نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
masculine: *of man*
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raw language: زبان خشونت آمیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
raw language: زبان خشونت آمیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
underestimate: کم برآورد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
underestimate: کم برآورد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in a row: پیاپی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
numerous: several; very many
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the debator: مناظره کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tracks: راه، پیست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
masculine image: وجهه مردانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brightest: باهوش، با استعداد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brightest: باهوش، با استعداد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
matches: تطبیق دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
antics: دلقک بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
antics: دلقک بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in that manner: از این طریق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
quack: جعلی - قلابی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mountbank: fake or quack
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
flash: flesh میشه گوشت نه flash!!!!!!!!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
yell: means shout or scream
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tissue: مترادفش handkerchief می باشد با این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's up to you: means it depends in you
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rethink: think again
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rethink: think again
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'r voice is hoarse: صدای گرفته در هنگام سرماخوردگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
contageous illnes: بیماری مسری، بیماری واگیر دار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i did wrong: غلط کردم!!!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
SAW: مثال جالب: i saw a saw that saw a s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
SAW: مثال جالب: i saw a saw that saw a s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
watch out: look after
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
process of elimination: در تست به معنای روش حذف گزینه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
process of elimination: در تست به معنای روش حذف گزینه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
formal schooling: تحصیلات رسمی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
BA: مخفف: bachelor of art
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
BS: bachelor of science
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gpa: مخفف: grade point average
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gpa: مخفف: grade point average
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
school conduct: ( نمره ) انضباط در مدرسه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
credits: در دانشگاه های معتبر و دولتی به معن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my back begins to twinkle: پشتم شروع به لرزیدن کرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
exhaust: 1 ) لوله اگزوز 2 ) دود و گاز حاصل ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
article: جنس، چیز، وسیله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
take care of: رسیدگی کردن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mechanical failure: نقص فنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
notice: اعلامیه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'v got a pretty good idea: تا حد زیادی مطمئنم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
judgment: قوه ی قضاوت و تشخیص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fall into: گرفتار شدن در چیزی یا مشکلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reduce: reduce sb to sth افتادن و دچار شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give cause for: باعث چیزی شدن
٢ سال پیش