برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

301 مایه‌دار ١٤٠٠/٠١/٠٩
|

302 آکنده از چیزی بودن ١٤٠٠/٠١/٠٩
|

303 قایمکی جایی رفتن ١٤٠٠/٠١/٠٨
|

304 get someone good: دست انداختن کسی ١٤٠٠/٠١/٠٨
|

305 از پس چیزی بر آمدن ١٤٠٠/٠١/٠٨
|

306 نکته‌دار ١٤٠٠/٠١/٠٨
|

307 سخت گرفتن ١٤٠٠/٠١/٠٨
|

308 اتلاف چیزی بودن
It's a waste of time: وقت تلف کردنه.
١٤٠٠/٠١/٠٨
|

309 سیم‌کش ١٤٠٠/٠١/٠٨
|

310 به فکر کسی بودن ١٤٠٠/٠١/٠٨
|

311 بوفه ١٤٠٠/٠١/٠٨
|

312 از شر چیزی خلاص شدن ١٤٠٠/٠١/٠٧
|

313 Anything ١٤٠٠/٠١/٠٦
|

314 این بیرون ١٤٠٠/٠١/٠٦
|

315 امتحان کردن / سراغ رفتن ١٤٠٠/٠١/٠٦
|

316 درست همون چیزی که ...
Just what i need: دقیقا همون چیزیه که می‌خوام.
١٤٠٠/٠١/٠٥
|

317 حراج شدن ١٤٠٠/٠١/٠٥
|

318 چیزی [لباس] به کسی آمدن ١٤٠٠/٠١/٠٥
|

319 به گوش خورد
I overheard: به گوشم خورد
١٤٠٠/٠١/٠٥
|

320 نبودن، حالا چه به معنی خونه نبودن و مسافرت بودن، یا به معنی زنده نبودن.
while i'm gone: وقتی من نیستم ...
how long will you be gone: چند وقت نی ...
١٤٠٠/٠١/٠٤
|

321 گروه چهارنفره ١٤٠٠/٠١/٠٤
|

322 crazy ١٤٠٠/٠١/٠٤
|

323 آزار دادن روحی
١٤٠٠/٠١/٠٤
|

324 خیلی راضی ١٤٠٠/٠١/٠٤
|

325 ارزش دردسرش رو نداره ١٤٠٠/٠١/٠٤
|

326 how have you been
چطوری
١٤٠٠/٠١/٠٤
|

327 غرق چیزی شدن ١٤٠٠/٠١/٠٤
|

328 خیلی بیشتر از ١٤٠٠/٠١/٠٤
|

329 تحویل تکلیف هم میشه ١٤٠٠/٠١/٠٤
|

330 لنز
Wear contacts: لنز زدن
١٤٠٠/٠١/٠٤
|

331 آب یخ / آب‌خنک! ١٤٠٠/٠١/٠٣
|

332 با کمترین دمای ١٤٠٠/٠١/٠٣
|

333 حداکثر دما ١٤٠٠/٠١/٠٣
|

334 حداقل دما ١٤٠٠/٠١/٠٣
|

335 جا دادن
I put a roof over your head: من بهت جا دادم.
١٤٠٠/٠١/٠٣
|

336 فلنگ رو بستن ١٤٠٠/٠١/٠٣
|

337 دیگه کاریتون ندارم می‌تونید برید ١٤٠٠/٠١/٠٣
|

338 هیچ کدوم از ١٤٠٠/٠١/٠٢
|

339 از سر راه کسی کنار رفتن / اذیت نکردن کسی ١٤٠٠/٠١/٠٢
|

340 برای مو به معنی از بالا بستن مو هم به کار میره. ١٤٠٠/٠١/٠٢
|

341 چی شده؟ ١٤٠٠/٠١/٠٢
|

342 جک و لوبیای سحرآمیز ١٤٠٠/٠١/٠٢
|

343 وقتی به کار میره که از کاری که طرف مقابل گفتگو می‌کنه یا می‌خواد بکنه خوشمون نیاد. ١٤٠٠/٠١/٠٢
|

344 خلاص‌شده
I'm relieved: خلاص شدم.
١٤٠٠/٠١/٠٢
|

345 احترام قائل بودن ١٤٠٠/٠١/٠٢
|

346 یه خواهشی ازت داشتم. ١٤٠٠/٠١/٠٢
|

347 رو دور بودن / روبه‌راه بودن ١٤٠٠/٠١/٠١
|

348 در پاسخ به جوک، وقتی می‌خواید بگید حرفت جوک بود.
بامزه
that's a good one: بامزه بود.
١٤٠٠/٠١/٠١
|

349 پردیس سینمایی ١٤٠٠/٠١/٠١
|

350 حین حمل وسایل معادل "آروم"
کوتاه‌شده‌ی "take it easy"
١٣٩٩/١٢/٣٠
|