Seyyedalith

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



in the first place٠٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٢تفاوت با in first place: در جایگاه اولگزارش
5 | 0
go ahead٠٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١٢بسم الله!گزارش
12 | 1
in luck٠٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٢luckyگزارش
5 | 0
textiles٢٢:٣٤ - ١٤٠٠/٠٥/١١نساجی ( رشته )گزارش
0 | 0
food technology٢٢:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/١١صنایع غذایی ( رشته )گزارش
0 | 0
building engineering٢٢:٣١ - ١٤٠٠/٠٥/١١مهندسی عمرانگزارش
0 | 0
man child١١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/١١آدم بزرگی که روحیه ش بزرگ نشدهگزارش
2 | 0
be focused٢٢:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨معنی مشابه focusگزارش
0 | 0
in a blink of an eye١٣:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨در یک چشم به هم زدن / خیلی سریعگزارش
5 | 0
get benefit١١:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨benefitگزارش
0 | 0
of interest١٣:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧places of interest = interesting placesگزارش
0 | 1
quite like١٤:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦خیلی دوست داشتنگزارش
5 | 1
hire shop١٤:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦مغازه ی اجاره ی اجناسگزارش
2 | 0
give a ring١٢:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦give a callگزارش
5 | 0
got you١٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦منظورت رو متوجه شدم / منظورت رو گرفتم.گزارش
0 | 1
to be exact١١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦اگه بخوام دقیق بگم.گزارش
16 | 0
far too١٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦way tooگزارش
2 | 0
there is a choice of١٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦وقتی چندین گزینه از چیزی باشه و شما بتونید انتخاب کنید.گزارش
2 | 0
wasteland٠٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦خرابهگزارش
2 | 0
in my eyes١١:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤in my opinion in my viewگزارش
7 | 0
early man٠٧:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤انسان نخستینگزارش
9 | 0
skim over٠٧:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤رد کردنگزارش
2 | 0
shipping container house٠٧:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤کانکسگزارش
2 | 0
shipping container٠٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤کانتینرگزارش
0 | 0
further along١٦:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣اون ور تر [در آدرس دادن]گزارش
0 | 1
up the street١٦:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣سر خیابونگزارش
2 | 0
in character٠٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣از نظر شخصیتیگزارش
7 | 0
تا حدودی٠٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢somewhatگزارش
5 | 0
cautious٠٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢حواس جمع / در مقایسه با nosy ( فضول )گزارش
0 | 0
topic area٠١:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢موضوع کلی / حیطه ی کلیگزارش
0 | 0
have an influence on٠٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠١تاثیر داشتن برگزارش
2 | 0
put at a disadvantage٢٣:٤٥ - ١٤٠٠/٠٤/٣١Put sb at a disadvantage: مشکل ایجاد کردن برای کسی / کار را سخت کردنگزارش
0 | 0
report٠٣:٣٨ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠کارنامهگزارش
0 | 1
end of year school report٠٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠کارنامه پایان سالگزارش
0 | 0
on the outside٠١:٥٥ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠اشاره به بخش بیرونی هر چیزیگزارش
7 | 0
make conversation١٩:٥٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨سر صحبت رو باز کردنگزارش
0 | 0
hold a conversation١٩:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨ادامه دادن مکالمه بدون مکثگزارش
2 | 1
keep a notebook١٨:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨مرتب یادداشت کردن در دفترچهگزارش
2 | 1
cost١٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨آب خوردن It costs less for you: واسه تو کمتر آب می خوره.گزارش
12 | 1
move your ass١١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨تن لشت رو تکون بده!گزارش
2 | 0
make choice١١:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨تصمیم گرفتنگزارش
16 | 0
on three١١:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨با شماره ۳گزارش
2 | 0
turn back on٠٧:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨پشت کردنگزارش
7 | 0
what's the deal٠٧:٣٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨مشکل چیه؟گزارش
5 | 1
go straight٠٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨صاف رفتن I go straight outdoors: صاف میرم بیرونگزارش
5 | 1
make modification٠٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨modifyگزارش
0 | 0
in a bad way٠١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨به شیوه ای بدگزارش
0 | 0
get air٢١:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧هوا گرفتن [در ورزش]گزارش
0 | 0
distraction٢٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧نکته انحرافیگزارش
0 | 1
any time now١٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧زودتر / یالاگزارش
5 | 0