Seyyedalith

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



in my eyes١١:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤in my opinion in my viewگزارش
5 | 0
early man٠٧:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤انسان نخستینگزارش
5 | 0
skim over٠٧:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤رد کردنگزارش
2 | 0
shipping container house٠٧:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤کانکسگزارش
0 | 0
shipping container٠٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤کانتینرگزارش
0 | 0
further along١٦:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣اون ور تر [در آدرس دادن]گزارش
0 | 0
up the street١٦:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣سر خیابونگزارش
2 | 0
in character٠٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣از نظر شخصیتیگزارش
5 | 0
تا حدودی٠٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢somewhatگزارش
0 | 0
cautious٠٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢حواس جمع / در مقایسه با nosy ( فضول )گزارش
0 | 0
topic area٠١:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢موضوع کلی / حیطه ی کلیگزارش
0 | 0
have an influence on٠٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠١تاثیر داشتن برگزارش
2 | 0
put at a disadvantage٢٣:٤٥ - ١٤٠٠/٠٤/٣١Put sb at a disadvantage: مشکل ایجاد کردن برای کسی / کار را سخت کردنگزارش
0 | 0
report٠٣:٣٨ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠کارنامهگزارش
0 | 1
end of year school report٠٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠کارنامه پایان سالگزارش
0 | 0
on the outside٠١:٥٥ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠اشاره به بخش بیرونی هر چیزیگزارش
0 | 0
make conversation١٩:٥٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨سر صحبت رو باز کردنگزارش
0 | 0
hold a conversation١٩:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨ادامه دادن مکالمه بدون مکثگزارش
0 | 1
keep a notebook١٨:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨مرتب یادداشت کردن در دفترچهگزارش
2 | 0
cost١٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨آب خوردن It costs less for you: واسه تو کمتر آب می خوره.گزارش
7 | 1
move your ass١١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨تن لشت رو تکون بده!گزارش
0 | 0
make choice١١:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨تصمیم گرفتنگزارش
7 | 0
on three١١:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨با شماره ۳گزارش
0 | 0
turn back on٠٧:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨پشت کردنگزارش
7 | 0
what's the deal٠٧:٣٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨مشکل چیه؟گزارش
2 | 0
go straight٠٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨صاف رفتن I go straight outdoors: صاف میرم بیرونگزارش
2 | 1
make modification٠٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨modifyگزارش
0 | 0
in a bad way٠١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨به شیوه ای بدگزارش
0 | 0
get air٢١:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧هوا گرفتن [در ورزش]گزارش
0 | 0
distraction٢٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧نکته انحرافیگزارش
0 | 0
any time now١٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧زودتر / یالاگزارش
5 | 0
careers٠٦:٥٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧صفت / مشابه sports و salesگزارش
0 | 1
have sights on١٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦هدف گیری کردن کسیگزارش
0 | 0
make an example out of sb١٨:٤٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦کسی را درس عبرت کردنگزارش
0 | 0
in violation of١٨:٣٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦نقض کردن چیزیگزارش
0 | 0
silly١٧:٣٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦خل you're silly: خل شدیگزارش
2 | 1
fruit roll up١٧:٣٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦یه نوع لواشکگزارش
2 | 0
ranch dressing١٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦یک نوع سس سالادگزارش
2 | 0
mac١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦ماکارونیگزارش
7 | 0
for advice٠٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦برای اطلاعات بیشترگزارش
0 | 0
not to worry٠٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥نگرانی نداره غصه ت نباشه!گزارش
0 | 0
hands٠٤:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤دستا بالاگزارش
0 | 0
no can do٠٤:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤کاری نمیشه کرد کاری از دستم بر نمیادگزارش
0 | 0
labs٠٤:١٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤آزمایش هاگزارش
0 | 0
be off٠١:٤٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤کم داشتن / تعطیل بودن he's a little off: یه کم تعطیله [دیوونست]گزارش
2 | 0
be a go for٠٠:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤مجاز بودنگزارش
0 | 0
cast adrift١٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢Be cast adrift: شناور شدن بدون کنترلگزارش
0 | 0
a tiny bit٠١:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢a little bitگزارش
0 | 0
language exchange٢٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢١نوعی روش یادگیری زبان که افراد با زبان های مادری متفاوت، زبان همدیگر را به هم آموزش می دهند.گزارش
5 | 0
well put together٢٠:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢١کسی که صفت های خوبی دارد و آدم خوبی است.گزارش
0 | 0