Seyyedalith

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



what is it like٠٤:٢٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٩چطوره؟گزارش
21 | 1
any luck٠٤:١٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٩موفق شدی؟گزارش
21 | 1
the english٠٤:١٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٩انگلیسی هاگزارش
5 | 0
away from٠٣:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٩دور بودن ازگزارش
7 | 0
in a medium١٤:٥١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨در سایز مدیومگزارش
2 | 0
it's my pleasure١٤:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٨مایه ی مباهاتهگزارش
16 | 1
it's not my day today١٤:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٨امروز روز من نیست!گزارش
2 | 0
anything special١٤:١٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٨چیز خاصیگزارش
2 | 0
take a call١٣:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٨جواب دادن تماسگزارش
16 | 0
change of plan١٣:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٨برنامه عوض شدگزارش
2 | 0
have reservation١٢:٥٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٨رزرو داشتن مثلا اتاقگزارش
7 | 0
filler words٠٩:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٨اصطلاحات و تکه کلام هاگزارش
5 | 0
take sth to the extreme٠٨:٥٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٨به نهایت/اوج رساندن کاری/چیزیگزارش
0 | 0
forward person٠٨:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٨آدم رکگزارش
2 | 0
flat٠٦:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٨خشک و خالیگزارش
2 | 1
round about٠٦:٢٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٨غیرمستقیمگزارش
9 | 1
go above and beyond sth٠٦:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨کاری را بهتر از حد انتظار انجام دادنگزارش
2 | 0
on the flip side١٠:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٧برعکس [توضیحات قبلی]گزارش
12 | 0
my thing٠٧:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٧وقتی از یه فیلم خوشتون نمیاد: the movie wasn't my thing.گزارش
5 | 1
if this is you٠٤:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٧اگه شما هم این طور [که توضیح داده شده] هستین.گزارش
2 | 0
anyone i know٠٣:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٧من می شناسمش؟گزارش
0 | 0
incase١٤:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٦مباداگزارش
5 | 0
make comment١٢:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٦نظر دادنگزارش
14 | 0
once before٠٦:٥٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٦یه بار قبلاگزارش
2 | 0
this minute٠١:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٦این لحظهگزارش
0 | 0
the most٠١:١٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٦بیش از همهگزارش
21 | 2
the same as before٠١:١١ - ١٣٩٩/١٢/٠٦مثل قبلگزارش
0 | 0
upfront cost٠١:٠٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٥هزینه ی ورودیگزارش
5 | 1
recenter٠٧:٥٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٣دوباره تمرکز خود را به دست آوردنگزارش
5 | 0
turnaround٠٧:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٣یه گشتی زدنگزارش
0 | 0
crash٠٠:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٣ولو شدن بعد از یه غذای سنگین هم میشه فکر کنم.گزارش
7 | 1
big٠٠:١٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٣مهم و برجستهگزارش
16 | 0
look up٠٦:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٢یه سری زدنگزارش
2 | 1
nerdy٠٣:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٢خوره nerdy about animals: خوره ی حیواناتگزارش
12 | 0
be perched on above something٠٣:١٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٢روی چیزی یا لبه ی چیزی بودنگزارش
0 | 0
crossover٠٧:٤٣ - ١٣٩٩/١٢/٠١عوض کردن یک فعالیت به فعالیت دیگرگزارش
2 | 0
take attention٠٧:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٠١توجه طلبیدنگزارش
9 | 1
cabbage slaw٠٥:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٠١سالاد کلمگزارش
0 | 0
pour off٠٥:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/٠١برای عرق ریختن به کار میرهگزارش
2 | 0
meld٠٥:١٤ - ١٣٩٩/١٢/٠١مخلوط شدن و ممزوج شدن با هم meld togetherگزارش
14 | 0
a ton of٠٥:١٠ - ١٣٩٩/١٢/٠١a lot ofگزارش
21 | 1
ground up٠٥:٠٦ - ١٣٩٩/١٢/٠١چرخ کردن گوشت نیزگزارش
2 | 0
move around٠٢:٤١ - ١٣٩٩/١٢/٠١دوردور کردن / تابیدن! ( اصفهانی )گزارش
12 | 1
seem like٠٢:٣٤ - ١٣٩٩/١٢/٠١به نظر میاد که انگارگزارش
44 | 0
this kind of stuff٠٢:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/٠١این جور چیزا [که پیشتر ذکر شده]گزارش
2 | 0
the meat of٠٢:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/٠١بخش اصلی چیزیگزارش
0 | 0
my thing٠٧:٣٩ - ١٣٩٩/١١/٣٠کار یا فردی که ازش لذت می بریمگزارش
9 | 1
do school٠٥:٠٥ - ١٣٩٩/١١/٣٠انجام کارهای مدرسه فقط برای نمره نه برای یادگیریگزارش
0 | 0
rite of passage٠٤:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٣٠آیینی برای عبور از یک مرحله ی زندگی به مرحله ی بعد / چیزی شبیه جشن تکلیف!گزارش
7 | 0
for myself personally٠٤:٣٣ - ١٣٩٩/١١/٣٠واسه شخص خود منگزارش
0 | 0