگزارش
7 | 0
just what١٥:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٥درست همون چیزی که . . . Just what i need: دقیقا همون چیزیه که می خوام.گزارش
7 | 0
be on sale١٥:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٥حراج شدنگزارش
2 | 0
look nice on sb١٥:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٥چیزی [لباس] به کسی آمدنگزارش
5 | 0
overhear١٠:١٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٥به گوش خورد I overheard: به گوشم خوردگزارش
9 | 1
begone٢٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٤نبودن، حالا چه به معنی خونه نبودن و مسافرت بودن، یا به معنی زنده نبودن. while i'm gone: وقتی من نیستم . . . how long will you be gone: چند وقت نیست ... گزارش
12 | 0
quartet١٧:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٤گروه چهارنفرهگزارش
12 | 0
cray cray١٦:٤١ - ١٤٠٠/٠١/٠٤crazyگزارش
7 | 0
cut deep١٦:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٤آزار دادن روحی گزارش
2 | 0
as happy as a clam١٦:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٤خیلی راضیگزارش
2 | 0
not worth the trouble١٢:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٤ارزش دردسرش رو ندارهگزارش
2 | 0
how you been١١:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٤how have you been چطوریگزارش
16 | 1
get lost in sth١١:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٤غرق چیزی شدنگزارش
12 | 0
well over١٠:٣٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٤خیلی بیشتر ازگزارش
5 | 0
turn in٠٦:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٤تحویل تکلیف هم میشهگزارش
32 | 1
contacts٠٦:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٤لنز Wear contacts: لنز زدنگزارش
14 | 1
ice water٢٣:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٣آب یخ / آب خنک!گزارش
0 | 1
with a low of٢٢:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٣با کمترین دمایگزارش
0 | 0
the high٢٢:١٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٣حداکثر دماگزارش
0 | 0
the low٢٢:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٣حداقل دماگزارش
0 | 0
put a roof over ones head١٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٣جا دادن I put a roof over your head: من بهت جا دادم.گزارش
2 | 0
run out on١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٠٣فلنگ رو بستنگزارش
2 | 0
that'll be all١٧:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٣دیگه کاریتون ندارم می تونید بریدگزارش
5 | 0
either of١٨:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٢هیچ کدوم ازگزارش
2 | 3
get out of one's way١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٢از سر راه کسی کنار رفتن / اذیت نکردن کسیگزارش
2 | 0
wear up١٨:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٢برای مو به معنی از بالا بستن مو هم به کار میره.گزارش
14 | 0
what's with١٧:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٢چی شده؟گزارش
0 | 1