نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a wet blanket: آدم حالگیر
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
awful: وحشتناک - افتضاح - خیلی بد
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i cant help it: چاره ای ندارم
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
vessels: عروق
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blow hot and cold: شل کن سفت کن در اوردن - اصطلاح
٨ ماه پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
last a long time: دوام طولانی دراد
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a feather in one's cap: مایه ی افتخار، موجب سر افرازی{اصطلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
association: سازمان - ارتباط
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tracks: راه، پیست
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pretending: تظاهر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
emit: ساطع کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gpa: مخفف: grade point average
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
antics: دلقک بازی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
formal schooling: تحصیلات رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
exam: معاینه{ توسط دکتر }
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sleep in: sleep later than usual
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
officials: مسئولان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
officials: مسئولان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reflected: نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reflected: نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suffer from: دچار شدن، متحمل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
suffer from: دچار شدن، متحمل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vessels: عروق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slow increase: افزایش تدریجی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bubbling: فرآیند قُل قُل کردن!!!!!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bubbling: فرآیند قُل قُل کردن!!!!!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
consuming: مصرف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
consuming: مصرف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ecological community: جامعه زیست بومی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feed into: ماده اولیه وارد دستگاهی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
participate: take part
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
consensus: agreement
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
affably: in a friendly manner
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adversities: بدبختی - سختی - مشکلات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
adversities: بدبختی - سختی - مشکلات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
allies: نیروهای خودی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
more and more: روز افزون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
more and more: روز افزون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
turned out: ثابت شد. معلوم شد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
turned out: ثابت شد. معلوم شد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
couch potato: این اصطلاح برای افرادی بکار می رود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like two peas in a ped: مثل سیبی که از وسط دو نصف کرده باشی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as cool as a cucumber: خونسرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as cool as a cucumber: خونسرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spoil the beans: بند را به آب دادن ( رازی را برملا ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
vegetarian: فرق Vegetarian و Vegan این است که v ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
without ceremony: بدون تعارف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drill sergeant: رژه نظامی گروهبان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bonfires: آتش بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bonfires: آتش بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
analogies: شباهت ها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
analogies: شباهت ها
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as it turned out: آن گونه که معلوم شد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as it turned out: آن گونه که معلوم شد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't digress: don't get off the topic
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
novocaine: بی حسی موضعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
novocaine: بی حسی موضعی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i do not shrink: من شانه خالی نمی کنم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
last a long time: دوام طولانی دراد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
inserted: داده شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at one point: یک لحظه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at one point: یک لحظه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
modification: در گرامر به معنای تعریف، مشخص کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in error: by mistake
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep sweeping it under the mat: به ماست مالی ادامه میدیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fumbling: سوتی دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wasted: مست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stumbling: تلو تلو خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stumbling: تلو تلو خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
picket: حصار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
picket: حصار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this one is on me: این و مهمون من باشید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
traditional: مترادفconventional
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
midsummer: stand for middle summer
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teddy bears: خرس عروسکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
teddy bears: خرس عروسکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bachelor: کدینگ. . . بچه لُر اگر چه" لیسانس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
disk jockey: همون DJ خودمون!!!!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
disk jockey: همون DJ خودمون!!!!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
baggage handler: باربر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
barmaid: مشروب فروش زن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bouncer: نگهبان بار یا دیسکو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
traffic warden: مامور راهنمایی و رانندگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
don't get me wrong: بد برداشت نکن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stuffy noise: کسی که راه تنفسی اش بسته شده باشد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
saint sylvester's day: the catholic saint and pop
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
silver anniversary: 25 امین سالگرد ازدواج زن و مرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
PE: physical education
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teased: کسی را دست انداختن و متلک پروندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
teased: کسی را دست انداختن و متلک پروندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tally: چوب خط |||
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tally: چوب خط |||
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
treated: مهمان کردن به چیزی Tex treated ever ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i already despise you: من قبلا حالتو گرفتم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nail is one's coffin: هر چیزی که عمر را کوتاه می کند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bacardi: نوعی مشروب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bacardi: نوعی مشروب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
upside down: کارهای عجیب و غریب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
boardwalk: ( راهی معمولا چوبی و باریک که بر رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boardwalk: ( راهی معمولا چوبی و باریک که بر رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strut: قیافه گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strut: قیافه گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
courtside: بالا نشین ( درمورد ملکه و پادشاه که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kiss the ring: یعنی ادای احترام کردن نسبت به ارشدت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dubstep: نوعی رقص با لرزش فراوان بدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dubstep: نوعی رقص با لرزش فراوان بدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
