نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a wet blanket: آدم حالگیر
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
awful: وحشتناک - افتضاح - خیلی بد
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i cant help it: چاره ای ندارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
vessels: عروق
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blow hot and cold: شل کن سفت کن در اوردن - اصطلاح
١ سال پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
last a long time: دوام طولانی دراد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a feather in one's cap: مایه ی افتخار، موجب سر افرازی{اصطلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
association: سازمان - ارتباط
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tracks: راه، پیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pretending: تظاهر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
emit: ساطع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gpa: مخفف: grade point average
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
antics: دلقک بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
formal schooling: تحصیلات رسمی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
exam: معاینه{ توسط دکتر }
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sleep in: sleep later than usual
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
officials: مسئولان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
officials: مسئولان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reflected: نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reflected: نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suffer from: دچار شدن، متحمل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
suffer from: دچار شدن، متحمل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vessels: عروق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slow increase: افزایش تدریجی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bubbling: فرآیند قُل قُل کردن!!!!!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bubbling: فرآیند قُل قُل کردن!!!!!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
consuming: مصرف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
consuming: مصرف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ecological community: جامعه زیست بومی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feed into: ماده اولیه وارد دستگاهی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
participate: take part
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
consensus: agreement
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
affably: in a friendly manner
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adversities: بدبختی - سختی - مشکلات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
adversities: بدبختی - سختی - مشکلات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
allies: نیروهای خودی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
more and more: روز افزون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
more and more: روز افزون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
turned out: ثابت شد. معلوم شد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
turned out: ثابت شد. معلوم شد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
couch potato: این اصطلاح برای افرادی بکار می رود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like two peas in a ped: مثل سیبی که از وسط دو نصف کرده باشی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as cool as a cucumber: خونسرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as cool as a cucumber: خونسرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spoil the beans: بند را به آب دادن ( رازی را برملا ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
vegetarian: فرق Vegetarian و Vegan این است که v ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
without ceremony: بدون تعارف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drill sergeant: رژه نظامی گروهبان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bonfires: آتش بازی
٢ سال پیش
١