نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be around: در همسایگی بودن، در مجاورت و نزدیکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be all through with: تمام کردن. . . . . "اصطلاح"
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be dead set against: اصطلاح - بسیار مخالف چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beard the lion in his den: اصطلاح - با شیر دست و پنجه نرم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blow hot and cold: شل کن سفت کن در اوردن - اصطلاح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow hot and cold: شل کن سفت کن در اوردن - اصطلاح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow one's top: عصبی شدن و کنترل خود را از دست دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off steam: خالی کردن عصبانیت - اصطلاح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
by hook or by crook: اصطلاح - هر جور که شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
by hook or by crook: اصطلاح - هر جور که شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring down the house: اصطلاح - غوغا به پا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring down the house: اصطلاح - غوغا به پا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
break the ice: یخ مجلس را شکستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring home the bacon: موفق بودن و نان شب در آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring something to a close: اصطلاح - به چیزی خاتمه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
build upon sand: اصطلاح - خانه بر آب ساختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
burn the midnight oil: تا بوق سگ کار کردن، دود چراغ خوردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bury the hatchet: کدورت ها را کنار گذاشتن - اصطلاح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
call it a day: تعطیل کردن، بیخیال شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
carry the day: اصطلاح - پیروز شدن، همه را موافق خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carry the day: اصطلاح - پیروز شدن، همه را موافق خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
castles in the air: اصطلاحی در مورد اینکه کسی در آسمون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
castles in the air: اصطلاحی در مورد اینکه کسی در آسمون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel funny: اصطلاحی به معنی احساس ناراحتی یا اح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feel funny: اصطلاحی به معنی احساس ناراحتی یا اح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lionize a person: اصطلاحی به معنی از کسی غول ساختن، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lionize a person: اصطلاحی به معنی از کسی غول ساختن، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
story: دوستان لطفا دقت کنید اطلاعات اشتباه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urbane: آداب، با نزاکت و مودب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
wage: این کلمه به معنی دستمزد و معمولا به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sew: دوختن و وصله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rumble: هم اسم است و هم فعل. . . در نقش اسم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
receipt: رسید، حواله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
pupil: مردمک چشم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
student: pupil یعنی دانش آموز ولی از student ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
program: program در انگلیسی آمریکایی و progr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
apologies: بهانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bruised: درمورد یک شخص بخوایم بگیم معنی" زخم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bruised: درمورد یک شخص بخوایم بگیم معنی" زخم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a big mouth: او دهن لق است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is not yet dry behind the ears: هنوز دهنش بوی شیر می دهد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alive and kicking: سر و مر و گنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a face: شکلک درآوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tan somebody's hide: پوست از سر کسی کندن، کتک مفصل به کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bear garden: اصطلاح. . . حمام زنانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the penny drops: اصطلاح. . . 2زاریت افتاد؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the penny drops: اصطلاح. . . 2زاریت افتاد؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jump down somebody's throat: اصطلاح. . . به کسی توپیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jump down somebody's throat: اصطلاح. . . به کسی توپیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go too far: شور چیزی را درآوردن
٢ سال پیش