Seyyedalith

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



drive out٠٧:١٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠مسافرت کردن / گشت وگذار با ماشینگزارش
9 | 0
heck٠٧:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٣٠مؤدبانه ی hellگزارش
32 | 0
housewarming party١٨:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٩چشم روشنیگزارش
7 | 1
isee١٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٩می بینم که . . .گزارش
18 | 1
awfully١٥:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٩بدجوریگزارش
18 | 0
hostess gift١٣:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٩کادویی که ملت خونه همدیگه می برن. در ایران عمدتا از بلور استفاده میشه.گزارش
18 | 0
flip through١٨:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٨چرخ زدن در کانال هاگزارش
25 | 0
parted١٥:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٨برای مو به معنی فرق دارگزارش
9 | 0
on assignment١٣:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٢٨در حال تهیه گزارشگزارش
5 | 0
lake house١٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٨نوعی خونه که تو محوطه ش دریاچه داره.گزارش
2 | 0
quite a٠٨:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٨محشر that was quite a day: عجب روز محشری بود.گزارش
7 | 0
get the most out of something٠٧:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٨بیشترین بهره را از چیزی بردنگزارش
60 | 0
commuting٠٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٧ایاب و ذهابگزارش
25 | 0
i'm game٠٨:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦من پایه ام!گزارش
32 | 1
out of your depth٠٥:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦you're out of your depth: پاتو از گلیمت درازتر کردیگزارش
9 | 2
hail٠٥:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦زنده باد!گزارش
12 | 1
coupon code٠٨:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٥کد تخفیفگزارش
9 | 1
dying٠٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٥به معنای خیلی مشتاق هم هستگزارش
32 | 1
put on medication٠١:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٥تجویز داروگزارش
9 | 0
beat around the bush١٢:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٢٤صغری کبری چیدنگزارش
18 | 1
even keeled١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٤شخصی که نه خیلی زود عصبانی میشه و نه خوشخال / steady personگزارش
12 | 1
temper١٠:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٤جوشیگزارش
14 | 0
nagging١٠:١٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٤در بعضی شهرها اصطلاح �کرکر کردن� هم به کار میره!گزارش
2 | 1
choose your battles١٠:١١ - ١٤٠٠/٠١/٢٤یا pick your battles به معنای اینکه خودت را درگیر هر چیز کوچکی نکن.گزارش
16 | 0
place blame٠٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٤تقصیر رو گردن کسی انداختنگزارش
16 | 0
an ounce of prevention is worth a pound of cure٠٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٤پیشگیری بهتر از درمانگزارش
7 | 0
get someone's way٠٥:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٢کار خود را کردن [گوش ندادن به دیگران]گزارش
7 | 0
hate someone's guts٠٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٢تنفر خیلی زیاد از کسیگزارش
2 | 0
tough noogies٠٤:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٢٢کور خوندی!گزارش
9 | 0
butt munch٠٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٢مشنگگزارش
21 | 0
type up٠٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٢تایپ کردن متن دست نویسگزارش
12 | 0
be at a place٠٣:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٢١[در زندگی] به جایی رسیدنگزارش
2 | 0
why don't٠٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٢١اگه مثبت و به صورت �چطوره� ترجمه بشه بهتره.گزارش
9 | 1
while you are at it١٧:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٠حالا که داری این کار رو می کنی . . .گزارش
18 | 0
get down٠٤:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٠برای پایین آوردن وسایل هم به کار میره.گزارش
21 | 1
burst into٠١:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٠در فارسی از �زد زیر . . . � استفاده می کنیم. Her classmates burst into laughter: هم کلاسی هاش زدن زیر خنده.گزارش
5 | 0
be down٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠١/١٩به معنی قطع بودن برای خطوط تلفن هم به کار میره. All the phonelines are down: تمام خطوط تلفن قطع هستند.گزارش
2 | 0
get clobbered٠٤:١٩ - ١٤٠٠/٠١/١٩خرد شدن [چه جسمی چه روحی]گزارش
2 | 1
be in a hurry٠٥:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/١٧عجله داشتن گزارش
9 | 0
have around٠١:١٧ - ١٤٠٠/٠١/١٧کنار هم بودن / دم دست بودنگزارش
9 | 0
go on a walk١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/١٦مشابه go for a walk با این تفاوت که با برنامه ریزی است.گزارش
2 | 0
i'll need it١٦:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/١٦در جواب آرزوی موفقیت مثلا برای یک امتحان به کار می رود.گزارش
14 | 1
this is it٠٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/١٦اینم از اینگزارش
9 | 0
belike٠٢:١١ - ١٤٠٠/٠١/١٦چیزی رو گفتن یا حس کردن / شبیه چیزی بودنگزارش
5 | 0
big stuff٢٣:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/١٥خیلی مهمه معرکه ست!گزارش
2 | 0
all over the news٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠١/١٥وقتی موضوعی اخبار را پر کند به کار می رود It's all over the news: [اون موضوع] اخبار رو پر کرده.گزارش
2 | 0
get a divorce١٩:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/١٥Get divorced طلاق گرفتنگزارش
9 | 0
get lucky١٩:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/١٥شانس آوردن You got lucky: شانس آوردیگزارش
7 | 1
be big of sb١٨:١٣ - ١٤٠٠/٠١/١٥از بزرگی کسی بودن. That's big of you: از بزرگی شماست.گزارش
2 | 0
steaming١٧:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/١٥برای نوشیدنی معادل داغگزارش
12 | 0