obsessed: عقده ای شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride by: یعنی از تو ماشین به کسی شلیک کردن و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pimp cup: یعنی جام شراب، جام شراب لوکس )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hit: هیت یعنی آهنگایی که همه گیر میشن، ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
careless remark: گفته ی بی دقت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
headaches: دردسر ( trouble )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do away: لغو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cope with: get along
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gain: 1 ) کسب کردن 2 ) سود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
finance: تامین بودجه کردن - امور مالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
frankly: بی پرده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what this in mind: با توجه به این موضوع. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
track: رد پا. . . truck میشه کامیون نه ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strung out: مضطرب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breathless moments: لحظه های نفسگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breaking me down: منو میشکونن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
undecipherable: ناخوانا - بد خط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
undecipherable: ناخوانا - بد خط
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a blind alley: بیراهه، ناکجاآباد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a blot from the blue: پیشامد ناگهانی ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a cat's paw: بازیچه، آلت دست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a run for one's money: دمار از روزگار کسی در آوردن ( اصطلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pretty kettle of fish: وضع ناجور ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
aman of means: مرد پولدار ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a little way off: چیزی نمانده، راهی نیست{اصطلاح}
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lick and a promise: اصطلاح به معنی گربه شور کردن، کار ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a lick and a promise: اصطلاح به معنی گربه شور کردن، کار ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a fly in the ointment: نکته منفی چیزی ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a feather in one's cap: مایه ی افتخار، موجب سر افرازی{اصطلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a feather in one's cap: مایه ی افتخار، موجب سر افرازی{اصطلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a square peg in a round hole: وصله ی ناجور ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a square peg in a round hole: وصله ی ناجور ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
act like: تقلید کردن - ادای کسی را در آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
achilles heel: نقطه ضعف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a axe to grind: نفع شخصی در کاری داشتن ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
apple polishing: پاچه خواری و خودشیرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
apple polishing: پاچه خواری و خودشیرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as broad as it is long: همان آش و همان کاسه{اصطلاح}
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as broad as it is long: همان آش و همان کاسه{اصطلاح}
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
as good as one's word: قابل اعتماد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bargain hunter: چانه زن، ارزان خر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at the mercy of: وابسته به، متکی به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be around: در همسایگی بودن، در مجاورت و نزدیکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be around: در همسایگی بودن، در مجاورت و نزدیکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be all through with: تمام کردن. . . . . "اصطلاح"
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be dead set against: اصطلاح - بسیار مخالف چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beard the lion in his den: اصطلاح - با شیر دست و پنجه نرم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blow hot and cold: شل کن سفت کن در اوردن - اصطلاح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow hot and cold: شل کن سفت کن در اوردن - اصطلاح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow one's top: عصبی شدن و کنترل خود را از دست دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off steam: خالی کردن عصبانیت - اصطلاح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
by hook or by crook: اصطلاح - هر جور که شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
by hook or by crook: اصطلاح - هر جور که شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring down the house: اصطلاح - غوغا به پا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring down the house: اصطلاح - غوغا به پا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
break the ice: یخ مجلس را شکستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring home the bacon: موفق بودن و نان شب در آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring something to a close: اصطلاح - به چیزی خاتمه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
build upon sand: اصطلاح - خانه بر آب ساختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
burn the midnight oil: تا بوق سگ کار کردن، دود چراغ خوردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bury the hatchet: کدورت ها را کنار گذاشتن - اصطلاح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
call it a day: تعطیل کردن، بیخیال شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
carry the day: اصطلاح - پیروز شدن، همه را موافق خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carry the day: اصطلاح - پیروز شدن، همه را موافق خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
castles in the air: اصطلاحی در مورد اینکه کسی در آسمون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
castles in the air: اصطلاحی در مورد اینکه کسی در آسمون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel funny: اصطلاحی به معنی احساس ناراحتی یا اح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feel funny: اصطلاحی به معنی احساس ناراحتی یا اح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lionize a person: اصطلاحی به معنی از کسی غول ساختن، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lionize a person: اصطلاحی به معنی از کسی غول ساختن، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
story: دوستان لطفا دقت کنید اطلاعات اشتباه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urbane: آداب، با نزاکت و مودب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
wage: این کلمه به معنی دستمزد و معمولا به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sew: دوختن و وصله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rumble: هم اسم است و هم فعل. . . در نقش اسم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
receipt: رسید، حواله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
pupil: مردمک چشم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
student: pupil یعنی دانش آموز ولی از student ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
program: program در انگلیسی آمریکایی و progr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
apologies: بهانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bruised: درمورد یک شخص بخوایم بگیم معنی" زخم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bruised: درمورد یک شخص بخوایم بگیم معنی" زخم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a big mouth: او دهن لق است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is not yet dry behind the ears: هنوز دهنش بوی شیر می دهد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alive and kicking: سر و مر و گنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a face: شکلک درآوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tan somebody's hide: پوست از سر کسی کندن، کتک مفصل به کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bear garden: اصطلاح. . . حمام زنانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the penny drops: اصطلاح. . . 2زاریت افتاد؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the penny drops: اصطلاح. . . 2زاریت افتاد؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jump down somebody's throat: اصطلاح. . . به کسی توپیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jump down somebody's throat: اصطلاح. . . به کسی توپیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go too far: شور چیزی را درآوردن
٢ سال پیش