Seyyedalith

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



make an apology٢٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩Apologize عذرخواهی کردنگزارش
0 | 0
money launderer٠٢:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩پول شوگزارش
0 | 0
early early on٢٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨فکر کنم یعنی از اول اولشگزارش
0 | 0
come in١٤:٠٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨خدمت رسیدنگزارش
0 | 0
tease١٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨Make fun of sb Play joke on sbگزارش
0 | 1
family driven١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧خانواده دوستگزارش
0 | 0
dmed١٨:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧گذشته ی DMگزارش
0 | 0
at an early age١٥:٠٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧From an early age از سنین کمگزارش
2 | 0
bring down١٤:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧پایین انداختنگزارش
2 | 0
starting today٠٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧از امروزگزارش
0 | 0
cut out٠٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧تصاویر آدم ها که روی مقوا زده میشه و وایمیسه.گزارش
2 | 0
neshama٠١:١٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦توانایی حس روحگزارش
0 | 0
beet red١٤:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥خیلی قرمز / مثل چغندر قرمزگزارش
7 | 0
vet tech١٤:٤٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥دامپزشکگزارش
0 | 0
no danger١٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥یا there's no danger وقتی که اطمینان داریم چیزی اتفاق نمی افته.گزارش
0 | 0
locked out٢٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣پشت در ماندهگزارش
9 | 0
such a thing٢٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣یه همچین چیزیگزارش
2 | 0
plain soda١٩:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣آب گازدار فکر کنم.گزارش
0 | 0
catch a flight١٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣مثل take a flight با تاکید بیشتر بر دیر نکردن و به موقع رسیدن.گزارش
2 | 1
tweet out٠٥:٤٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣توییت کردنگزارش
2 | 0
take care of١٧:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢راست و ریس کردنگزارش
5 | 0
over with١٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢تمام شدهگزارش
7 | 0
prequel١١:٤٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢برای پیش تولید فیلم هم استفاده میشه.گزارش
9 | 0
say out loud١٩:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠١بلند گفتن ( مخالف تو دل گفتن )گزارش
7 | 1
quite something١٦:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٣١چیزی که خیلی جالبه.گزارش
7 | 0
go to song١٧:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٣٠بخش بی معنای آهنگ؟گزارش
2 | 0
tubing١٦:١٩ - ١٤٠٠/٠١/٣٠تیوب سواری [روی برف]گزارش
2 | 0
i got this٠٧:٤٤ - ١٤٠٠/٠١/٣٠این با من!گزارش
16 | 0
i rest my case٠٧:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٣٠دیدی گفتم!گزارش
9 | 1
drive out٠٧:١٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠مسافرت کردن / گشت وگذار با ماشینگزارش
7 | 0
heck٠٧:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٣٠مؤدبانه ی hellگزارش
16 | 0
housewarming party١٨:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٩چشم روشنیگزارش
7 | 1
isee١٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٩می بینم که . . .گزارش
12 | 1
awfully١٥:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٩بدجوریگزارش
9 | 0
hostess gift١٣:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٩کادویی که ملت خونه همدیگه می برن. در ایران عمدتا از بلور استفاده میشه.گزارش
7 | 0
flip through١٨:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٨چرخ زدن در کانال هاگزارش
16 | 0
parted١٥:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٨برای مو به معنی فرق دارگزارش
5 | 0
on assignment١٣:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٢٨در حال تهیه گزارشگزارش
5 | 0
lake house١٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٨نوعی خونه که تو محوطه ش دریاچه داره.گزارش
2 | 0
quite a٠٨:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٨محشر that was quite a day: عجب روز محشری بود.گزارش
5 | 0
get the most out of something٠٧:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٨بیشترین بهره را از چیزی بردنگزارش
21 | 0
commuting٠٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٧ایاب و ذهابگزارش
9 | 0
i'm game٠٨:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦من پایه ام!گزارش
16 | 1
out of your depth٠٥:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦you're out of your depth: پاتو از گلیمت درازتر کردیگزارش
2 | 1
hail٠٥:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦زنده باد!گزارش
9 | 1
coupon code٠٨:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٥کد تخفیفگزارش
5 | 1
dying٠٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٥به معنای خیلی مشتاق هم هستگزارش
18 | 1
put on medication٠١:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٥تجویز داروگزارش
7 | 0
beat around the bush١٢:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٢٤صغری کبری چیدنگزارش
9 | 1
even keeled١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٤شخصی که نه خیلی زود عصبانی میشه و نه خوشخال / steady personگزارش
5 | 1