سمیرا قاسمی

سمیرا قاسمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



rest assured٠٨:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦Used to make someone feel safe or less worried about somethingگزارش
2 | 0
arcade١١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢١کلوپ بازی، پاساژ مثال: a shopping arcade a video game arcadeگزارش
16 | 0
fracking١٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٣١یک تکنیک تحریک چاه است که در آن صخره به وسیلهٔ مایع فشرده شده شکسته می شود. این فرایند شامل تزریق پرفشار سیال فرکیینگ به حفرهٔ حفاری به منظور ایجاد ت ... گزارش
7 | 0
knock on effect٠٩:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧اثر ثانویه، تاثیر غیرمستقیمگزارش
2 | 0
flower bed١٦:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦باغچه ، زمین گلکاری شدهگزارش
2 | 0
repertoire٠٨:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨مجموعه آثارگزارش
2 | 0
awesome٠٦:٤٢ - ١٣٩٩/١١/٢٨فوق العاده ، محشر، مهیب، ترسناکگزارش
7 | 1
crisscross١٥:٢٥ - ١٣٩٩/١١/٢٥( v ) حالت ضربدری داشتن ( adj ) ضربدری، متقاطع ( n ) ضربدرگزارش
5 | 0
exclusive١٧:٠٨ - ١٣٩٩/١١/٢١گزارش ویژه ، اختصاصی، انحصاریگزارش
16 | 1
therapeutic٠٨:٥٥ - ١٣٩٩/١١/٢١شفابخش، آرامش بخش، مفید برای سلامت ( روحی و جسمی ) ، درمانیگزارش
16 | 1
by no means١١:٥٦ - ١٣٩٩/١١/٢٠اصلاً، ابداً، به هیچ وجهگزارش
0 | 0
obsess١٩:٥٥ - ١٣٩٩/١١/١٧دیوانه چیزی بودن ، عقده داشتن، مدام به چیزی فکر کردنگزارش
16 | 0
plait١٩:٥٠ - ١٣٩٩/١١/١٧بافتن ( مو ) ، گیس ، موی بافتهگزارش
2 | 0
cough drop١٥:٣٢ - ١٣٩٩/١١/٠٨قرص مکیدنیگزارش
0 | 1
downside١٤:٠٤ - ١٣٩٩/١١/٠٨نقطه منفیگزارش
5 | 0
dauntless٢٠:٥٥ - ١٣٩٩/١١/٠٥مصمم، بی باک ، شجاعگزارش
5 | 0
ongoing٠٨:٢٩ - ١٣٩٩/١١/٠٥ادامه دار، مداوم، مستمرگزارش
23 | 1
live on the edge١٨:٤١ - ١٣٩٩/١١/٠٤to have a life with many dangers and risks, especially because you like to behave in an extreme and unusual way گزارش
9 | 0
work up١٥:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٣٠پروراندن ( ایده و. . . ) ایجاد کردن، نگران و مضطرب ساختن، تحریک کردنگزارش
0 | 1
quite٠٨:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٨quite : کاملا. نسبتا. واقعا. خیلی quiet :ساکت. آرام. خصوصی. نامحسوس. کساد ( کسب و کار ) quit:دست کشیدن. ترک کردن. استعفا دادن.گزارش
37 | 1
send off١٠:٢٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢١اسم هست و به معنی بدرقه، مهمانی خداحافظیگزارش
5 | 1
meditate١٠:٣٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢مراقبه کردن ، در خلسه فرو رفتن، تمدد اعصاب کردن، تأمل کردن، اندیشیدنگزارش
21 | 0
drowning١٠:٢٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢غرق شدگی، خفگی در آبگزارش
7 | 0
burn out١٠:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢فرسودگی ، خستگی، زدگیگزارش
9 | 0
tailored٠٨:٠٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢فیت، متناسب ، اندازهگزارش
25 | 0
up to the minute٠٧:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦آخرین ، به روز ، جدیدترینگزارش
9 | 0
rigid٢٠:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٧سفت خشک ( از ترس ) جدی، سختگیرگزارش
5 | 0
circuit٢٠:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٧مدار، مسیر گرد ( برای مسابقه )گزارش
9 | 0