Seyyedalith

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



temper١٠:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٤جوشیگزارش
7 | 0
nagging١٠:١٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٤در بعضی شهرها اصطلاح �کرکر کردن� هم به کار میره!گزارش
2 | 1
choose your battles١٠:١١ - ١٤٠٠/٠١/٢٤یا pick your battles به معنای اینکه خودت را درگیر هر چیز کوچکی نکن.گزارش
7 | 0
place blame٠٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٤تقصیر رو گردن کسی انداختنگزارش
7 | 0
an ounce of prevention is worth a pound of cure٠٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٤پیشگیری بهتر از درمانگزارش
5 | 0
get someone's way٠٥:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٢کار خود را کردن [گوش ندادن به دیگران]گزارش
7 | 0
hate someone's guts٠٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٢تنفر خیلی زیاد از کسیگزارش
2 | 0
tough noogies٠٤:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٢٢کور خوندی!گزارش
5 | 0
butt munch٠٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٢مشنگگزارش
9 | 0
type up٠٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٢تایپ کردن متن دست نویسگزارش
5 | 0
be at a place٠٣:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٢١[در زندگی] به جایی رسیدنگزارش
2 | 0
why don't٠٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٢١اگه مثبت و به صورت �چطوره� ترجمه بشه بهتره.گزارش
7 | 1
while you are at it١٧:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٠حالا که داری این کار رو می کنی . . .گزارش
5 | 0
get down٠٤:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٠برای پایین آوردن وسایل هم به کار میره.گزارش
2 | 0
burst into٠١:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٠در فارسی از �زد زیر . . . � استفاده می کنیم. Her classmates burst into laughter: هم کلاسی هاش زدن زیر خنده.گزارش
2 | 0
be down٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠١/١٩به معنی قطع بودن برای خطوط تلفن هم به کار میره. All the phonelines are down: تمام خطوط تلفن قطع هستند.گزارش
2 | 0
get clobbered٠٤:١٩ - ١٤٠٠/٠١/١٩خرد شدن [چه جسمی چه روحی]گزارش
0 | 1
be in a hurry٠٥:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/١٧عجله داشتن گزارش
2 | 0
have around٠١:١٧ - ١٤٠٠/٠١/١٧کنار هم بودن / دم دست بودنگزارش
5 | 0
go on a walk١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/١٦مشابه go for a walk با این تفاوت که با برنامه ریزی است.گزارش
0 | 0
i'll need it١٦:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/١٦در جواب آرزوی موفقیت مثلا برای یک امتحان به کار می رود.گزارش
5 | 1
this is it٠٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/١٦اینم از اینگزارش
5 | 0
belike٠٢:١١ - ١٤٠٠/٠١/١٦چیزی رو گفتن یا حس کردن / شبیه چیزی بودنگزارش
2 | 0
big stuff٢٣:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/١٥خیلی مهمه معرکه ست!گزارش
2 | 0
all over the news٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠١/١٥وقتی موضوعی اخبار را پر کند به کار می رود It's all over the news: [اون موضوع] اخبار رو پر کرده.گزارش
0 | 0
get a divorce١٩:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/١٥Get divorced طلاق گرفتنگزارش
5 | 0
get lucky١٩:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/١٥شانس آوردن You got lucky: شانس آوردیگزارش
5 | 0
be big of sb١٨:١٣ - ١٤٠٠/٠١/١٥از بزرگی کسی بودن. That's big of you: از بزرگی شماست.گزارش
2 | 0
steaming١٧:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/١٥برای نوشیدنی معادل داغگزارش
2 | 0
sweet lord١٥:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/١٥Jesus Christگزارش
0 | 0
go from a to b٢١:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/١٤برای تغییر رنگ هم به کار میره.گزارش
0 | 0
take away٠٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/١٣کش رفتنگزارش
0 | 0
i thought you'd never ask٠١:١٢ - ١٤٠٠/٠١/١٣پرسیدن نداره!گزارش
5 | 0
have feelings for sb١٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/١٢کسی را دوست داشتنگزارش
2 | 0
how nice١١:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/١٢چه خوب!گزارش
5 | 0
what a pain٠٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/١٠عجب دردسری!گزارش
2 | 0
get sleep٢٢:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خواب کردنگزارش
5 | 1
go straight up١١:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٩[خیابون رو] مستقیم برو بالاگزارش
0 | 0
well off٠١:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٩مایه دارگزارش
0 | 1
be filled with٠١:١١ - ١٤٠٠/٠١/٠٩آکنده از چیزی بودنگزارش
0 | 0
sneak in١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٠٨قایمکی جایی رفتنگزارش
14 | 0
get good١٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٨get someone good: دست انداختن کسیگزارش
0 | 0
have sth down١٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٨از پس چیزی بر آمدنگزارش
0 | 0
tricky١٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٨نکته دارگزارش
14 | 0
get tough١٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٨سخت گرفتنگزارش
0 | 0
be a waste of١٠:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٠٨اتلاف چیزی بودن It's a waste of time: وقت تلف کردنه.گزارش
0 | 0
rowing machine١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٨سیم کشگزارش
0 | 1
look out for٠٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٨به فکر کسی بودنگزارش
5 | 0
breakfront٠٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٨بوفهگزارش
2 | 0
get away from٠٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٧از شر چیزی خلاص شدنگزارش
5 | 1