Seyyedalith

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



you have the wrong number٠٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٣اشتباه گرفتین.گزارش
2 | 0
malposed٠٥:٢٨ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩نابجاگزارش
0 | 0
spicule٢١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٦/١٨قطعه ی کوچک و تیز از چیزیگزارش
0 | 1
dependent٢٣:٥٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٦ظاهرا به معنای بخش مرتفع چیزی هم هست.گزارش
2 | 0
in pain٢٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٦/١٢درد داشتنگزارش
2 | 0
that's none of your concern٢٠:١٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٢به تو ربطی ندارهگزارش
0 | 0
we are a match٠٠:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩با هم متناسبیم.گزارش
0 | 0
things have come to this١٧:١٣ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨اوضاع این جوری شدگزارش
0 | 0
be wise to١٦:٣٦ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨خردمندانه است کهگزارش
0 | 0
as is customary١٦:٣٣ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨طبق روال مرسومگزارش
0 | 0
how do you like it١٦:٠٦ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨نظرت درباره ش چیه؟گزارش
67 | 1
stroke١٠:٢١ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨برای انواع شنا هم استفاده میشهگزارش
5 | 0
front crawl١٠:١٧ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨کرال سینهگزارش
0 | 0
if that's your thing٠٧:٢٩ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨اگه این چیزیه که تو می‎خوایگزارش
0 | 0
your thing٠٧:٢٨ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨خواسته ی شماگزارش
5 | 0
on second thoughts١٣:٥٠ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧وقتی نظرتون راجع به چیزی عوض میشه به کار میره. گزارش
7 | 0
in an orderly fashion١٠:٠٥ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧به صورت منظم گزارش
0 | 0
brightly colored٠٩:٤٤ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧دارای رنگ روشن برای توصیف لباس به کار می رود.گزارش
2 | 1
that will do٠٤:٣٧ - ١٣٩٩/٠٦/٠٦وقتی دیگه از چیزی نخواید استفاده میشه.گزارش
2 | 1
block off time٠٣:٣٥ - ١٣٩٩/٠٦/٠٢مدیریت زمانگزارش
0 | 0
dyscrasias٢٣:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٩بیماری و مشکلگزارش
0 | 0
idiopathic٠٧:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٣١بدون علت مشخصگزارش
12 | 1
blank٠٩:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٥بلوک ( محور ) برای برشگزارش
0 | 1
presentation٠٣:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٤نمودگزارش
21 | 0
اختلاف نظر٠٧:٣٦ - ١٣٩٩/٠٢/١٤Controversyگزارش
2 | 0
therapeutics٢٠:١٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٤دارودرمانی؟گزارش
0 | 1
hierarchy١٤:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/١٩رده بندیگزارش
32 | 0
detail١٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠١/١٩تنظیم جزئیاتگزارش
2 | 0
free up٢١:٢١ - ١٣٩٩/٠١/١٨در دسترس قرار دادن چیزیگزارش
34 | 1
catchup٠٥:١٦ - ١٣٩٩/٠١/١٤رسیدن به چیزی که ازش عقب بودیمگزارش
34 | 1
chair time١٠:٠٨ - ١٣٩٩/٠١/٠٧زمانی که بیمار روی صندلی دندانپزشکی نشسته و برایش کار انجام می شود.گزارش
5 | 0
modulus of elasticity٢٢:٣٨ - ١٣٩٨/١٢/٢٤ضریب کشسانیگزارش
0 | 0
forced into١٦:٤٤ - ١٣٩٨/١٢/١٩فشرده شدن در چیزیگزارش
2 | 0
meant to be١٦:٢٦ - ١٣٩٨/١٢/١٩. . . که قرار است فلان باشدگزارش
9 | 1
centered١٠:٠٥ - ١٣٩٨/١٢/١٩وسط قرار گرفتهگزارش
2 | 1
thy٠٢:٠٢ - ١٣٩٨/١٢/١١صفت مالکیت تو Yourگزارش
12 | 0
be out of here٠١:٥٩ - ١٣٩٨/١٢/١١دارم میرمگزارش
5 | 0
agree to disagree٠١:٥٦ - ١٣٩٨/١٢/١١پذیرفتن چیزی برای جلوگیری از بحث بیشتر درباره ی اختلاف نظرگزارش
23 | 1
hold the phone٠٠:٤٤ - ١٣٩٨/١٢/١١وایسا! امر به توقف فوری کاری که در حال انجام استگزارش
7 | 0
in the process of٠٤:٥١ - ١٣٩٨/١٢/١٠در حال . . . چیزی که در حال انجامه ولی هنوز تمام نشده.گزارش
2 | 0
lay down٢٣:٣٣ - ١٣٩٨/١١/٢٣رسوب کردنگزارش
9 | 1
oxygen tension٠٩:٣٦ - ١٣٩٨/١١/١٣فشار نسبی اکسیژن در خونگزارش
0 | 0
alveolar ridge٠٥:٢٦ - ١٣٩٨/١٠/٢٨برجستگی استخوان مربوط به دندان ها در فک بالا و پایینگزارش
7 | 0