Seyyedalith

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



sentence to life in prison٢٣:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٠محکوم به حبس ابد کردنگزارش
5 | 0
hurt feelings١٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٠جریحه دار کردن احساسات کسیگزارش
12 | 0
wad of cash٠٩:٠٧ - ١٤٠٠/٠٤/١٠دسته ی اسکناس لول شده با کشگزارش
0 | 0
in their right minds١٣:٠٢ - ١٤٠٠/٠٤/٠٩اصطلاح شبیه آدم عاقل در فارسی Who in their right mind: کدوم آدم عاقلیگزارش
2 | 0
close second٠٦:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٠٩دومین چیزی که به اولی خیلی نزدیکه.گزارش
2 | 1
pop٠٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٩ترکاندن [از شدت خوبی]گزارش
5 | 0
come to a stop١١:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٠٧رسیدن به شرایطی که هیچ کس یا هیچ چیز دیگر حرکت نمی کند.گزارش
0 | 1
in town٠٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥in ترجمه نمیشه. شهرگزارش
0 | 0
keep up٠٥:٠٨ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥keep awakeگزارش
7 | 1
the one and only٠٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥[قبل از اسم افراد] نظیر ندارهگزارش
7 | 0
train set٠٤:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٤اسباب بازی های ریل و قطارگزارش
9 | 0
how in the world٠٤:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/٠١in the world برای تاکید و نشان دادن تعجب میاد شبیه �کجای دنیا�گزارش
9 | 0
swim trunks٠٢:٠٤ - ١٤٠٠/٠٣/٣١مایوگزارش
7 | 1
be hard on something٢٢:٠٤ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠تاثیر بدی بر چیزی گذاشتنگزارش
0 | 0
at any point٠٤:٣١ - ١٤٠٠/٠٣/٢٧at any timeگزارش
7 | 0
community garden٢١:١٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦نوعی باغ که به صورت جمعی اداره میشهگزارش
0 | 1
pile٢١:١٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥توده ی وسایل مثل لباس که کپه میشه.گزارش
5 | 0
get a lift١٩:٤٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥سواری گرفتنگزارش
9 | 0
do shopping١٨:٥٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤خرید کردنگزارش
2 | 1
i could tell٠٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٣/١٩متوجه شدمگزارش
2 | 1
sales executive٢٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠٣/١٨مسئول فروشگزارش
2 | 0
keep promise٢٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٣/١٨وفا کردن به خودگزارش
12 | 1
in condition١٩:٣٨ - ١٤٠٠/٠٣/١٦in ( good ) condition: حال و شرایط خوبی داشتنگزارش
2 | 0
obsess over١٦:٢٨ - ١٤٠٠/٠٣/١٥قفلی زدنگزارش
9 | 1
step outside١٥:٣٤ - ١٤٠٠/٠٣/١٤بیرون رفتن و یه گردش کوتاه کردنگزارش
12 | 0
your attention please١٧:١٢ - ١٤٠٠/٠٣/١٣لطفا توجه فرماییدگزارش
2 | 1
may i have your attention١٦:٥٨ - ١٤٠٠/٠٣/١٣لطفا توجه فرماییدگزارش
2 | 0
the same as usual٠٩:٣٤ - ١٤٠٠/٠٣/١٢طبق معمولگزارش
5 | 0
boiler١٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٣/١١موتورخونهگزارش
18 | 0
daily special٠٤:٣٤ - ١٤٠٠/٠٣/١١غذا / فروش ویژه ی روزگزارش
7 | 0
get voicemail٠٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٣/١١رفتن روی پیام گیرگزارش
7 | 0
i'll be danged١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩وقتی کسی خیلی تعجب می کنه استفاده میشه.گزارش
0 | 0
get a visual on sth١٠:١٤ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩پاییدن چیزیگزارش
2 | 0
get a look٠٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩نگاهی انداختنگزارش
12 | 0
be down٠٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩قطع بودن و از کار افتادن هر چیزیگزارش
2 | 0
take off٠١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩به معنای آزاد کردن وقت هم هستگزارش
2 | 1
avoid٠١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩پیچوندن کسی هم معنی میدهگزارش
5 | 0
handful٠٩:٥١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٨کسی که کنترلش سختهگزارش
21 | 0
dust bunny٠٨:٤٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٨در فارسی بهش �پرز� میگن. تجمع گرد و غبار به صورت یک توده معمولا در گوشه های دیوارگزارش
12 | 0
looky there٠٨:٤٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٨اونجارو!گزارش
0 | 0
only ever٠٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧همان only با تاکید بیشتر فقط و فقطگزارش
30 | 0
on it٢٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦[در پاسخ] همین کار رو می کنم.گزارش
16 | 0
way before٢٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦خیلی وقت پیشگزارش
7 | 0
at the hands of sb٢٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦از دست کسی رنج کشیدنگزارش
12 | 0
hang a right١٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦turn rightگزارش
0 | 0
have eyes on sth٠٩:٢٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦پاییدن / جمع بودن حواس به چیزیگزارش
7 | 0
sim٠٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦simulateگزارش
5 | 1
Copy٠٦:٠٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦does anybody copy? کسی می شنوه؟گزارش
16 | 1
objectively speaking٠٥:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦اگه بخوایم بی طرف صحبت کنیمگزارش
12 | 0
and say١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٤وقتی یه چیزی یادتون نمیادگزارش
0 | 1